سایت آهنگسازی آموزش فارسی آهنگسازی میکس مسترینگ

آموزش فارسی میکس حرفه ای- بخش پانزدهم

ساختار آهنگ:

ساختار آهنگ اغلب روی کاری که صدابردار در هر قسمت از میکس انجام می دهد تأثیر می گذارد. برخی گروه ها ساختارهایی خلق می کنند که هر بخش از آهنگ با بخش قبلی آن کاملا متفاوت می باشد. فرانک زاپا، پینک فلوید، بیتلز و دارای آهنگهایی هستند که میکس آنها از یک بخش به بخش دیگر کاملا متفاوت است. برای میکس آهنگهایی که دارای بخشهای متفاوت هستند و می توان میکسهای مختلفی را برای هر قسمت خلق کرد، باید دارای دید گاهی باز و مناسب باشیم و اینگونه میکسها بسیار جالب می باشند. حتی در مواقعی که قسمتهای مختلف آهنگ خیلی متفاوت نیستند، می توانید هر بخش را مقدار کمی متفاوت و با لهجه های مختلف میکس کنید. برای مثال، معمولا گروس آهنگ دارای مقدار بیشتری پس آوا روی صدای خواننده (Vocals) می باشد. قسمت لید( Lead Break) معمولا با زیاد کردن ولوم صدای

Kick , Share یا باس و بعضی مواقع با اضافه کردن مقداری پس آوا به Snare جذاب تر و خوش منظرتر می شود. چنین کاری را همچنین می توان در انتهای آهنگ و هنگامی که گروه در حال بداهه نوازی برای خاتمه دادن به آهنگ می باشد انجام داد. یک قسمت وصل (Bridge) نیز می تواند دارای پس آوا يا پن متفاوت با قسمتهای دیگر روی سازها باشد تا در میکس تنوع بوجود آید.

تجهیزات بهتر اصولا می توانید میکسهای تمیز تر و بهتر داشته باشید. همچنین اگر هنگام ضبط مراقب سطح صداها و نویزها باشید، بعدأ موقع میکس لازم نیست آنها را دوباره درست کنید.

معمولا دو بخش اجرا و اشعار هستند که بیشترین نقش را هنگام تصمیم گیری برای اینکه چه کاری برای میکس باید انجام شود دارند. اگر چه این خصوصیات از آهنگی به آهنگ دیگر کاملا تغییر می کند. اغلب یک یا دو مشخصه هنگام میکس نقش اساسی تری را نسبت به بقیه ایفا می کنند. شاید بهترین نوع میکس هنگامی باشد که تمام این مشخصات کما بیش نقش متعادلی را در میکس داشته باشند.

بنابراین باید ببینید که شما برای کدامیک از این مشخصات اهمیت بیشتری قائل هستید و از نظر شما کدامیک از این ده مشخصه یک آهنگ برای تصمیم گیری در مورد یازدهمین مشخصه یعنی “میکس” از بقیه مهمتر است

بخش C: افراد مرتبط با پروژه

 

اجرا یکی از مهمترین مشخصه هایی است که روی میکس تأثیر می گذارد. برای مثال یک لیک (Lick) گیتار خاص ممکن است شما را بر آن دارد که آن را در زمان لیک از چپ به راست پن کنید و همچنین افکتی از یک وی اس تی مانند پس آوا که با آن ريف (Riff) تناسب دارد به آن اضافه کنید. از همه مهمتر، کیفیت اجرا روی چگونگی میکس آهنگ تأثیر می گذارد. اگر اجرا کاملا خوب و دقیق باشد شما فقط احتمالا آن را در میکس بالا برده و به جلو می آورید تا در میکس خودنمایی کند. اما اگر اجرا قابل قبول و جالب نباشد، نباید آن را به جلو آورید و مخصوصا از افكت در آن استفاده نکنید. به این دلیل که مسلما نباید چیزی را که قابل قبول و مناسب نمی باشد مشخص و پر رنگ جلوه دهید. در چنین مواقعی باید این قسمتها را در میکس پایین آورده و با افزودن مقدار کمی پس آوا یا دیگر افکتهای بر پایه زمان قسمتهای ناهنجار آن را مخفی کنید. اما با این حال دقت کنید که اینگونه قسمتها را بیش از حد نپوشانید با بیش از حد به آن افکت ندهید و آن را پایین نیاورید. این کار باید کاملا بصورت متعادل انجام شود. در غیر این صورت نه تنها اجرایی بد، بلکه میکس بدی نیز خواهید داشت.

بخشی از کار که مهارت بالایی را طلب می کند این است که نکات مورد نظر خود را با آنچه که سایر افراد پروژه می خواهند متعادل و هماهنگ کنید. یکی از مهمترین کارها در صدابرداری برقرار کردن توازن میان خواسته های مشتری با آنچه که صدابردار به عنوان نکات مثبت و منطقی کار می داند است. شغل صدابردار گرفتن پیشنهادات و نظرات همه افراد دست اندر کار در پروژه و انتخاب بهترین آنها برای اعمال روی کار می باشد. یک صدار بردار حرفه ای همواره به همه نظرات گوش می دهد و آنها را با ارزشهای مورد نظر خود و همچنین مخاطب عام مقایسه می کند. سپس در مورد حس مربوط به این نظرات بحث و تبادل نظر می کند. اغلب بعنوان یک نمونه ازمایشی روی ایده ها کار کرده و در نهایت به همراه مشتری برای اتخاذ تصمیم نهایی شروع به کار می کند. ایجاد توازن همواره یکی از مشکل ترین کارهای پک صدابردار می باشد.

 

ادامه دارد …

 

آموزش فارسی میکس حرفه ای- بخش چهاردهم

اکنون زمان خوبی برای این پرسش است که آیا دیدگاه موسیقایی برای میکس، در وهله اول مناسب نیست؟)

به عبارت دیگر، اگر ریتم خیلی پایه تر، ساده تر و آهسته تر باشد، احتمالا فضای بیشتری برای افکتها و بازی با اکولایزر وین و ولوم وجود خواهد داشت.

ملودی:

طبیعت خط ملودی می تواند به آسانی روی کاری که صدابردار هنگام میکس نهایی و همچنین در هر نقطه مشخص از کار و آهنگ انجام می دهد تأثیر بگذارد، برای مثال، اگر ملودی یک جزء بزرگ و طولانی از آهنگ باشد، ممکن است تصمیم بگیرید که آن را بوسیله افکتهای بر پایه زمان مانند تأخير (Delay)، پس آوا (Reverh) یا فلنجر (Flanger)، حجیم تر و جذاب تر کنید. اگر ملودی ساده باشد (یا کسل کننده)، ایده خوبی است که آن را بوسیله انواعی از حجیم سازی مانند تأخیرهای با زمان کوتاه یا پس آوا به صورت استریو در آوریم. به عبارت دیگر اگر ملودی خیلی شلوغ باشد، بهتر است که از افکتهای کمتری استفاده کنید و آن را بالاتر ببرید تا بتوانید جزئیات را بهتر بشنوید. گاهی اوقات صدابرداران پن و افکتها را براساس خط ملودی تغییر می دهند که می تواند به جذاب تر شدن میکس کمک کند.

