سایت آهنگسازی آموزش فارسی آهنگسازی میکس مسترینگ

آموزش فارسی میکس حرفه ای- بخش شانزدهم

 

کیفیت ضبط و تجهیزات ضبط:

اگر تجهیزات شما ارزان قیمت و با کیفیت پایین باشد نباید میکس را خیلی روشن و واضح کنید، چرا که در این صورت کلیه نویزها و دستور شن ها نمایان خواهند شد. با مشکل اصلی وقتی ایجاد می شود که گروه ناخواسته و ندانسته از شما می خواهند کاری در میکس انجام دهید که میکس را خراب خواهد کرد. ممکن است صدای سازشان خیلی بالا یا پایین باشد یا سازی که خوب کوک یا تنظیم نبوده بالاتر باشد یا حتی از یک وی اس تی vst به درستی استفاده ننماید . فقط به این دلیل که این ساز جزئی از گروه است، پس باید خود را در میکس نشان دهد. صرفنظر از اینکه آنها چقدر در اشتباه هستند، مشکل اینجاست که آنها برای این کار به شما پول پرداخت می کنند. بنابراین در شروع کار بهتر است با آنچه که گروه می خواهد ادامه دهید، در این صورت گروه نمی تواند شما را برای یک میکس بد مقصر بداند، اما مسأله این است که اگر با یک میکس بد کار را به اتمام برسانید نمی توانید بگویید که من در کار مسئولیتی نداشته ام. بنابراین ارزش شما در اینجا مشخص می شود که با ارائه پیشنهادات و نظرات خود میکس را بهبود بخشیده و بخاطر پروژه، بخاطر گروه، و در نهایت بخاطر خودتان همه چیز را متناسب کنید. بدترین چیزاین است که گروه از شما بخواهند که کاری را انجام دهید که مسلما اشتباه است و سپس مدتی بعد آنها در حالیکه فراموش کرده اند این خواسته خودشان بوده با حالتی ناراحت و حتی ناراضی و یا عصبانی نزد شما بر گردند.

وقتی که مطمئن هستید کارتان درست است باید یک چارچوب برای آن بسازید، اما فقط در صورتیکه کاملا مطمئن هستید، چرا که حقیقتا بدترین چیز ممکن این است که

گروه را متقاعد کنید که کارتان صحیح است در حالیکه نیست. گروه پس از ترک استودیو صدها بار در جاهای مختلف و همراه با انواع مختلف گوشها و افراد مختلف کاررا گوش خواهند کرد و مطمئنا اگر چیزی درست نباشد خواهند فهمید. بنابراین اگر می خواهید گروه را برای کاری متقاعد کنید، بهتر است از درست بودن آن مطمئن باشید. هنگامی که این تجربه را بدست آوردید که چه کاری صحیح است، باید این مهارت را نیز پیدا کنید که بتوانید بطور منطقی توضیح دهید که چرا یک ایده از ایده ای دیگر بهتر است. این به معنی دانستن دلایل واقعی برای روشهای مختلف انجام کارها می باشد. گفتن کلماتی مانند “به من اعتماد کنید” یا بدتر از آن “من سالها همین کار را انجام داده ام” می تواند در هنگام متقاعد کردن دیگران درست اثر مخالف داشته باشد. یک صدابردار حرفه ای مجموعه ای از دلایل واقعی و منطقی برای روشهایی که صداها در میکس قرار می گیرند برای خود ایجاد می کند و اگر شرایطی

پیش آمد که نتوانستید دلیل درستی را برای گروه توضیح دهید تا متوجه شوند، آن شب را تا وقتی که چیزی را که می توانستید بگویید کشف نکرده اید نخوابید و در نهایت این دلایل را هرگز فراموش نکنید، چون هیچ چیز بدتر از این نیست که چنین شرایطی دوباره اتفاق بیفتد و باز هم شما نتوانید دلایل درست یا غلط بودن آن چیز را برای گروه توضیح دهید، صدابردار ایده آل کسی است که نه تنها بهترین چیزها را برای اعمال در پروژه می داند، بلکه می داند که چگونه این چیزها را برای مشتری توضیح دهد. برای درک بهتر چند مثال می زنیم. یک مثال ساده این است که گروه می خواهند که صدای Kick طبیعی یا ساخته شده از یک بانک یا پلاگین یا نوعی وی اس تی را در میکس بالا ببرید. محدوده مناسبی برای صدای Kick در هر سبک وجود دارد که اگر از این محدوده فراتر رود میکس دچار مشکل می شود. در این حالت می توانید بگویید برای این سبک از موسیقی و این نوع آهنگ به ندرت پیش می آید که صدای Kick تا این اندازه بالا باشد و میکس با این سطح صدای Kick از حالت عادی و هماهنگ خارج می شود. حالا واقعا می خواهید که صدای Kick تا این اندازه بالا باشد؟” و یا مثلا برای بالا بودن بیش از حد سطح صدای خواننده می توانید این دلایل را بیاورید که در این صورت صدای خواننده بقیه صداها را تحت تأثیر قرار داده و آنها را می پوشاند و باعث می شود موسیقی لخت و بدون جلوه صدا دهد. همچنین برای موسیقیهایی مانند HipHop , Rap که اکثر شنوندگان آن را با صدای اکولایز شده باس در دنیای واقعی مست در اتومبیل خود، در منزل یا در دیسکو ها می شوند (به طوری که باس تا حدی تقویت می شود که می تواند همه شیشه ها را بلرزاند) ممکن است گروه انتظار داشته باشند که در استودیو نیز چنین صدایی را بشنوند. باید برای آنها توضیح داده که حد واقعی صدای باس در استودیو باید به گونه ای تعیین شود که شنونده در محیط واقعی بتواند آن را به سلیقه خود تقویت

