سایت آهنگسازی آموزش فارسی آهنگسازی میکس مسترینگ

آموزش فارسی میکس حرفه ای- بخش هجدهم

سطحی که ما هر صدا را در میکس قرار می دهیم، منحصرا بوسیله فیدرهای ولوم انجام نمی شود. اگر سطح فیدرها تنها عامل موثر در درجه صدا در میکس بود، می توانستیم حتی بدون گوش دادن میکس را انجام دهیم و می توانستیم با نگاه به جایی که فیدرها روی کنسول تنظیم می شوند این کار را انجام دهیم. اما نکات دیگری هم در این رابطه وجود دارد. وقتی که ارتباط ولوم ها را در میکس تنظیم می کنیم، از درجه های صدای ظاهری برای تصمیم گیری در مورد تعادل مربوط به آن استفاده می کنیم (تنها ولتاژ یک سیگنال از فیدرها عبور نمی کند.) ولوم ظاهری یک صدا در میکس بر پایه دو مورد اصلی است: سطح فیدر و شکل موج، و یک مورد فرعی منحنی فلچر_مانسون ( Fletcher _ Manson ) که توضیح آن بعدا خواهد آمد. ابتدا سطح فیدر بر ولوم یک صدا تأثیر می گذارد و با تغییر سطح آن صدا بیشتر یا کمتر می شود.

 

باشند. دلیل این امر این است که در صدای تروپیست هارمونیکهایی وجود دارد که محرک تر و برانگیزاننده تر هستند. این هارمونیکهای اضافی به گونه ای در درک ما تأثیر می گذارند که به نظر می آید آنها را بلندتر می شنویم. بنابراین صدای جیغ یک گیتار الکتریک از یک صدای گیتار Clean بلندتر است، حتی اگر هر دو در میکس دقيقا در یک سطح قرار داشته باشند.

عامل دیگری که در ولوم ظاهری یک صدا شرکت دارد منحنى “فلچر_مانسون” می باشد.)

 

سطح فیدر:

( وقتی که فیدر را روی یک میکسر بالا می برید، در واقع ولتاژ سیگنالی را که به آمپلی فایر فرستاده می شود، بالا می برید که باعث می شود توان بیشتری به بلندگوها ارسال می شود، که این نیز به نوبه خود سطح فشار صدا (SPL) در هوا را بالا می برد و باعث می شود شما صدا را بلند تر بشنوید. بنابراین وقتی که یک فیدر را بالا می برید صدا بلند تر می شود. ما از واحد دسی بل (dB) برای اندازه گیری دامنه سیگنال در هر قسمت از مدار جریان الکتریکی استفاده می کنیم. در نتیجه ارتباطی خیلی تخصصی بین ولتاژ، وات و سطح فشار صدا وجود دارد. دسی بل اصلی ترین متغیری است که برای کنترل ولوم ظاهری یک صدا استفاده می شود. با این حال یک عامل مهم دیگر نیز وجود دارد: شکل موج صدا۔

منحنی فلچر_مانسون ( Fletcher

– Manson ) بزرگترین مشکل در فرآیند شنوایی انسان این است که ما همه فرکانسها را با یک ولوم یکسان نمی شنویم، مخصوصا فرکانسهای پائین را، دو دانشمند به نامهای فلچر و مانسون اولین بار در این مورد تحقیقاتی انجام دادند که این تفاوت را در گوش انسان نشان می دهد.

دلیل وجود دکمه های بلندی صدا (Laudness) در پخش صوت های استریو نیز همین است. چرا که بیشتر مردم فرکانسهای پائین و بالای اضافی را دوست دارند و در نتیجه این دکمه را همیشه روشن می کنند. نکته مهم و اصلی در اینجا این است که شما همیشه باید میکسهای انجام شده را در ولوم های مختلف بررسی کنید. مخصوصا، از میکس کردن همیشگی در ولوم های پائین خودداری کنید چرا که در این سطح صداء فرکانسهای پائین (Bass) و بالا (Treble) را به خوبی و آن طور که باید نمی شنوید. همچنین وقتی انتهای یک آهنگ را فهد (Fade) می کنید، ابتدا همین فرکانسهای بالا و پائین حذف می شوند.