ریتم

طبیعت رينم اثر مستقیمی روی میکس دارد. هر چقدر ریتم شلوغ تر باشد، باید میکس را تمیز تر و واضح تر انجام دهید تا بتوانید جزئیات بیشتری را بشنوید. شما نمی خواهید که شفافیت و وضوح و دقت یک ریتم پیچیده، پوشیده و تیره تر شود. هر یک از ابزار و وسایل در داخل اتاق کنترل می توانند برای خلق یک میکس تمیزتر و شفاف تر، وقتی که یک ریتم شلوغ داریم مورد استفاده قرار گیرند. در این مواقع باید از افکتهای بر پایه زمان کمتر استفاده کنید. به این دلیل که فضای کافی برای تأخیرهای اضافی وجود ندارد. سازها یا صداهای وی اس تی ها باید به صورت کی شفاف تر و روشن تر اکولایز شوند تا جزئیات ریتم تفکیک تر و قابل تشخیص شوند. ولوم صدای یک بخش پیچیده ریتم نیز باید کمی بیشتر شود تا جزئیات شفاف تر شنیده شوند. البته همه ريتمهای شلوغ به صورت مشخص تر و جلوتر میکس نمی شوند. یک ریتم ممکن است برای اینکه بخواهیم به صورت شفاف و جلوتر میکس شود خیلی شلوغ باشد. بنابراین باید آن را به صورت گرفته تر و تیره تر اکولایز کنیم و در زمینه موسیقی قرار دهیم، به این دلیل که ممکن است برای آهنگ بسیار طاقت فرسا، سنگین و خراب کننده باشد و بقیه اجزای

هارمونی

طبیعت بخشهای هارمونی و چگونگی تناسب آنها با گل آهنگ نیز به گونه ای دیگر در میکس مشارکت دارد. تفاوت در تعداد بخشهای هارمونی و ساختار آکوردی آنها می تواند راهنماهای مهمی را برای اینکه چه کارهایی در میکس باید انجام شود مهیا کند. مثلا هر چقدر بخشهای هارمونی بیشتر باشد صداها باید به صورت گسترده تری ين شوند. در حالیکه یک بخش هارمونی منفرد به ندرت به صورت کامل به یک سو پن می شود. نوع آکوردهای موسیقایی که بوسیله بخشهای هارمونی خلق شده اند می توانند روی جایگیری آنها تأثیر گذار باشند. یک آکورد نامطبوع احتمالا در میکس در عقب قرار می گیرد، یک آکورد مطبوع و خوش احساس ممکن است با تأخیرها و پس آوای فضایی میکس شود. هنگامی که هارمونی ها واقعی نیستند و در واقع ملودی به صورت هم آوا (اونسیون) صدا می دهد، صداها باید به صورت گسترده تری به صورت استریو پخش شوند تا پرتر و حجیم تر صدا دهند و ولوم صدا نیز احتمالا باید کمتر شود، به این دلیل که ممکن است این صداها برای اینکه در جلو قرار بگیرند، به اندازه کافی جذاب و دلچسب نباشند. یکی از روشهایی که در تصمیم گیری افراد برای چگونه میکس کردن هارمونی بکار می رود بر پایه این است که هارمونی ها تا چه اندازه خوب و صحیح و بجا می باشند. بسیاری از افراد، اگر صدای هارمونی ها واقعا خوب باشد آن را بلند می کنند با این حال و با تمام این اوصاف، هیچیک از این ایده ها یک قانون نیست، اینها تنها دلایلی برای خلق انواع مختلف میکس می باشد.

اشعار:

محتوای اشعار، راهنمای بزرگی برای صدابردار در روش میکس می باشد. طبیعت اشعار اغلب روی میکس کلی تأثیر می گذارد، به این دلیل که به تنظيم لحن و رنگ و آهنگ کمک می کند. اشعار بخصوص، اغلب صدابردار را برای استفاده از افکتهای گوناگون هنگام میکس هدایت می کند. جمله ای مانند: زندگی در حاشیه” با “راه رفتن روی لبه پرتگاه می تواند کاملا به سمت راست یا چپ پن شود و به این صورت کاملا این حس را تداعی کند. جمله ای در مورد رفتار روان پریشانه ممكن است شما را بر آن دارد که صدای برخی فرکانسهای آزار دهنده را در یک یا چند ساز بخصوص بالا ببرید. جمله ای مانند “در سرای عشق” ممکن است مقداری پس آوا را طلب کند. همچنین افکتها ممکن است بر اساس اشعار حذف شوند. برای مثال وقتی اشعار خیلی مهم یا شخصی هستند، معمولا افكتها (مخصوصا پس آوا) کم می شوند تا اشعار جلوتر و نزدیک تر به احساس شما صدا دهند.

کنید که در فضای محدود بين بلندگوها این امر یعنی استفاده از کل فضا و زمینه استریو لازم می باشد.

اگر یک تنظیم خیلی خلوت و کم حجم باشد نیز دو روش با طرح وجود دارد. شما می توانید تنظیم را با اضافه نکردن افكت خلوت نگه دارید یا اینکه می توانید آن را با اضافه کردن انواع گوناگون افکتهای بر پایه زمان پرتر و حجیم تر کنید. وقتی تعداد صداهای کمتری وجود دارد، شما فضای بیشتری برای بازی با افکتها در اختیار خواهید داشت.

تنظیم:

حجم و تراکم تنظيم اغلب راهنمای ارزشمندی برای روش میکس آهنگ می باشد اگر یک تنظیم بیش از حد پر باشد دوطرح مختلف برای کار وجود دارد. برداشتن قسمتهای اضافی و نامطلوب یا پرتر کردن آن. طرح اول به این منظور است که یک تنظيم شلوغ و پر را با اضافه کردن افکتهای دیگر تیره و شلوغ تر نکنیم. در اینجا سعی می کنیم که بگونه ای میکس را انجام دهیم که صدای تمیزتر و واضح تری داشته باشیم تا بتوانیم اجرای آهنگ را در شلوغی تنظیم بشنویم. علاوه بر استفاده کمتر از افکتها، صداها معمولا به صورت شفاف تر و روشن تر اکولایز می شوند. وقتی تعداد خیلی زیادی از صداها و نت ها در میکس وجود دارند، فرکانسهای بالاتر بیشتر پوشیده می شوند، در حالیکه فرکانسهای پایین فضای بیشتری را در بین بلندگوها اشغال می کنند. استفاده از اکولایزهای شفاف تر باعث میشود که صداها فضای کمتری را بگیرند، بنابراین فضای بیشتری برای شنیده شدن هر صدا وجود خواهد داشت.