کند و از آن لذت ببرد و در غیر این صورت ممکن است بلندگوهای آنها آسیب ببیند. دار در مورد پس آوا می توان این مثال را زد که هنگامی که به یک صدا و پس آوای آن به صورت Solo گوش می کنیم این صدا با هنگامی که در میکس به آن گوش می دهیم تفاوت دارد و در میکس حجیم تر به نظر می رسد. بنابراین ممکن است گروه بخواهد که میزان پس آوا را کاهش دهید. توضیح این اثر سایکو آکوستیکی به آنها اینکه چه چیزی (احتمالأ صحیح است را بدست آورید آنگاه می توانید به آن حکم کنید. برخی صدابرداران بسیار خود رأی تر از بقیه هستند و کمتر تمایل دارند که به ایده های افراد دیگر گوش کنند. افراطی ترین صدابرداران در این مسأله کسانی هستند که هنگام میکس به گروه اجازه حضور در اتاق کنترل یا استودیو را نمی دهند. اینگونه صدابرداران ممکن است افراد با استعدادی باشند اما هنر خود را به گونه ای کافی درک نکرده اند تا بتوانند آن را برای دیگران شرح دهند. از سوی دیگر برخی صدابرداران بسیار کار آموزده و با تجربه این خودرأی بودن را صحیح می دانند. اما همیشه مشکل موقعی پیش می آید که خودرابی و تکروی یک صدابردار با پشتیبانی و اساس تجربه و دانش همراه نباشد.

می تواند آنها را از اشتباه خارج کرده و به شما کمک کند که اندازه پس آوا را به حالت طبیعی و مناسب آن تنظیم کنید. .

آخرین مثال در اینجا به این گونه است، ممکن است گروه بخواهند روی صداهایی مانند باس یا Kick افکنهایی مانند تأخیر یا پس آوا گذاشته شود. باید برای آنها توضیح داد که اینگونه صداهای باس به خودی خود حجم زیادی را در میکس اشغال می کنند. افکتی مانند پس آوا که از صدها تأخیر تشکیل شده نیز فضای زیادی را خواهد گرفت و پس آوا روی صدای باس، بالطبع فضای بیشتر را خواهد گرفت. بنابراین چنین صدایی به طرز وحشتناکی بقیه صداها را خواهد پوشاند.

بنابراین می بینید که درک صحیح و دقیق حرکاتی که می توان در میکس انجام داد و اثر آنها نسبت به سایر حرکات بسیار حیاتی و مهم است. این نکته نیز مهم است که ممکن است برخی از نظرات شما نیز درست نباشد. بنابراین هیچگاه در مقابل یک مشتری که به شدت بر نظر خود پافشاری می کند، اصرار نکنید و آن را به او واگذار کنید. اینکه نسبت به عقاید خود مطمئن باشید بسیار خوب است اما به آن وابسته نباشید. به خاطر داشته باشید که گروه ممکن است نتوانند علت چیزی را که می خواهند به خوبی توضیح دهند، اما به هر حال نظر آنها مهم است. آنها اغلب وقتی اثر نظر اشتباه خود را می شنوند به این اشتباه پی می برند. گاهی اوقات نیز این نظرات

جالب است و ممکن است شما را به روشها و ایده های جدید و جالب راهنمایی کند. در نهایت به عنوان آخرین راه می توانید دو میکس مختلف یکی بر پایه نظرات خودتان و یکی براساس ایده مشتری به او ارائه دهید و انتخاب را به عهده او بگذارید. اما همواره این را به خاطر داشته باشید که این آخرین راه است چرا که او زمان زیادی را می گیرد، ثانيا ممکن است شما را در مقابل مشتری و مغایر با او قرار دهد و ایجاد مشکل کند. این نکته مطمئنا از وقت اضافی که برای انجام دو میکس می گذارید مهمتر . و خطرناک تر است

مشتری

یک صدابردار با تجربه اهمیت توجه خاص به ایده های سایر افراد را به خوبی می داند، حتی اگر این ایده ها غیر معمول یا حتی کاملا اشتباه باشد. برای مشتری این مهم است که متوجه شود که شما به نظر او احترام می گذارید. رمز این کار در این است که شما خیلی سریع و زیرکانه ایده های بد و نامناسب را از ایده های جالب و خوب جدا کنید، بدون اینکه احساسات مشتری را جریحه دار کرده باشید.

معمولا مشتری به اندازه صدابردار با تجربه نیست، مشتری معمولا با همه امکانات و کارکردهای تجهیزات آشنا نیست، اما این بدان معنا نیست که آنها ندانند که چه چیزی را دوست دارند. آنها فقط نمی دانند که چگونه می توان به آن دست پیدا کرد،

به هر حال گروه و آهنگساز یک برتری و مزیت بزرگ نسبت به شما به عنوان صدابردار دارند. اول اینکه آنها زمان خیلی بیشتری را روی آهنگ کار کرده اند و آن را بسیار بیشتر و بهتر می شناسند و به آن علاقه دارند. داشتن گوش آماده و دقیق نکته مهمی است اما صمیمیت و تعلق خاطر به آهنگ می تواند خیلی تعیین کننده تر باشد دوم اینکه آهنگساز ممکن است ایده هایی داشته باشد که هیچکس دیگری نتواند آنها را مطرح کند، به این دلیل که او از ابتدا و از صمیم قلب در ساخت آهنگ کار کرده است. اگر ما به یک آهنگ به عنوان نمونه ای از شخصیت یک فرد _ احساسات و عواطف أو نگریسته باشیم همین معنی را متبادر میکند

 

ادامه دارد …

  • 1,357 views
ادامه مطلب

آموزش فارسی میکس حرفه ای- بخش پانزدهم

ساختار آهنگ:

ساختار آهنگ اغلب روی کاری که صدابردار در هر قسمت از میکس انجام می دهد تأثیر می گذارد. برخی گروه ها ساختارهایی خلق می کنند که هر بخش از آهنگ با بخش قبلی آن کاملا متفاوت می باشد. فرانک زاپا، پینک فلوید، بیتلز و دارای آهنگهایی هستند که میکس آنها از یک بخش به بخش دیگر کاملا متفاوت است. برای میکس آهنگهایی که دارای بخشهای متفاوت هستند و می توان میکسهای مختلفی را برای هر قسمت خلق کرد، باید دارای دید گاهی باز و مناسب باشیم و اینگونه میکسها بسیار جالب می باشند. حتی در مواقعی که قسمتهای مختلف آهنگ خیلی متفاوت نیستند، می توانید هر بخش را مقدار کمی متفاوت و با لهجه های مختلف میکس کنید. برای مثال، معمولا گروس آهنگ دارای مقدار بیشتری پس آوا روی صدای خواننده (Vocals) می باشد. قسمت لید( Lead Break) معمولا با زیاد کردن ولوم صدای

Kick , Share یا باس و بعضی مواقع با اضافه کردن مقداری پس آوا به Snare جذاب تر و خوش منظرتر می شود. چنین کاری را همچنین می توان در انتهای آهنگ و هنگامی که گروه در حال بداهه نوازی برای خاتمه دادن به آهنگ می باشد انجام داد. یک قسمت وصل (Bridge) نیز می تواند دارای پس آوا يا پن متفاوت با قسمتهای دیگر روی سازها باشد تا در میکس تنوع بوجود آید.