بنابراین سطح ظاهری صدا، ترکیبی از سطح دسی بل (dB)، شکل موج و منحنی فلچر_مانسون می باشد، اما نگران نشوید. مغز ما تمام این پارامترها را درک می کند. مغز به سرعت تمام پارامترها را محاسبه می کند و ولوم ظاهری را درک می کند. تمام کاری که ما باید انجام دهیم اینست که به میزان انرژی ظاهری که در میکس، از هر صدا می آید گوش کنیم و از این ولوم ظاهری برای تنظیم ارتباط بین ولوم صداها استفاده کنیم. شما به فیدر ها نگاه نمی کنید بلکه برای تنظیم ارتباط بین صداها، به

شکل موج (یا ساختار هارمونیک):

( شکل موج یا ساختار هارمونیک یک صدا می تواند تفاوت مشهودی در سطح صدایی که ما دریافت می کنیم ایجاد کند. برای مثال صدای طبیعی یک ترومپت بلند تر از یک فلوت است، حتی اگر روی نمایشگر Vu feter ) Vu ) هر دو دقیقا در یک سطح 

ولوم ظاهری گوش می کنید. همانگونه که قبلا نیز ذکر شد، ولوم ظاهری برای جایگذاری جلو یا عقب صيداها استفاده می شود.

وظیفه دوم متعادل و موازنه کردن تجسم و شمایل صدا بين بلندگوها است که معنی آن درک واقعی و تجسم بیشتر و بهتر خواهد بود

و نسبت سیگنال به نویز بهتر: هیس کمتر

ضبط کردن صداهای داینامیک با یک دامنه نوسان گسترده از کم تا زیاد، مستلزم این است که ولوم را پائین بیاوریم تا صداهای بلند اشباع نشوند و در نتیجه دیستورشن یا واپیچش به وجود نیاورند. اما پائین آوردن ولوم ها باعث می شود که تویز موجود در مدار و رکوردر بیشتر شنیده شود. این شرایط بعنوان یک نسبت سیگنال به نویز شناخته می شود و به خصوص در سیستمها و رکوردرهای آنالوگ مانند یک اقیانوس صدا می دهد: “… شششششششششش…. !”

با استفاده از یک کمپرسور برای پائین آوردن ولوم، هنگامی که سیگنال صدا خیلی بلند می شود، می توانید ولوم کلی را بالاتر از سطح نویز افزایش دهید. با پائین آوردن پیکها (Peak) می توانید سیگنال را گرمتر و بهتر روی رکوردر ضبط کنید. در نتیجه قسمتهای با ولوم کمتر به اندازه کافی بلند هستند که شما نویز سیستم را نشنوید.)

شکل موال ولوم صدا برای جایگذاری جلو و عقب

دا

کمپرسور / ليميترن

کمپرسور و لیمیتر در استودیو وظیفه جلوگیری از پیکهای( Peak) خیلی بلند را دارد تا از دیستورت شدن صدا و واپیچش آن جلوگیری شود. کمپرس کردن و محدود کردن به نوعی کار کرد ولوم را انجام می دهد؛ هدف اصلی آنها پائین آوردن ولوم می باشد. در واقع هنگامیکه صدا از یک آستانه ولوم معین بالاتر می رود، کمپرسور و لیمیتر آنرا پائین می آورند. وقتی ولوم پائین تر از آستانه تعیین شده باشد، کمپرسور و لیمیتر کاری انجام نمی دهند. تفاوت بین کمپرسور و لیمیتر بعدأ توضیح داده خواهد شد.