از طرف دیگر برای برخی آهنگها و سبکهای موسیقی، استفاده از میکس برای پرتر کردن تنظیم، ساختن صدای حجیم و افکتهای مشخص تر مناسب می باشد. اضافه کردن افکتهای بر پایه زمان مانند تأخیر و پس اوا و فلنجر در حقیقت صداهای بیشتری را به میکس اضافه می کند. همچنین ممکن است شما صداها را در سطح وسیع تری پن

سازبندی

اگر صدای ساز خوب باشد، احتمالا شما صدای آن را بالا خواهید برد و با استفاده از افکتهای بر پایه زمان آن را به صورت استریو پخش خواهید کرد. اگر صدای ساز زیبا، جذاب، منحصر بفرد و پیچیده باشد خودنمایی خواهد کرد. از سوی دیگر صداهای جذاب و منحصر بفرد هنگامی که در میکس پایین باشند و تراوش صدای آنها شنیده شود می توانند بسیار فریبنده باشند. یک افکت نرم و آرام برای استریو کردن آن لازم است و در نهایت آن را در زمینه آهنگ قرار می دهد.

اگر صدایی خیلی آشکار و واضح نیست، آن را با بالا بردن بیش از حد، پر رنگ و مشخص نکنید. به جای آن می توانید مقداری افکت به آن بدهید. اگر نمی توانید آن را شفاف و صیقلی کنید، آن را محو کرده و بپوشانید. )

 

 

ادامه دارد …

آموزش فارسی میکس حرفه ای- بخش دوازدهم

ادامه ی درس قبل :

به علاوه، صداها در سینتی سایزرها معمولا به صورت استریو با چنین تأخير زمانی کوتاهی پخش می شوند.

همچنین می توانیم این خط را با بیشتر کردن ولوم صدا به جلو بیاوریم..

درست به همان صورت که می توانیم از ولوم صدا، پن و اکولایز برای جایگذاری و حرکت دادن گره ها استفاده کنیم، روی جایگذاری و طول قطر کره صدایی که از حجیم سازی خلق شده نیز کنترل داریم، می توانیم این خط را در هر کجا از چپ تا راست به وسیله پن کردن سیگنال اصلی و سیگنال تأخیری در موقیت های گوناگون جایگذاری کنیم. هر چقدر پخش و انتشار استریو عریض ترو وسیع تر باشد، صدا فضای بیشتری را پوشش خواهد داد. در این حالت یک کره بیضوی شکل خواهيم داشت.)

یا آن را با کم کردن درجه صدا در زمینه قرار دهیم.

در ادامه ی مطلب با ادامه ی آموزش فارسی میکس حرفه ای- بخش دوازدهم همراه سایت کیوبیس باشید

(بیشتر…)

  • 1,083 views
ادامه مطلب

آموزش فارسی میکس حرفه ای- بخش یازدهم

ادامه از درس قبلی :

این محدوده جایی است که میکس واقع می شود. در دنیای تجسم، صداها در جای دیگری از اتاق واقع نخواهند شد. مهمتر از آن باید به یاد داشته باشید که این فضا محدود است. بنابراین اگر یک ارکستر ۱۰۰ قطعه ای بین بلندگوها داشته باشید، فضا شلوغ خواهد شد.

 

مهم نیست که چقدر یک صدا را به سمت چپ پن می کنیم، به هر حال این صدا هیچگاه از حد بلندگوی چپ، بیشتر به سمت چپ به نظر نخواهد آمد. در مورد سمت راست نیز به همین ترتیب خواهد بود. همچنین صداها تنها مقدار کمی جلو و عقب بلندگو به نظر ما خواهند آمد. صداها را بالاتر از جای بلندگوها نخواهیم شنید، أما از طریق زمین به ما منتقل خواهند شد. تمام این حدود تجسم می توانند به وسیله این شکل نشان داده شوند

در این حالت شما نمی توانید هر ویلن را به صورت منفرد در میکس بشنوید، به این دلیل که فضا بسیار شلوغ می باشد، شما تنها یک گروه زهی را می شنوید، در حالیکه اگر فقط سه ویولن داشته باشید، می توانید هر یک را به صورت کاملا واضح و تفکیک بشنوید.

به این دلیل که فضای بین بلندگوها محدود است و پوشش مسئله بزرگ و مهمی در میکس می باشد. کل مطلب میکس در یک مطلب خلاصه خواهد شد، کنترل ازدحام و شلوغی”

همانگونه که می توانید ببینید، یک صدا می تواند در فضای بین بلندگوها به وسیله تغییر ولوم صدا، پن و تغییر فرکانس (Pitch) حرکت کند (اکولایز تغییرات کوچکی ایجاد خواهد کرد. این سه پارامتر، تنها برای حرکت دادن صداها در اطراف و بین بلندگوها استفاده نمی شوند، بلکه برای قرار دادن و حرکت دادن افکتها شامل تأخير (Delay قنج (Flanging) و پس آوا (Reverb) به کار می روند.

فضای محدود شده بین بلندگوها که تجسم صدا در آن واقع می شود، محلی است که ما می توانیم ساختار های مختلف میکس را در آن خلق کنیم، رمز این کار در این است که تجسمات صدا را خلاقانه جایگذاری کنیم.

اکنون در مورد اجزا و عناصر، صداها و سازها و افکتهایی که می توانیم در بین بلندگوها جایگذاری کنیم بحث می کنیم

 

ادامه دارد

آموزش فارسی میکس حرفه ای- بخش دهم

گروه کر، اغلب در زمینه هستند. اگر بخواهید صدایی را در میکس در جلو داشته باشید، اولین کاری که باید بکنید این است که فیدر ولوم صدا را روی کنسول مسیکس بالا ببرید. و البته پایین آوردن ولوم صدا، صدا را در زمینه قرار خواهد داد.