تجهیزات بهتر اصولا می توانید میکسهای تمیز تر و بهتر داشته باشید. همچنین اگر هنگام ضبط مراقب سطح صداها و نویزها باشید، بعدأ موقع میکس لازم نیست آنها را دوباره درست کنید.

معمولا دو بخش اجرا و اشعار هستند که بیشترین نقش را هنگام تصمیم گیری برای اینکه چه کاری برای میکس باید انجام شود دارند. اگر چه این خصوصیات از آهنگی به آهنگ دیگر کاملا تغییر می کند. اغلب یک یا دو مشخصه هنگام میکس نقش اساسی تری را نسبت به بقیه ایفا می کنند. شاید بهترین نوع میکس هنگامی باشد که تمام این مشخصات کما بیش نقش متعادلی را در میکس داشته باشند.

بنابراین باید ببینید که شما برای کدامیک از این مشخصات اهمیت بیشتری قائل هستید و از نظر شما کدامیک از این ده مشخصه یک آهنگ برای تصمیم گیری در مورد یازدهمین مشخصه یعنی “میکس” از بقیه مهمتر است

بخش C: افراد مرتبط با پروژه

 

اجرا یکی از مهمترین مشخصه هایی است که روی میکس تأثیر می گذارد. برای مثال یک لیک (Lick) گیتار خاص ممکن است شما را بر آن دارد که آن را در زمان لیک از چپ به راست پن کنید و همچنین افکتی از یک وی اس تی مانند پس آوا که با آن ريف (Riff) تناسب دارد به آن اضافه کنید. از همه مهمتر، کیفیت اجرا روی چگونگی میکس آهنگ تأثیر می گذارد. اگر اجرا کاملا خوب و دقیق باشد شما فقط احتمالا آن را در میکس بالا برده و به جلو می آورید تا در میکس خودنمایی کند. اما اگر اجرا قابل قبول و جالب نباشد، نباید آن را به جلو آورید و مخصوصا از افكت در آن استفاده نکنید. به این دلیل که مسلما نباید چیزی را که قابل قبول و مناسب نمی باشد مشخص و پر رنگ جلوه دهید. در چنین مواقعی باید این قسمتها را در میکس پایین آورده و با افزودن مقدار کمی پس آوا یا دیگر افکتهای بر پایه زمان قسمتهای ناهنجار آن را مخفی کنید. اما با این حال دقت کنید که اینگونه قسمتها را بیش از حد نپوشانید با بیش از حد به آن افکت ندهید و آن را پایین نیاورید. این کار باید کاملا بصورت متعادل انجام شود. در غیر این صورت نه تنها اجرایی بد، بلکه میکس بدی نیز خواهید داشت.

بخشی از کار که مهارت بالایی را طلب می کند این است که نکات مورد نظر خود را با آنچه که سایر افراد پروژه می خواهند متعادل و هماهنگ کنید. یکی از مهمترین کارها در صدابرداری برقرار کردن توازن میان خواسته های مشتری با آنچه که صدابردار به عنوان نکات مثبت و منطقی کار می داند است. شغل صدابردار گرفتن پیشنهادات و نظرات همه افراد دست اندر کار در پروژه و انتخاب بهترین آنها برای اعمال روی کار می باشد. یک صدار بردار حرفه ای همواره به همه نظرات گوش می دهد و آنها را با ارزشهای مورد نظر خود و همچنین مخاطب عام مقایسه می کند. سپس در مورد حس مربوط به این نظرات بحث و تبادل نظر می کند. اغلب بعنوان یک نمونه ازمایشی روی ایده ها کار کرده و در نهایت به همراه مشتری برای اتخاذ تصمیم نهایی شروع به کار می کند. ایجاد توازن همواره یکی از مشکل ترین کارهای پک صدابردار می باشد.

 

ادامه دارد …

 

آموزش فارسی میکس حرفه ای- بخش چهاردهم

اکنون زمان خوبی برای این پرسش است که آیا دیدگاه موسیقایی برای میکس، در وهله اول مناسب نیست؟)

به عبارت دیگر، اگر ریتم خیلی پایه تر، ساده تر و آهسته تر باشد، احتمالا فضای بیشتری برای افکتها و بازی با اکولایزر وین و ولوم وجود خواهد داشت.

ملودی:

طبیعت خط ملودی می تواند به آسانی روی کاری که صدابردار هنگام میکس نهایی و همچنین در هر نقطه مشخص از کار و آهنگ انجام می دهد تأثیر بگذارد، برای مثال، اگر ملودی یک جزء بزرگ و طولانی از آهنگ باشد، ممکن است تصمیم بگیرید که آن را بوسیله افکتهای بر پایه زمان مانند تأخير (Delay)، پس آوا (Reverh) یا فلنجر (Flanger)، حجیم تر و جذاب تر کنید. اگر ملودی ساده باشد (یا کسل کننده)، ایده خوبی است که آن را بوسیله انواعی از حجیم سازی مانند تأخیرهای با زمان کوتاه یا پس آوا به صورت استریو در آوریم. به عبارت دیگر اگر ملودی خیلی شلوغ باشد، بهتر است که از افکتهای کمتری استفاده کنید و آن را بالاتر ببرید تا بتوانید جزئیات را بهتر بشنوید. گاهی اوقات صدابرداران پن و افکتها را براساس خط ملودی تغییر می دهند که می تواند به جذاب تر شدن میکس کمک کند.