متعادل کردن شکل صداها: درک و تجسم بهتر:

پس از سالها استفاده از کمپرس کردن برای خلاص شدن از هیس و نویز، صدابرداران پی بردند که صداها وقتی کمپرس می شوند، معمولا قوی تر و حاضر تر به نظر می رسند. کمپرسور و لیمیتر با مسطح کردن و جمع کردن قله ها یا پیکها در یک صدا، شکل صدای بین بلندگوها را متعادل و موازنه می کند. ولرم یک صدا بطور طبیعی توسان دارد و بالا و پائین می شود. (همانگونه که بوسیله نمایشگر Vu نشان داده می شود. وقتی صداهای متعدد بطور طبیعی توسان می کنند، بالا و پائین شدن آنها می تواند به شدت بی نظم و آشفته شود. کمپرسور و لیمیتر حرکات صداها را که از نوسان لحظه به لحظه در ولوم آنها منتج می شود، متعادل و هموار می کند. هنگامی که یک صدا کمپرس می شود، دیگر خیلی نوسان نمی کند، در نتیجه ذهن می تواند بهتر روی آن متمرکز شود. بنابراین صدا خیلی تمیزتر و بهتر و خیلی قوی تر و حاضر تر در میکس ظاهر می شود.

وظایف کمپرسور و لیمیتر:

کمپرسور و لیمیتر دو وظیفه اصلی و سه وظیفه فرعی دارند. وظیفه اول گرفتن یک نسبت سیگنال به نویز بهتر می باشد، که معنی آن هیس و نویز کمتر در ضبط است.

 

از اینکه آموزش فارسی میکس حرفه ای- بخش هجدهم را از آموزش آهنگسازی سایت کیوبیس دنبال کردید از شما متشکریم . با ادامه ی آموزش میکس در پستهای بعدی همراه سایت کیوبیس باشید

  • 3,863 views
ادامه مطلب

آموزش فارسی میکس حرفه ای- بخش هفدهم

ادامه ی آموزش میکس از درس قبلی

کار صدابردار این است که با حس و روح آهنگ ارتباط برقرار کند تا بتواند مناسب ترین میکس را برای آهنگ خلق کند. توجه خاص و دقیق به ایده های گروه و آهنگساز به صدابردار کمک می کند که به این حس و دریافت برسد. بنابراین کشف و درک علايق، ارزشها و خواسته های مشتری نکته بسیار مهمی است.

صدابرداران معمولا راجع به این علایق و ارزشها از مشتری سؤال می کنند و سپس به نمونه هایی مانند میکسی که آنها دوست دارند به دقت گوش می کنند.

یکی از نامساعدترین و خطرناک ترین حالتها هنگامی پیش می آید که شما با فردی که بشدت بی تجربه است یا راجع به فرایند ضبط و میکس آگاهی ندارد کار می کنید. در این میان فرقی میان استفاده از سازهای اصلی یا استفاده از سازهای مجازی وی اس تی نیست . 

مسئله این است که کسی که راجع به ضبط و فرایند آن چیزی نمی داند، کاملا ناخواسته و بدون قصد، ممکن است ایده های مبتکرانه و کاملا مناسب و خوبی را مطرح کند. گاهی درخواستهای خیالی و از روی سلیقه و هوس و از قرار معلوم خالی از هر گونه دلیل، می توانند استعداد و نبوغ محض باشند.

بنابراین من تصور می کنم که کسی که برای اولین بار با گروه ها و موزیسین هایی که بعدها مطرح شده اند کار کرده است، از همان ابتدا نسبت به آنها شگفت زده شده است. از سوی دیگر شما نمی توانید روی کسی که بسیار با تجربه است، اما شنوایی قابل قبولی برای اینکه همیشه بتواند ایده های خلاقانه و مناسب مطرح کند ندارد، حساب کنید.

 

همواره ممکن است جمله بعدی که از دهان آنها خارج می شود پوچ و غیر منطقی باشد. یک اصطلاح را نقل قول می کنیم: “هیچگاه راجع به یک کتاب از روی جلد آن قضاوت نکنید.