اگرچه درجه صدا، اولین کار کرد برای جایگذاری جلو یا عقب صدا می باشد، فاکتورها و همچنین تجهیزات دیگری هم وجود دارند که می توانند صدا را به جلو منتقل کنند، مانند کمپرسور و لیمیتر، بالا بردن اکولایزر در محدوده مورد نظر، تأخیرهای (Delay) کمتر از ۳۰ میلی ثانية، و هر افکتی که صدا را غیر طبیعی جلوه دهد، بطوریکه صدا به جلو منتقل شود. پس آوا (Reverb) و تأخیرهای با زمان طولانی صدا را در فاصله دورتر قرار می دهند. این افکتها به صورت کامل در فصل ۴ مورد بررسی قرار می گیرند

نکته: شما به فاکتورهای دیگری مانند پس آوا و تأخیرها برای سنجیدن فاصله یک صدا از خود احتیاج دارید. اگر شما در یک اتاق کاملا آکوستیک مانند اتاق سکوت یک استودیو (یا اتاقی که در آن تمام صداها توسط دیوارها جذب می شود و هیچ گونه انعکاس و برگشت صدایی وجود ندارد) قرار گرفته باشید، نمی توانید فاصله یک صدا را تنها به وسیله ولوم صدا تعیین کنید. به هر حال، برای رسیدن به اهداف این کتاب، ولوم صدا همچنان به صورت جلو به عقب نشان داده خواهد شد. بنابراین هر چقدر صدا بلندتر باشد در تجسم و در میکس جلوتر ظاهر خواهد شد.

(۱) فرکانس: جایگیری پایین به بالا

دلایلی وجود دارد که باعث به وجود آمدن این خطای حسی می شوند. اول، فرکانسهای پایین از طریق کف اتاق به پاهای شما منتقل می شوند، اما فرکانسهای بالا اینگونه نیستند. مثلا مهم نیست که چه مقدار باس به صدای پیکولو اضافه کنید، در هر صورت صدای پیکولو هیچ وقت از طریق کف اتاق منتقل نمی شود. در نتیجه، استودیوهای حرفه ای به گونه ای کالیبره می شوند که معلوم باشد دقیقا چه تعداد فرکانسهای پایین از طریق کف اتاق به پاهای شما منتقل می شود. به این دلیل است که برخی صدا برداران دوست دارند پا برهنه کار کنند.)

در سطحی محرمانه تر، یک تئوری در زمینه روانشناسی موسیقی وجود دارد که فرکانسها را از پایین تا بالا، در بدن انسان طرح و ترسیم می کند، از پایین ستون فقرات تا بالای سر، که به فرکانسهای مختلفی پاسخ می دهند.

گام و فرکانس صدا به صورت بالا و پایین

خطای حسی جالبی در مورد فرکانسهای بالا و پایین در دنیای تجسم رخ می دهد. آن را در سیستم پخش صوت خود بررسی کنید. قبل از آن میتوانید این نمونه با با یک وی اس تی آنالایزور نیست مورد بررسی قرار دهید . . یک آهنگ را پخش کنید و گوش کنید که صداهای با فرکانس بالا و پایین در چه جایی بین بلندگوها به نظر می رسند. اکثر افراد توافق دارند که فرکانس های بالا، بالاتر و فرکانسهای پایین، پایین تر قرار دارند. سازهای با فرکانس بالا مانند

Bells , Cymbals و زهی های اکتاو بالا همیشه در بین بلندگوها بالاتر از سازهایی مانند گیتار باس یا kick به نظر می رسند.

 ۱۳) یک آهنگ و فرکانسهای بالا و پایین مشخص شده در سازهای آن

 

شما می توانید صدا را با تغییر فرکانس بوسیله پردازشگرهای هارمونیک و محرکهای شنیداری ( Aural Exciters) با بوسیله نواختن سازها در اکتاو بالاتر یا پایین تر با با معکوس نمازی آکورد، بالاتر یا پایین تر ببرید. نظر به اینکه اکولایز، درجه صدای فرکانس های مختلف را کنترل می کند، بوسیله اکولایزر می توانیم یک صدا را بالاتر یا پایین تر ببریم. حداقل تا مقداری. مجددأ، مهم نیست چه مقدار باس به پیکولو اضافه می کنیم، هیچگاه نمی توانیم آن را در کف اتاق منتقل کنیم، بالطبع نمی توانیم صدای گیتار باس را در بالا قرار دهیم.

شکل ۱۴) فرکانسها در ما

در اینجا ما در مورد صحت این سیستم بحث نمی کنیم، اگرچه ممکن است این قضیه در دریافت ما از فرکانسهای بالا و پایین در دنیای تجسم شرکت داشته باشد. اما صرفنظر از اینکه چگونه این موضوع اتفاق می افتد، واقعیت این است که فرکانسهای بالا در بین بلندگو ها بالاتر از فرکانسهای پایین به نظر می رسند. بنابراین، ما در تمام تصاویر فرکانسهای بالا را در بالا و فرکانسهای پایین را در پایین قرار می دهیم.

تعیین حدود برای تجسم سه بعدی استریو |

ملاحظه کنید که تجسم یک صدا هیچ وقت از حدود جایی که بلندگوها قرار دارد متمایل تر به سمت چپ یا راست به نظر نمی آید. مگر اینکه در یک اتاق عجیب باشیم. به این دلیل که جایگیری صحیح زائیده تجسم ماست، افراد مختلف حدود چپ و راست را متفاوت می بینند. برخی می گویند که این حدود نمی تواند از محل قرار گیری بلندگوها تجاوز کند، برخی این حدود را کمی بیشتر از محل بلندگوها می دانند (حدود یک تا دو اینچ) خودتان این موضوع را بررسی کنید. یک صدا را کاملا به سمت چپ پن 

کنید و گوش کنید تا متوجه شوید که تا کجا در سمت چپ به نظر می رسد. حدود چپ و راست تجسم صدا به صورت زیر نشان داده می شود.

شکل ۱۵) حدود تتجسهر اطراف یک پخش صوت معمولی

هنگامی که در یک کنسرت به صدای بلند گوهای بزرگ (PA) گوش می دهیم، می توان صدا را بیشتر از ۶ فوت عقب تر از بلندگو ها تجسم کرد.

شکل ۲۴) حدود چپ و راست نجسم

هنگامی که پیج پن را می چرخانید، همانطور که می بینید صدابین بلندگوها به چپ و راست حرکت می کند. حال باید دید حدود جلو و عقب سطح ولوم صدا چگونه است، به طور طبیعی، صداهای کرو زهی ها و مانند اینها حدود چند اینچ عقب تر از بلندگوها قرار دارند. همچنانکه ولوم صدا را کاهش می دهید، به نظر می رسد که فاصله صدا به عقب تر منتقل شده و بیشتر می شود. سؤال این است: “یک صدا تاچه حد عقب تر از بلندگوها قرار می گیرد، قبل از اینکه به کلی محو شود؟”

اکثر افراد اینگونه تجسم می کنند که صداها حدود ۶ اینچ تا ۲ فوت، عقب تر از بلندگوها قرار می گیرند و این فاصله به اندازه بلندگوها بستگی دارد. جالب است به این نکته اشاره شود که چگونه اندازه بلندگو بر روی این خطای حسی تأثیر می گذارد. با یک پخش صوت عادی خانگی، معمولا ما صدا را بیشتر از حدود ۲ اینچ عقب تر از بلندگوهای آن نمی شنویم.