ریتم

طبیعت رينم اثر مستقیمی روی میکس دارد. هر چقدر ریتم شلوغ تر باشد، باید میکس را تمیز تر و واضح تر انجام دهید تا بتوانید جزئیات بیشتری را بشنوید. شما نمی خواهید که شفافیت و وضوح و دقت یک ریتم پیچیده، پوشیده و تیره تر شود. هر یک از ابزار و وسایل در داخل اتاق کنترل می توانند برای خلق یک میکس تمیزتر و شفاف تر، وقتی که یک ریتم شلوغ داریم مورد استفاده قرار گیرند. در این مواقع باید از افکتهای بر پایه زمان کمتر استفاده کنید. به این دلیل که فضای کافی برای تأخیرهای اضافی وجود ندارد. سازها یا صداهای وی اس تی ها باید به صورت کی شفاف تر و روشن تر اکولایز شوند تا جزئیات ریتم تفکیک تر و قابل تشخیص شوند. ولوم صدای یک بخش پیچیده ریتم نیز باید کمی بیشتر شود تا جزئیات شفاف تر شنیده شوند. البته همه ريتمهای شلوغ به صورت مشخص تر و جلوتر میکس نمی شوند. یک ریتم ممکن است برای اینکه بخواهیم به صورت شفاف و جلوتر میکس شود خیلی شلوغ باشد. بنابراین باید آن را به صورت گرفته تر و تیره تر اکولایز کنیم و در زمینه موسیقی قرار دهیم، به این دلیل که ممکن است برای آهنگ بسیار طاقت فرسا، سنگین و خراب کننده باشد و بقیه اجزای

هارمونی

طبیعت بخشهای هارمونی و چگونگی تناسب آنها با گل آهنگ نیز به گونه ای دیگر در میکس مشارکت دارد. تفاوت در تعداد بخشهای هارمونی و ساختار آکوردی آنها می تواند راهنماهای مهمی را برای اینکه چه کارهایی در میکس باید انجام شود مهیا کند. مثلا هر چقدر بخشهای هارمونی بیشتر باشد صداها باید به صورت گسترده تری ين شوند. در حالیکه یک بخش هارمونی منفرد به ندرت به صورت کامل به یک سو پن می شود. نوع آکوردهای موسیقایی که بوسیله بخشهای هارمونی خلق شده اند می توانند روی جایگیری آنها تأثیر گذار باشند. یک آکورد نامطبوع احتمالا در میکس در عقب قرار می گیرد، یک آکورد مطبوع و خوش احساس ممکن است با تأخیرها و پس آوای فضایی میکس شود. هنگامی که هارمونی ها واقعی نیستند و در واقع ملودی به صورت هم آوا (اونسیون) صدا می دهد، صداها باید به صورت گسترده تری به صورت استریو پخش شوند تا پرتر و حجیم تر صدا دهند و ولوم صدا نیز احتمالا باید کمتر شود، به این دلیل که ممکن است این صداها برای اینکه در جلو قرار بگیرند، به اندازه کافی جذاب و دلچسب نباشند. یکی از روشهایی که در تصمیم گیری افراد برای چگونه میکس کردن هارمونی بکار می رود بر پایه این است که هارمونی ها تا چه اندازه خوب و صحیح و بجا می باشند. بسیاری از افراد، اگر صدای هارمونی ها واقعا خوب باشد آن را بلند می کنند با این حال و با تمام این اوصاف، هیچیک از این ایده ها یک قانون نیست، اینها تنها دلایلی برای خلق انواع مختلف میکس می باشد.

اشعار:

محتوای اشعار، راهنمای بزرگی برای صدابردار در روش میکس می باشد. طبیعت اشعار اغلب روی میکس کلی تأثیر می گذارد، به این دلیل که به تنظيم لحن و رنگ و آهنگ کمک می کند. اشعار بخصوص، اغلب صدابردار را برای استفاده از افکتهای گوناگون هنگام میکس هدایت می کند. جمله ای مانند: زندگی در حاشیه” با “راه رفتن روی لبه پرتگاه می تواند کاملا به سمت راست یا چپ پن شود و به این صورت کاملا این حس را تداعی کند. جمله ای در مورد رفتار روان پریشانه ممكن است شما را بر آن دارد که صدای برخی فرکانسهای آزار دهنده را در یک یا چند ساز بخصوص بالا ببرید. جمله ای مانند “در سرای عشق” ممکن است مقداری پس آوا را طلب کند. همچنین افکتها ممکن است بر اساس اشعار حذف شوند. برای مثال وقتی اشعار خیلی مهم یا شخصی هستند، معمولا افكتها (مخصوصا پس آوا) کم می شوند تا اشعار جلوتر و نزدیک تر به احساس شما صدا دهند.

کنید که در فضای محدود بين بلندگوها این امر یعنی استفاده از کل فضا و زمینه استریو لازم می باشد.

اگر یک تنظیم خیلی خلوت و کم حجم باشد نیز دو روش با طرح وجود دارد. شما می توانید تنظیم را با اضافه نکردن افكت خلوت نگه دارید یا اینکه می توانید آن را با اضافه کردن انواع گوناگون افکتهای بر پایه زمان پرتر و حجیم تر کنید. وقتی تعداد صداهای کمتری وجود دارد، شما فضای بیشتری برای بازی با افکتها در اختیار خواهید داشت.

تنظیم:

حجم و تراکم تنظيم اغلب راهنمای ارزشمندی برای روش میکس آهنگ می باشد اگر یک تنظیم بیش از حد پر باشد دوطرح مختلف برای کار وجود دارد. برداشتن قسمتهای اضافی و نامطلوب یا پرتر کردن آن. طرح اول به این منظور است که یک تنظيم شلوغ و پر را با اضافه کردن افکتهای دیگر تیره و شلوغ تر نکنیم. در اینجا سعی می کنیم که بگونه ای میکس را انجام دهیم که صدای تمیزتر و واضح تری داشته باشیم تا بتوانیم اجرای آهنگ را در شلوغی تنظیم بشنویم. علاوه بر استفاده کمتر از افکتها، صداها معمولا به صورت شفاف تر و روشن تر اکولایز می شوند. وقتی تعداد خیلی زیادی از صداها و نت ها در میکس وجود دارند، فرکانسهای بالاتر بیشتر پوشیده می شوند، در حالیکه فرکانسهای پایین فضای بیشتری را در بین بلندگوها اشغال می کنند. استفاده از اکولایزهای شفاف تر باعث میشود که صداها فضای کمتری را بگیرند، بنابراین فضای بیشتری برای شنیده شدن هر صدا وجود خواهد داشت.