 

به عبارت دیگر هیچگاه درباره کسی براساس اطلاعات و عقاید پیش زمینه ای که نسبت به او دارید قضاوت نکنید. آنها را در سطحی خلاقانه و بالاتر بسنجید. همیشه استعداد و نبوغ می تواند بوسیله استرس پوشیده شود.

همواره نظرات و ایده های مناسب خود و دیگران را در جایی یادداشت کنید تا هم آن را فراموش نکنید و هم بتوانید در نهایت این ایده ها را بصورت یک بانک در آورید و همواره به همراه داشته باشید. هیچگاه هیچ ایده و نظری را فراموش نکنید و به راحتی از کنار آن عبور نکنید.

مخاطبان عام:

اغلب گروه هایی که به استودیو می آیند، دوست دارند موسیقی آنها نیز مانند آهنگهای معروف و مطرح صدا بدهد. برخی مردم این کار را تقلید و کپی برداری از آثار دیگران تلقی می کنند و با آن مخالفند. این مطلب در مورد آهنگسازی صحیح می باشد اما در میکس لزوما درست نمی باشد. معمولا خلاقانه ترین انواع میکس برای اکثر افراد جاذبه دارد و تکراری نمی شود و بسیاری از ما از اینکه بتوانیم میکسهای شبیه میکس های موفق و جذاب دیگران انجام دهیم خوشحال خواهیم شد.

به عنوان یک صدا بردار، گوش دادن به آثار موسیقی که در این صنعت به روز می باشند و دقت به آنها می تواند کمک زیادی به شما باشد. روشی که هر سبک از موسیقی در طول تاریخ، به آن روش ضبط و میکس شده، معمولا نقش مهمی در چگونگی عملکرد روی یک پروژه خاص دارد. بنابراین بررسی اینکه هر سبک از موسیقی معمولا چگونه میکس شده بسیار مهم است.

 

هرگاه یک آهنگ را می شنوید، هر اتفاقی را که در میکس آن افتاده است با دقت یادداشت کنید.

ولوم صداها، پن، اکولایز و افکتهایی که برای هر صدا استفاده شده است را یادداشت کنید. سپس از خود بپرسید: “چرا صدا بردار به این نحو عمل کرده است؟ چرا ولوم صداها و پن استفاده شده به اینگونه است؟ و…” و حتى “آنها چگونه فکر کرده اند؟” سپس مهمترین سؤال این است: “آیا من نحوه جایگذاری صداها را به این ترتیب که این صدابردار انجام داده است می پسندم؟ آیا من اینگونه عمل می کردم؟”

اولین باری که یک صدارا می شنوید، ممکن است نظر خاصی نداشته باشید. اما بار بعدی که آن را می شنوید متوجه تفاوتهای آن می شوید. هنگامی که برای سومین بار این صدا را می شنوید، اگر دقیقا به آن گوش کنید، احتمالا قادر خواهید بود که بگویید کدامیک از سه صدا برای شما واضح تر و بهتر بوده است.

 

پس از اینکه این کار را چند سال انجام دادید، به یک چشم انداز و نمای باور نکردنی از کاری که دیگران روی صدا انجام می دهند دست میابید و خواهید دانست که علایق و سلیقه شما چگونه است.

آنگاه می توانید هر کاری که می خواهید انجام دهید. هنگامی که مشغول میکس می شوید، هر صدا را دقیقا به گونه ای که می خواهید قرار می دهید و اگر کسی مخالف باشد، شما دانش و تجربه و اطمینان لازم برای اینکه به آنها ثابت کنید که چیزی که انجام میدهید بر اساس علوم علمی و عملی میکس میباشد 

این آموزش فارسی میکس حرفه ای- بخش هفدهم بود که از نظر شما گذشت . با ادامه ی آموزشهای میکس حرفه ای آهنگ  و آموزشهای آهنگسازی با فروشگاه کیوبیس همراه باشید

  • 1,913 views
ادامه مطلب

آخرین دیدگاه‌ها