شکل تا حدود تجسم اطراف بلندگوهای بزری (RA)

برسی کنید و ببینید که صدا تا چه اندازه عقب تر از بلندگوهای مختلف قرار می گیرد. به طور طبیعی این فاصله کم می باشد.

نکته :

راساس تجربه های قبلی، یک پدیده سایگوآکوستیک، در مورد اینکه صداهای معین، حتی از حدود مجسم شده، عقب تر از بلندگوها قرار می گیرند، وجود دارد. برای مثال، اگر شما صدای یک رعد را که فاصله آن از مازیاد است، در بین بلندگوها قرار دهید، می توان تصور کرد که چندین مایل عقب تر از بلندگوها قرار دارد. هنگامی که می خواهیم صداهای غیر عادی متمایل به توسعه (مانند صدای رعد) را در بین بلندگو ها قرار دهیم، این نکته جالبی برای بخاطر سپردن می باشد. همانگونه که قبلا ذکر شد، با بالا بردن ولوم، صدا در میکس جلوتر شنیده می شود. اما چقدر جلوتر خواهد بود؟ در ابتدا مهم نیست که چه مقدار ولوم یک صدا را بالا می برید. به هر حال نمی توانید آن را بگونه ای کنید که از پشت سر شما شنیده شود. در نتیجه، بندرت به نظر خواهد آمد که صداها، بیشتر از فاصله کوتاهی، جلوتر از بلندگوها باشند. اکثر افراد صداها را تنها حدود 3 اینج تا ۱ فوت در جلوی بلندگوها تجسم می کنند. باز هم این موضوع به اندازه بلندگوها بستگی دارد. یک صدای بلند در یک پخش صوت معمولی تنها حدود ۲ اینچ جلوی بلندگوها خواهد بود، در حالیکه صداها در یک بلندگوی بزرگ (PA) ممکن است از ۶ تا ۱۰ اینچ جلوی بلندگوها به نظر آید. این موضوع را در بلندگوهای خودتان بررسی کنید.)

صرفنظر از درک ما نسبت به حدود دقیق تجسم، مجسم کردن جایگیری صداها از جلو به عقب، بوسیله ولوم صدا به عنوان فاکتور اصلی حرکت صدا، آسان می باشد. بنابراین، حوزه و میدان طبیعی استریو، عملا سه بعدی می باشد. ما حدود عقب تجسم را اینگونه نشان خواهیم داد. (حدود جلو تر از بلندگوها نشان داده نمی شود.)

شكل ۱۷) تجسم حدود جلو و عقب

در نهایت، به حد بالا و پایین تجسم می پردازیم. همانگونه که پیش تر بحث شد، فرکانسهای بالا در بین بلندگوها بالاتر از فرکانسهای پایین به نظر می آیند. سؤال این است که فرکانسهای بالا چقدر بالا هستند؟ و بالاترین فرکانسهایی که ما می شنویم، تا چه حد در بین بلندگوها بالا به نظر می آیند؟

برخی افراد می گویند صداها هیچ گاه بالاتر از خود بلندگوها به نظر نمی آیند. برخی دیگر می گویند صداها چند اینچ بالای بلندگوها شناور به نظر می آیند. باز هم در اینجا حدود دقیق به اندازه بلندگوها و نوع تجسم شنونده بستگی دارد. صرفنظر از محدوده دقیق، هیچ گاه به نظر نمی آید که صداها از ارتفاع خیلی بالا مثلا از سقف می آیند. تجسم ما به جایی اطراف قسمت فوقانی بلندگوها محدود می شود. حال باید دید حد پایین چگونه است. فرکانسهای پایین معمولا از طریق کف زمین به پاهای مامنتقل می شوند. بنابراین زمین حد پایین می باشد. اکنون حدود بالا و پایین می توانند به این صورت نشان داده شوند

در ادامه ی پستهای آکادمی فروشگاه وی اس تی  کیوبیس با ما با سری آموزشهای میکس حرفه ای فارسی همراه باشید

 

آموزش میکس- آموزش فارسی میکس حرفه ای- بخش نهم

یک گروه Rap احتمالا بیشتر روی نحوه خواندن و ریتم خاص تمرکز می کنند. یک گروه Jazz بیشتر به عکس العمل متقابل نوازنده ها و همچنین به نوع آکوردبندیها و… اهمیت می دهند. اغلب، این خصوصیات تعیین می کنند که اجرا قابل قبول بوده یا خیر، معمولا صرف زمان زیاد روی خصوصیاتی که برای گروه ارزش کمتری دارد بی ثمر می باشد. به عبارت دیگر، بسیار مهم و حیاتی می باشد که توجه بسیار بیشتری به نکات و خصوصیاتی که به طور آشکار و بدیهی مورد نیاز و مورد توجه گروه است، معطوف شود.

مشخصه ۱۰: کیفیت تجهیزات و ضبط

همان طور که در بخش سازبندی اشاره شد، کیفیت سازها نکته قابل توجهی می باشد. صدابردار باید مطمئن باشد که تا حد امکان تجهیزات مورد استفاده بهترین کیفیت را دارند و از این مهمتر، خوب کار می کنند. کیفیت ضبط شامل نکاتی مانند سالم گرفتن صداها، سطح و Level مناسب ضبط (نه خیلی کم و نه خیلی زیاد)، استفاده از تکنیکهای مناسب و صحیح میکروفن، و نداشتن دستورشن (Distortion) و نویز (Noise) می باشد. بدیهی است که اینها وظیفه اصلی صدابردار هستند.

نو بودن، یکی از ویژگیهای مثبت تجهیزات می باشد به دلیل اینکه تجهیزات به مرور زمان مستهلک شده و کیفیت اولیه خود را از دست می دهند.

مشخصه ۱۱:میکس

میکس، ممکن است تنها بخش کوچکی از فرآیند ضبط و خلق یک پروژه کامل و عالی باشد، اما با این حال یکی از قدرتمندترین و مهمترین بخشها است، به این دلیل که میکس می تواند برای پوشاندن ضعفها در دیگر بخشها به کار رود. ادامه این کتاب در مورد “میکس” می باشد.