از طرف دیگر برای برخی آهنگها و سبکهای موسیقی، استفاده از میکس برای پرتر کردن تنظیم، ساختن صدای حجیم و افکتهای مشخص تر مناسب می باشد. اضافه کردن افکتهای بر پایه زمان مانند تأخیر و پس اوا و فلنجر در حقیقت صداهای بیشتری را به میکس اضافه می کند. همچنین ممکن است شما صداها را در سطح وسیع تری پن

سازبندی

اگر صدای ساز خوب باشد، احتمالا شما صدای آن را بالا خواهید برد و با استفاده از افکتهای بر پایه زمان آن را به صورت استریو پخش خواهید کرد. اگر صدای ساز زیبا، جذاب، منحصر بفرد و پیچیده باشد خودنمایی خواهد کرد. از سوی دیگر صداهای جذاب و منحصر بفرد هنگامی که در میکس پایین باشند و تراوش صدای آنها شنیده شود می توانند بسیار فریبنده باشند. یک افکت نرم و آرام برای استریو کردن آن لازم است و در نهایت آن را در زمینه آهنگ قرار می دهد.

اگر صدایی خیلی آشکار و واضح نیست، آن را با بالا بردن بیش از حد، پر رنگ و مشخص نکنید. به جای آن می توانید مقداری افکت به آن بدهید. اگر نمی توانید آن را شفاف و صیقلی کنید، آن را محو کرده و بپوشانید. )

 

 

ادامه دارد …

آموزش فارسی میکس حرفه ای- بخش سیزدهم

سایه روشن های مختلف می توانند به صدا های مختلف و متفاوت، انواع شکل موجها، یا محدوده های فرکانسی مختلف ارتباط داده شوند. اما از آنجاییکه ما نمی خواهیم افراد را به یادگیری چنین سیستمی برای درک و فهم شكلها الزام کنیم، سایه روشن ها را تنها برای کمک به تفاوت گذاشتن بین صداها در میکس بکار می بریم. هنگامی که در مورد ساختارهای هارمونیک و اکولایز بحث می شود، سایه روشن ها به محدوده های فرکانسی خاص اختصاص خواهند یافت.|

در ادامه ی مطلب آموزش فارسی میکس حرفه ای- بخش سیزدهم را دنبال نمایید

(بیشتر…)

آموزش فارسی میکس حرفه ای- بخش دوازدهم

ادامه ی درس قبل :

به علاوه، صداها در سینتی سایزرها معمولا به صورت استریو با چنین تأخير زمانی کوتاهی پخش می شوند.

همچنین می توانیم این خط را با بیشتر کردن ولوم صدا به جلو بیاوریم..

درست به همان صورت که می توانیم از ولوم صدا، پن و اکولایز برای جایگذاری و حرکت دادن گره ها استفاده کنیم، روی جایگذاری و طول قطر کره صدایی که از حجیم سازی خلق شده نیز کنترل داریم، می توانیم این خط را در هر کجا از چپ تا راست به وسیله پن کردن سیگنال اصلی و سیگنال تأخیری در موقیت های گوناگون جایگذاری کنیم. هر چقدر پخش و انتشار استریو عریض ترو وسیع تر باشد، صدا فضای بیشتری را پوشش خواهد داد. در این حالت یک کره بیضوی شکل خواهيم داشت.)

یا آن را با کم کردن درجه صدا در زمینه قرار دهیم.

در ادامه ی مطلب با ادامه ی آموزش فارسی میکس حرفه ای- بخش دوازدهم همراه سایت کیوبیس باشید

(بیشتر…)

آموزش فارسی میکس حرفه ای- بخش یازدهم

ادامه :

صداهای با فرکانس پایین به نظر فضای بیشتری را از صداهای با فرکانس بالا در بر می گیرند. مثلا در صورتیکه ۳ گیتار باس را در یک میکس قرار دهیم، میکسی تیره و کثیف خواهیم داشت.

باید دید در این دنیای تجسمی، هرصدا چقدر برجسته و بزرگ است. در اینجا هدف این است که نشان داده شود هر صدا چقدر فضا در بین بندگوها در بر می گیرد، در این صورت می توانیم به مسئله بزرگ و مهم پوشش رسیدگی کنیم. هر چقدر یک صدا فضای بیشتری را بگیرد، بیشتر صداهای دیگر را در میکس پوشیده و پنهان می کند.

شکل ۳۴) فضای تیرد

صداهای باس فضای خیلی زیادی را اشغال می کنند، به همین دلیل صداهای دیگر را نیز پوشش می دهند. اما در صورتیکه چندین صدای Bells را هم در میکس قرار دهیم، باز هم می توان آنها را به طور واضح از یکدیگر تشخیص داد، حتی اگر همه آنها در یک زمان با هم نواخته شوند

 

نظر به اینکه فضای محدودی بین بلندگوها وجود دارد، احتیاج داریم که اندازه فضای هر عضو را در بین اجتماع صداها بدانیم، تجسم یک صدا چقدر فضا را بین بلندگوها در می گیرد؟ 

 

سازهای با فرکانس بالا، بالاتر و کم حجم تر از سازهای با فرکانس پایین جای می گیرند. صداهای با فرکانس پایین با شکلهای بزرگتر و جایگیری پایین تر در بین بلندگوها نشان داده شده اند.)

نکته: از لحاظ تکنیکی، خیلی سخت است که دقیقا بگوییم فرکانسهای پایین تر از Hz ۴۰۰ از کجا می آیند. متمرکز کردن فرکانسهای پایین در بین بلندگوها بسیار سخت است. بنابراین یک تجسم فکری واقع گرایانه تر، محیط کروی فرکانسهای پایین را نامعین تر و با خلق پوشش بیشتر در بر می گیرد. (یعنی بصورتی منتشر می شوند که كل بخش پایینی تصویر را پوشش می دهند. اما به هر حال برای اینکه قادر باشیم ولوم صدا، پن و اکولایز تخصصی باس را نشان دهیم، همچنان از گره های تعریف شده و معین و بزرگ استفاده خواهیم کرد.

اندازه به عنوان تابعی از ولوم صدا:

هر چقدر یک صدا در میکس بلند تر باشد، صداهای دیگر را بیشتر پوشش خواهد داد. بنابراین صداهای بلندتر، برجسته تر و بزرگتر هستند. صدای خیلی بلند یک گیتار تمایل خیلی بیشتری به پوشش صداهای دیگر دارد تا یک صدای نرم و پایین آن بنابراین یک گیتار باس، که قبلا هم حجیم بود، در صورتیکه صدای آن بلند تر هم شود، بسیار بیشتر صداهای دیگر را خواهد پوشاند.)

وقتی یک تأخیر کمتر از ۳۰ میلی ثانیه روی یک صدا قرار می دهیم، یک افکت غیر طبیعی بوجود می آید. به دلیل اینکه گوشهای ما برای شنیدن تأخیرهای با این سرعت به اندازه کافی سریع نیستند، ما به جای او تنها صدایی با حجم بیشتر می شنویم. وقتی سیگنال اصلی را در بلندگوی چپ و سیگنال تأخیر کوتاه را در بلندگوی راست جای می دهیم، افکت هر صدا یا پلاگین یا وی اس تی  به گونه ای است که گویا صدا را بین بلندگوها کشیده و امتداد می دهیم. این افکت صدا را مانند پس آوا (Reverb) در یک فضای خاص قرار نمی دهد بلکه تنها آن را بین بلندگوها در همه جا حاضر نشان می دهد (Omnipresent). چنین افکتی می تواند با قرار دادن ۲ میکروفن برای یک صدا خلق شود. به این دلیل که سرعت صدا خیلی کم است (حدود ۷۷۰ مایل در ساعت (mph) يا ۳۴۴ متر بر ثانیه m / s )، حدود یک میلی ثانیه تأخیر به ازای هر فوت (۱۲ اینچ با ۳۰ سانتی متر) خواهیم داشت. بنابراین معمولا دو میکروفن برای خلق صدای استریو بکار می رود.) 

 

از شما سپاسگذاریم که از آکادمی فروشگاه وی اس تی کیوبیس همچنان سری آموزشهای میکس فارسی آهنگ ما را دنبال میکنید . ادامه دارد …

 

آموزش فارسی میکس حرفه ای- بخش یازدهم

ادامه از درس قبلی :

این محدوده جایی است که میکس واقع می شود. در دنیای تجسم، صداها در جای دیگری از اتاق واقع نخواهند شد. مهمتر از آن باید به یاد داشته باشید که این فضا محدود است. بنابراین اگر یک ارکستر ۱۰۰ قطعه ای بین بلندگوها داشته باشید، فضا شلوغ خواهد شد.

 

مهم نیست که چقدر یک صدا را به سمت چپ پن می کنیم، به هر حال این صدا هیچگاه از حد بلندگوی چپ، بیشتر به سمت چپ به نظر نخواهد آمد. در مورد سمت راست نیز به همین ترتیب خواهد بود. همچنین صداها تنها مقدار کمی جلو و عقب بلندگو به نظر ما خواهند آمد. صداها را بالاتر از جای بلندگوها نخواهیم شنید، أما از طریق زمین به ما منتقل خواهند شد. تمام این حدود تجسم می توانند به وسیله این شکل نشان داده شوند

در این حالت شما نمی توانید هر ویلن را به صورت منفرد در میکس بشنوید، به این دلیل که فضا بسیار شلوغ می باشد، شما تنها یک گروه زهی را می شنوید، در حالیکه اگر فقط سه ویولن داشته باشید، می توانید هر یک را به صورت کاملا واضح و تفکیک بشنوید.

به این دلیل که فضای بین بلندگوها محدود است و پوشش مسئله بزرگ و مهمی در میکس می باشد. کل مطلب میکس در یک مطلب خلاصه خواهد شد، کنترل ازدحام و شلوغی”

همانگونه که می توانید ببینید، یک صدا می تواند در فضای بین بلندگوها به وسیله تغییر ولوم صدا، پن و تغییر فرکانس (Pitch) حرکت کند (اکولایز تغییرات کوچکی ایجاد خواهد کرد. این سه پارامتر، تنها برای حرکت دادن صداها در اطراف و بین بلندگوها استفاده نمی شوند، بلکه برای قرار دادن و حرکت دادن افکتها شامل تأخير (Delay قنج (Flanging) و پس آوا (Reverb) به کار می روند.

فضای محدود شده بین بلندگوها که تجسم صدا در آن واقع می شود، محلی است که ما می توانیم ساختار های مختلف میکس را در آن خلق کنیم، رمز این کار در این است که تجسمات صدا را خلاقانه جایگذاری کنیم.

اکنون در مورد اجزا و عناصر، صداها و سازها و افکتهایی که می توانیم در بین بلندگوها جایگذاری کنیم بحث می کنیم

 

ادامه دارد

آموزش فارسی میکس حرفه ای- بخش دهم

گروه کر، اغلب در زمینه هستند. اگر بخواهید صدایی را در میکس در جلو داشته باشید، اولین کاری که باید بکنید این است که فیدر ولوم صدا را روی کنسول مسیکس بالا ببرید. و البته پایین آوردن ولوم صدا، صدا را در زمینه قرار خواهد داد.