عزم و اراده:|

میزان جدیت و اراده ای که یک گروه در یک پروژه اعمال می کند، روی زمان به کار رفته برای پروژه و همچنین کیفیت نهایی آن تأثیر گذار است. اغلب اعضای گروه نمی دانند که چه مقدار کار برای رسیدن به یک اجرای کامل و بی نقص باید انجام شود. موزیسین ها می توانند به راحتی از کار خسته و نا امید شوند، تا جاییکه بگویند: “خوب است ,کافی است. بنابراین شما باید تا حد امکان به بقیه القاء کنید که سخت تر و بیشتر کار کنند، تا زمانی که تا حد ممکن به نتیجه بهتر دست یابند. اما این کار شما تا زمانی امکان پذیر است که موزیسین ها خسته و عصبی نشده اند. شما می توانید به سادگی به این نکته اشاره کنید که طبیعتا برای رسیدن به نتیجه عالی، زمان و کار زیادی مورد نیاز است و اینکه موزیسین های حرفه ای اغلب برای رسیدن به اجرا و نتیجه خوب روزهای متمادی کار می کنند. این می تواند به افراد کمک کند تا برای بهتر شدن تلاش کنند.

از سوی دیگر بعضی موزیسین ها برای رسیدن به نتیجه بهتر بسیار مصمم هستند تا جائیکه بیش از حد کار می کنند و متوقف نمی شوند. در ابتدا این افراد ممکن است شما را عصبی کنند، اما به زودی متوجه می شوید که با چنین روشی، شما در نهایت به یک نتیجه باور نکردنی می رسید.

متعاقبأ وقتی دیگران به پروژه گوش می دهند از نتیجه کار شما شگفت زده خواهند شد، بنابراین شما باید ممنون این افراد وسواسی باشید. 

قرار دارد. چنین چیزی وقتی که با هدفون به چیزی گوش می دهیم اتفاق می افتد وقتی که صدایی را درست در وسط مغزمان می شنویم.۔۔

بلندگو به سمت داخل کشیده می شود و صدابرنمی گردد، هوا را در جلوی خود رقیق کرده و در بین مولکولهای آن فاصله ایجاد می کند (Rarefraction). همان طور که می دانیم وقتی دست خود را در آب استخر به سمت جلو حرکت داده و ناگهان به عقب می کشیم، آب به سمت عقب بر نمی گردد. در عوض، موجی به صورت قله و دره ایجاد می شود. در هوا این دره مشابه هوای رقیق شده می باشد. بنابراین صدا به شورت امواج متناوب هوای فشرده و رقیق شده حرکت می کند. این اولین روشی است که ما صدا را دریافت و درک می کنیم.… صدایی در آنجا وجود ندارد، فقط مغز ما آنجاست

 

روش دومی که ما صدا را دریافت و درک می کنیم بوسیله تصوری از صداهای بین بلندگوها است. جایگیری ظاهری صداها در بین بلندگوها “تجسم” نامیده می شود، به این دلیل که زاییده تصور ما می باشد. بنابراین می بینید که ما در اینجا در مورد واقعیت صحبت نمی کنیم. وقتی صدایی را مثلا مانند صدای خواننده، در بین بلندگوها تجسم می کنیم، در حقیقت صدایی در آنجا وجود ندارد. این صدا از هردو بلندگو بیرون آمده و در فضای اتاق حرکت می کند، و ما فقط تجسم می کنیم که صدا در بین بلندگوها 

بدون فرایند تصور، مانند زمانی که خواب هستید، تجسمی وجود نخواهد داشت. اگر به میکس توجه نکنید یا خارج از محدوده کنار بلندگوها باشید، تجسم به وجود نخواهد آمد. به عبارت دیگر، امواج فیزیکی صدا در زمانی که شما خواب هستید هم به بدن شما برخورد می کنند، حتی اگر توجه هم نکنید، هنوز امواج صدا به تمام سلولهای بدن شما برخورد می کنند. بنابراین حتی اگر گوش هم نکنید، باز هم امواج صدا را احساس می کنید. “تجسم” برای به وجود آمدن، به تصور و فکر خلاق و فعال احتیاج دارد. در حالیکه امواج صدا اینگونه نیستند. برخی از افراد تجسمی در هنگام شنیدن ندارند. این دسته افرادی هستند که آگاهی و توجهی نسبت به آن ندارند. اما دسته ای از افراد نیز هستند که به دلیل حذف فازی که ناشی از نوع شکل گوش بیرونی آنها می باشد، این تجسم را ندارند. این تفاوت فیزیکی، توانایی آنها برای قراردادن صدا در بین بلندگوها را خراب می کند.

افراد به دو گونه با صدا ارتباط دارند، امواج صدا را احساس می کنند و آن را تجسم و درک می کنند. اگرچه صدابرداران حرفه ای هر دو روش را برای حصول بیشترین داده ها و اطلاعات ممکن برای میکس بکار می گیرند، اغلب بیشتر نگران متغیرهایی که در دنیای خیالی تجسمات وجود دارد می باشند. محدوده وسیعی از داینامیک ها بوسیله جایگیریهای مختلف صداها بین بلندگوها ایجاد می شود، و این داینامیک ها برای خلق همه سبک های گوناگون میکس که مناسب با همه سبکها و انواع موسیقی و آهنگها می باشد، بکار گرفته می شود.

 

ادامه ی این آموزش را در پستهای بعدی از فروشگاه وی اس تی کیوبیس دنبال کنید

 

آموزش میکس- آموزش فارسی میکس حرفه ای- بخش هشتم

حدود تکامل: مشکلی که برای تعریف تکامل وجود دارد در این است که تکامل هیچگاه حد و حدودی ندارد. طبیعتا هنگامی که شما احساس می کنید به تکامل دست یافته اید، مثلا یک آهنگ کامل و عالی، تازه در این زمان متوجه می شوید که چگونه می تواند بهتر باشد. عوامل زیادی وجود دارند که در تعیین مدت زمانی که لازم است صرف تلاش برای رسیدن به یک اجرای عالی کنید، شرکت دارند. گذشته از آن، صدابردار باید مقدار زمانی را که صرف پالایش و بهبود یک اجرای منحصر بفرد شده است را بسنجد. صرفنظر از مقتضیات و شرایط، همه حداقل یک سطح پایه از کیفیت را می خواهند. هر چند که پس از رسیدن به این سطح پایه از کیفیت، کارهای زیادی وجود دارند که می توانید برای رسیدن به یک اجرای عالی و کامل انجام دهید. این موارد به نکات زیر بستگی دارد:

(بیشتر…)