اگرچه درجه صدا، اولین کار کرد برای جایگذاری جلو یا عقب صدا می باشد، فاکتورها و همچنین تجهیزات دیگری هم وجود دارند که می توانند صدا را به جلو منتقل کنند، مانند کمپرسور و لیمیتر، بالا بردن اکولایزر در محدوده مورد نظر، تأخیرهای (Delay) کمتر از ۳۰ میلی ثانية، و هر افکتی که صدا را غیر طبیعی جلوه دهد، بطوریکه صدا به جلو منتقل شود. پس آوا (Reverb) و تأخیرهای با زمان طولانی صدا را در فاصله دورتر قرار می دهند. این افکتها به صورت کامل در فصل ۴ مورد بررسی قرار می گیرند

نکته: شما به فاکتورهای دیگری مانند پس آوا و تأخیرها برای سنجیدن فاصله یک صدا از خود احتیاج دارید. اگر شما در یک اتاق کاملا آکوستیک مانند اتاق سکوت یک استودیو (یا اتاقی که در آن تمام صداها توسط دیوارها جذب می شود و هیچ گونه انعکاس و برگشت صدایی وجود ندارد) قرار گرفته باشید، نمی توانید فاصله یک صدا را تنها به وسیله ولوم صدا تعیین کنید. به هر حال، برای رسیدن به اهداف این کتاب، ولوم صدا همچنان به صورت جلو به عقب نشان داده خواهد شد. بنابراین هر چقدر صدا بلندتر باشد در تجسم و در میکس جلوتر ظاهر خواهد شد.

(۱) فرکانس: جایگیری پایین به بالا

دلایلی وجود دارد که باعث به وجود آمدن این خطای حسی می شوند. اول، فرکانسهای پایین از طریق کف اتاق به پاهای شما منتقل می شوند، اما فرکانسهای بالا اینگونه نیستند. مثلا مهم نیست که چه مقدار باس به صدای پیکولو اضافه کنید، در هر صورت صدای پیکولو هیچ وقت از طریق کف اتاق منتقل نمی شود. در نتیجه، استودیوهای حرفه ای به گونه ای کالیبره می شوند که معلوم باشد دقیقا چه تعداد فرکانسهای پایین از طریق کف اتاق به پاهای شما منتقل می شود. به این دلیل است که برخی صدا برداران دوست دارند پا برهنه کار کنند.)

در سطحی محرمانه تر، یک تئوری در زمینه روانشناسی موسیقی وجود دارد که فرکانسها را از پایین تا بالا، در بدن انسان طرح و ترسیم می کند، از پایین ستون فقرات تا بالای سر، که به فرکانسهای مختلفی پاسخ می دهند.

گام و فرکانس صدا به صورت بالا و پایین

خطای حسی جالبی در مورد فرکانسهای بالا و پایین در دنیای تجسم رخ می دهد. آن را در سیستم پخش صوت خود بررسی کنید. قبل از آن میتوانید این نمونه با با یک وی اس تی آنالایزور نیست مورد بررسی قرار دهید . . یک آهنگ را پخش کنید و گوش کنید که صداهای با فرکانس بالا و پایین در چه جایی بین بلندگوها به نظر می رسند. اکثر افراد توافق دارند که فرکانس های بالا، بالاتر و فرکانسهای پایین، پایین تر قرار دارند. سازهای با فرکانس بالا مانند

Bells , Cymbals و زهی های اکتاو بالا همیشه در بین بلندگوها بالاتر از سازهایی مانند گیتار باس یا kick به نظر می رسند.

 ۱۳) یک آهنگ و فرکانسهای بالا و پایین مشخص شده در سازهای آن

 

شما می توانید صدا را با تغییر فرکانس بوسیله پردازشگرهای هارمونیک و محرکهای شنیداری ( Aural Exciters) با بوسیله نواختن سازها در اکتاو بالاتر یا پایین تر با با معکوس نمازی آکورد، بالاتر یا پایین تر ببرید. نظر به اینکه اکولایز، درجه صدای فرکانس های مختلف را کنترل می کند، بوسیله اکولایزر می توانیم یک صدا را بالاتر یا پایین تر ببریم. حداقل تا مقداری. مجددأ، مهم نیست چه مقدار باس به پیکولو اضافه می کنیم، هیچگاه نمی توانیم آن را در کف اتاق منتقل کنیم، بالطبع نمی توانیم صدای گیتار باس را در بالا قرار دهیم.

شکل ۱۴) فرکانسها در ما

در اینجا ما در مورد صحت این سیستم بحث نمی کنیم، اگرچه ممکن است این قضیه در دریافت ما از فرکانسهای بالا و پایین در دنیای تجسم شرکت داشته باشد. اما صرفنظر از اینکه چگونه این موضوع اتفاق می افتد، واقعیت این است که فرکانسهای بالا در بین بلندگو ها بالاتر از فرکانسهای پایین به نظر می رسند. بنابراین، ما در تمام تصاویر فرکانسهای بالا را در بالا و فرکانسهای پایین را در پایین قرار می دهیم.

تعیین حدود برای تجسم سه بعدی استریو |

ملاحظه کنید که تجسم یک صدا هیچ وقت از حدود جایی که بلندگوها قرار دارد متمایل تر به سمت چپ یا راست به نظر نمی آید. مگر اینکه در یک اتاق عجیب باشیم. به این دلیل که جایگیری صحیح زائیده تجسم ماست، افراد مختلف حدود چپ و راست را متفاوت می بینند. برخی می گویند که این حدود نمی تواند از محل قرار گیری بلندگوها تجاوز کند، برخی این حدود را کمی بیشتر از محل بلندگوها می دانند (حدود یک تا دو اینچ) خودتان این موضوع را بررسی کنید. یک صدا را کاملا به سمت چپ پن 

کنید و گوش کنید تا متوجه شوید که تا کجا در سمت چپ به نظر می رسد. حدود چپ و راست تجسم صدا به صورت زیر نشان داده می شود.

شکل ۱۵) حدود تتجسهر اطراف یک پخش صوت معمولی

هنگامی که در یک کنسرت به صدای بلند گوهای بزرگ (PA) گوش می دهیم، می توان صدا را بیشتر از ۶ فوت عقب تر از بلندگو ها تجسم کرد.