آموزش میکس- آموزش فارسی میکس حرفه ای- بخش هفتم

ادامه جلسه ی قبل از آموزش میکس حرفه ای آهنگ :

مترونوم را در هدفون آنها خاموش کنید. اکنون آنها کاملا روی زمان بندی متمرکز تر هستند. هر کاری که می توانید بکنید، اما توجه داشته باشید که تنها قبل از اینکه آنها عصبانی و ناراحت شوند می توانید این کار را انجام دهید. همیشه سعی کنید محاسبه کنید که تا چه اندازه می توانید به آنها فشار وارد کنید. |

تکنیک:

تکنیک هایی اختصاصی وجود دارند که موزیسین ها برای نواختن هر ساز باید فرا بگیرند، این تکنیکها با توجه به سبک موسیقی مورد نظر برای اجرا تغییر می کنند. هر تکنیکی که شما از آن اطلاع داشته باشید و آن را به نوازنده پیشنهاد کنید می تواند کمکی برای او باشد. البته هیچگاه نمی توان از شما توقع داشت که تکنیکها و اطلاعات همه سازها را به طور صحیح بدانید و به نوازنده بگویید. اما هر چه بیشتر در این شغل کار کنید، فوت و فنهای بیشتری را به دست می آورید. برای مثال تکنیکهای مخصوصی برای نواختن هر تکه از درامر وجود دارد. مثلا ضربه kick باید با پا و به طور سریع و ناگهانی زده شود و برای بعضی از سبکهای موسیقی بهتر است که snare محکم زده شود و… برای نوازندگان گیتار نکاتی وجود دارد که باید رعایت شوند، مثلا اینکه نگذارند از هیچ سیمی صدای ناخواسته بلند شود یا به اصطلاح جلوی Ring را بگیرند و به هر حال چیزی که لازم است این است که مشکلات و اشتباهات برطرف شود. در هر صورت ما در اینجا داریم از ساز زنده ی گیتار حرف میزنیم و نه یک ساز مجای وی اس تی گیتار

محدوده وسیعی از توضیحات وجود دارد که شما می توانید به وسیله آن به خواننده ها کمک کنید. (همان طور که خیلی از توضیحات و تفسیر های نابجا می توانند غیر موثر باشند) کلماتی مانند “دوباره بخوان” یا “بیشتر تلاش کن” در صورتیکه در زمان مناسب و با حساسیت درستی به کار روند می توانند موثر باشند و اغلب باعث می شوند که خواننده توجه بیشتری را در استفاده از تکنیکها و زمان بندی ها و حتی دیافراگم قفسه سینه خود معطوف سازد. بیشتر افراد و گروه ها هنگام ضبط از یک ناظر ضبط برای کمک به خواننده و نوازنده استفاده می کنند. این خیلی مهم و ضروری است که به پیشنهاد و نظر یک تهیه کننده با تجربه با یک موزیسین حرفه ای توجه خاصی شود. پس از مدتی، شما تکنیکها و فوت و فنهای نسبتا کاملی را فرا خواهید گرفت که می توانید به وسیله آنها به موزیسین ها برای اجرای بهتر کمک کنید.

داینامیک ها (حرکات و تغییرات):

دو دسته اصلی از داینامیک ها وجود دارند شما می توانید آنها را مورد بررسی و پالايش قرار دهید. نخست، ایده مناسبی است که نگاهی به تغییرات ساده در تغییرات میزان حجم صدا (Volume Dynamics) در یک اجرا بیندازید. ممکن است متوجه شوید که این تغییرات، خیلی زیاد هستند یا بلعکس ممکن است متوجه شوید این تغییرات خیلی کم یا ثابت هستند، مانند صدایی که از یک سینتی سایزر یا درام ماشین می شنویم. مهم است که مطمئن شوید ولومها به گونه ای نوسان می کند که به طور طبیعی و موسیقایی و مناسب آهنگ هستند.

دومین حرکات مورد بررسی، سطح شدت احساسی، یا همان حسی است که باید در هر لحظه در آهنگ موجود باشد، مانند تغییرات حجم صدا. ممکن است متوجه شوید تغییرات آن خیلی زیاد یا خیلی کم و کسل کننده یا نامناسب و نابجا است. برای مثال، گاهی اوقات خواننده ها در ابتدای آهنگ خیلی قوی و با شدت می خوانند در حالیکه ممکن است لازم باشد که این شیوه را در انتهای آهنگ به کار برند و به جای آن در ابتدای آهنگ با احساس بیشتری شروع به خواندن کنند. بررسی تغییرات و حرکات در هنگام اجراء در هر لحظه از آهنگ می تواند به شما کمک کند که آن را دقیقا به شکلی که دوست دارید در بیاورید.

کیفیت مطلوب:

این مشخصه در اصطلاح به فاکتور “Goosebump” مشهور است. شما هیچگاه نباید اجازه دهید که یک اجرا انجام شود… مگر تا زمانی که شما را راضی کند. محدوده وسیعی از شاخصها وجود دارد که افراد در نظر می گیرند. شاخصهای عادی شامل صمیمیت، احساسات قلبی و هیجانات می باشند. به احتمال فراوان شما این شغل را به این دلیل انتخاب کرده اید که می دانید چه چیزی را دوست دارید، پس حداقل اجازه ندهید که چیزی را که دوست ندارید اجرا شود. هر گاه مطمئن شدید که هر بخش کوچک از كل أجرا حداقل از نظر شما عالی است، به احتمال زیاد اجرای کلی آهنگ خوب و با کیفیت خواهد بود.

 

در پستهای بعد با ادامه ی آموزش میکس حرفه ای آهنگ همراه ما باشید

آموزش میکس- آموزش فارسی میکس حرفه ای- بخش پنجم

پالایش و اصلاح اشعار ضعیف، می تواند تفاوت میان یک آهنگ موفق را با یک آهنگ معمولی یا ضعیف کاملا معنی کند.

نکات مثبت در مورد اشعار می تواند صمیمیت، احساسی بودن، اندیشمندانه بودن با معنی بودن و از نظر فنی و ادبی، موزون و ریتمیک بودن و هماهنگی آن با موسیقی باشد. نکات منفی آن می تواند ابتذال، بی معنی بودن و غیر فنی بودن آن باشد.

مشخصه ۶ تنظیم

اصطلاح “تنظیم” در اینجا برای اشاره به حجم و تراکم تنظیم، تعداد صداهای به کار رفته در آهنگ در هر واحد زمان و اینکه چه تعداد صدا در هر محدوده فرکانسی قرار دارد، به کار رفته است. مشخصات اصلی که در یک تنظیم ارزیابی می شود، میزان پراکندگی با تراکم آن است. اگر گروه به طور آشکار سعی در خلق یک میکسن پر حجم و شلوغ داشته باشد، شما می توانید پیشنهاداتی در این جهت ارائه دهید، مثلا افزودن صداها یا نت های بیشتر به بهترین شکل ممکن برای توسعه و پرتر کردن میکس، برای این منظور، شما می توانید “دبل تراکینگ” (۲ بار ضبط یک بخش یا تراک) یا حتی

(بیشتر…)

آموزش میکس- آموزش فارسی میکس حرفه ای- بخش اول

مقدمه :

این آموزش حاضر برای پاسخگویی به سؤالاتی از قبیل اینکه: ” چه چیز موجب خلق یک میکس خوب می شود؟” و “چگونه می توان یک میکس خوب انجام داد؟” طرح شده است. با اینکه اکثر افراد می دانند که چه چیزی را دوست دارند، هنگام حضور در استودیو اغلب نمی دانند که چگونه می توانند به چیزی که می خواهند دست پیدا برای پاسخ به این سؤالات این کتاب با استفاده از تصاویر به عنوان وسیله ای برای درک کلی از داینامیک هایی که یک صدابردار به وسیله تجهیزات استودیویی خلق می کند، توضیحات کاملی ارائه می دهد. یادگیری عملکرد هر یک از تجهیزات استودیویی بوسیله مطالعه کاتالوگهای آنها یا کتابهایی در ارتباط با آنها که در مورد این تجهیزات توضیحاتی ارائه کرده اند ساده و آسان می باشد. اما نکته مهمتر و تا حدودی مشکل این است که بدانیم چگونه و به چه ترتیبی از این تجهیزات استفاده کنیم و این مطلب که چه ترکیبی از تجهیزات باید مورد استفاده قرار گیرد تا در نهایت یک میکس قابل قبول و صدایی خوب داشته باشیم. هنگامی که می دانیم مثلاً هر دکمه چه کاری انجام می دهد، در این زمان اینکه چگونه از این دکمه استفاده کنیم مسئله اساسی است. در رشته های هنری دیگر، از جمله موسیقی و نقاشی و … کتابهای زیادی در مورد زیبایی شناسی هنری این رشته ها و اینکه “چگونه یک اثر هنری خوب می تواند شکل گیرد؟” وجود دارد. اما ضبط صدا یک رشته نسبتا جدید می باشد که مطالب کمی در مورد زیبایی شناسی آن و به خصوصی میکس نوشته شده است. این کتاب یکی از نخستین آثاری است که به توضیح جنبه هنری یک میکس خوب موسیقی می پردازد. البته این کار ساده ای نیست، چرا که سبکهای بسیار متنوعی از موسیقی که بر پایه ارکستراسیون و سازهای مختلف می باشند وجود دارد که هر یک از آنها به گونه ای متفاوت از بقیه باید ضبط شوند. هر سبک از موسیقی دارای دنیایی از ارزشها و خصوصیات مربوط به خود می باشد که در موارد مختلف دائما تغییر می کنتد و تعداد این تغییرات و دگرگونیها نامحدود است.

شاید به دلیل فقدان یک چارچوب خاص برای آنالیز روند میکس، کسی مبادرت به بررسی این موضوع پیچیده نکرده باشد. بدون یک چارچوب مناسب، توضیح روند کار و به خاطر سپردن تمام کارهایی که در جریان کار میکس انجام می شود بسیار مشکل می باشد. مثلا در موسیقی، تئوری موسیقی این چارچوب را ایجاد می کند. این کتاب چارچوبی برای درک تمام کارهایی که صدابردار در هنگام میکس انجام می دهد ارائه می کند. هدف اولیه این کتاب ارائه نمایی از کارکرد گروهی تجهیزات مختلفی استودیویی که برای ساخت هر میکس استفاده می شوند به شما می باشد. هنگامی که شما تجسم خوبی از آنچه می تواند انجام شود داشته باشید، آنگاه به خوبی می توانید خلاقیتهای خود را به اجرا بگذارید. این مطلب بیانگر این است که هیچ قواعدی در هنگام ضبط وجود ندارد، در نتیجه یک میکس عالی و کامل برای یک نفر، ممکن است بدترین میکس از نظر فرد دیگری باشد. با این وجود تمام گروه ها میکسهایی را می خواهند که همانند سبک موسیقی آنها صدا بدهد، هر چند که برای برخی سبکهای موسیقی مانند Jazz Big Band و حتی Rock

Roll قوانین مؤکد و صریحی وجود دارد.

در صنعت ضبط صدا شاخصهای سطح بالا و معینی وجود دارند که همواره حفظ شده و به کار می روند. صدابرداران حرفه ای و کار کشته ای در دنیا وجود دارند که این توانایی را دارند که هرگاه پشت یک کنسول استودیویی می نشینند حتی بدون آنکه از وی اس تی یا پلاگین گرانقیمتی استفاده کنند ، یک میکس کامل و بدون نقص را ارائه دهند که همه آن را عالی بدانند و در مقابل مبالغ گزافی را به عنوان دستمزد دریافت می کنند. بنابراین باید دید آنها چه کاری انجام می دهند. بدون شک این معجزه و جادو نیست. آنها فقط یک سری کارهای تخصصی را انجام می دهند. اگر بتوانیم درک صحیحی از کاری که آنها انجام می دهند داشته باشیم و آن را بیاموزیم، می توانیم قدم در مسیری بگذاریم که در نهایت تبدیل به یک مهندس صدای خوب شویم. نیل به این هدف مستلزم طی فرایندی طولانی می باشد، اما به یاد داشته باشید که هنگامی که بدانیم چگونه و به کجا می خواهیم برویم سریعتر به آنجا می رسیم. و هنگامی که بدانیم مهندسان موفق چه کارهایی را انجام می دهند، می توانیم روش مخصوص به خود را با توجه به آن خلق کنیم. این کتاب به وسیله تصاویر به یادگیری و پیشرفت مهارت شما کمک می کند. به این دلیل که تصاویر در به خاطر سپاری مطالب

این آموزش به شما کمک می کند که مهارت ها و خصوصیات بسیار با ارزشی که مهندسان بزرگ دارند، را کشف کنید و بتوانید تمام کارهای دشواری که آنها انجام می دهند را انجام دهید: “خلق هنر از دل تکنولوژی” مهندس صدا ارتباط بین تجهیزات و تکنولوژی را با هنر موسیقی بر قرار می کند، این هنر میکس است.

 

به آموزش میکس خوش آمدید و با ما در این آموزش با آکادمی فروشگاه کیوبیس همراه باشید

 

آخرین دیدگاه‌ها