شکل ۲۴) حدود چپ و راست نجسم

هنگامی که پیج پن را می چرخانید، همانطور که می بینید صدابین بلندگوها به چپ و راست حرکت می کند. حال باید دید حدود جلو و عقب سطح ولوم صدا چگونه است، به طور طبیعی، صداهای کرو زهی ها و مانند اینها حدود چند اینچ عقب تر از بلندگوها قرار دارند. همچنانکه ولوم صدا را کاهش می دهید، به نظر می رسد که فاصله صدا به عقب تر منتقل شده و بیشتر می شود. سؤال این است: “یک صدا تاچه حد عقب تر از بلندگوها قرار می گیرد، قبل از اینکه به کلی محو شود؟”

اکثر افراد اینگونه تجسم می کنند که صداها حدود ۶ اینچ تا ۲ فوت، عقب تر از بلندگوها قرار می گیرند و این فاصله به اندازه بلندگوها بستگی دارد. جالب است به این نکته اشاره شود که چگونه اندازه بلندگو بر روی این خطای حسی تأثیر می گذارد. با یک پخش صوت عادی خانگی، معمولا ما صدا را بیشتر از حدود ۲ اینچ عقب تر از بلندگوهای آن نمی شنویم.

شکل تا حدود تجسم اطراف بلندگوهای بزری (RA)

برسی کنید و ببینید که صدا تا چه اندازه عقب تر از بلندگوهای مختلف قرار می گیرد. به طور طبیعی این فاصله کم می باشد.

نکته :

راساس تجربه های قبلی، یک پدیده سایگوآکوستیک، در مورد اینکه صداهای معین، حتی از حدود مجسم شده، عقب تر از بلندگوها قرار می گیرند، وجود دارد. برای مثال، اگر شما صدای یک رعد را که فاصله آن از مازیاد است، در بین بلندگوها قرار دهید، می توان تصور کرد که چندین مایل عقب تر از بلندگوها قرار دارد. هنگامی که می خواهیم صداهای غیر عادی متمایل به توسعه (مانند صدای رعد) را در بین بلندگو ها قرار دهیم، این نکته جالبی برای بخاطر سپردن می باشد. همانگونه که قبلا ذکر شد، با بالا بردن ولوم، صدا در میکس جلوتر شنیده می شود. اما چقدر جلوتر خواهد بود؟ در ابتدا مهم نیست که چه مقدار ولوم یک صدا را بالا می برید. به هر حال نمی توانید آن را بگونه ای کنید که از پشت سر شما شنیده شود. در نتیجه، بندرت به نظر خواهد آمد که صداها، بیشتر از فاصله کوتاهی، جلوتر از بلندگوها باشند. اکثر افراد صداها را تنها حدود 3 اینج تا ۱ فوت در جلوی بلندگوها تجسم می کنند. باز هم این موضوع به اندازه بلندگوها بستگی دارد. یک صدای بلند در یک پخش صوت معمولی تنها حدود ۲ اینچ جلوی بلندگوها خواهد بود، در حالیکه صداها در یک بلندگوی بزرگ (PA) ممکن است از ۶ تا ۱۰ اینچ جلوی بلندگوها به نظر آید. این موضوع را در بلندگوهای خودتان بررسی کنید.)

صرفنظر از درک ما نسبت به حدود دقیق تجسم، مجسم کردن جایگیری صداها از جلو به عقب، بوسیله ولوم صدا به عنوان فاکتور اصلی حرکت صدا، آسان می باشد. بنابراین، حوزه و میدان طبیعی استریو، عملا سه بعدی می باشد. ما حدود عقب تجسم را اینگونه نشان خواهیم داد. (حدود جلو تر از بلندگوها نشان داده نمی شود.)

شكل ۱۷) تجسم حدود جلو و عقب

در نهایت، به حد بالا و پایین تجسم می پردازیم. همانگونه که پیش تر بحث شد، فرکانسهای بالا در بین بلندگوها بالاتر از فرکانسهای پایین به نظر می آیند. سؤال این است که فرکانسهای بالا چقدر بالا هستند؟ و بالاترین فرکانسهایی که ما می شنویم، تا چه حد در بین بلندگوها بالا به نظر می آیند؟

برخی افراد می گویند صداها هیچ گاه بالاتر از خود بلندگوها به نظر نمی آیند. برخی دیگر می گویند صداها چند اینچ بالای بلندگوها شناور به نظر می آیند. باز هم در اینجا حدود دقیق به اندازه بلندگوها و نوع تجسم شنونده بستگی دارد. صرفنظر از محدوده دقیق، هیچ گاه به نظر نمی آید که صداها از ارتفاع خیلی بالا مثلا از سقف می آیند. تجسم ما به جایی اطراف قسمت فوقانی بلندگوها محدود می شود. حال باید دید حد پایین چگونه است. فرکانسهای پایین معمولا از طریق کف زمین به پاهای مامنتقل می شوند. بنابراین زمین حد پایین می باشد. اکنون حدود بالا و پایین می توانند به این صورت نشان داده شوند

در ادامه ی پستهای آکادمی فروشگاه وی اس تی  کیوبیس با ما با سری آموزشهای میکس حرفه ای فارسی همراه باشید

 

آموزش میکس- آموزش فارسی میکس حرفه ای- بخش نهم

یک گروه Rap احتمالا بیشتر روی نحوه خواندن و ریتم خاص تمرکز می کنند. یک گروه Jazz بیشتر به عکس العمل متقابل نوازنده ها و همچنین به نوع آکوردبندیها و… اهمیت می دهند. اغلب، این خصوصیات تعیین می کنند که اجرا قابل قبول بوده یا خیر، معمولا صرف زمان زیاد روی خصوصیاتی که برای گروه ارزش کمتری دارد بی ثمر می باشد. به عبارت دیگر، بسیار مهم و حیاتی می باشد که توجه بسیار بیشتری به نکات و خصوصیاتی که به طور آشکار و بدیهی مورد نیاز و مورد توجه گروه است، معطوف شود.

مشخصه ۱۰: کیفیت تجهیزات و ضبط

همان طور که در بخش سازبندی اشاره شد، کیفیت سازها نکته قابل توجهی می باشد. صدابردار باید مطمئن باشد که تا حد امکان تجهیزات مورد استفاده بهترین کیفیت را دارند و از این مهمتر، خوب کار می کنند. کیفیت ضبط شامل نکاتی مانند سالم گرفتن صداها، سطح و Level مناسب ضبط (نه خیلی کم و نه خیلی زیاد)، استفاده از تکنیکهای مناسب و صحیح میکروفن، و نداشتن دستورشن (Distortion) و نویز (Noise) می باشد. بدیهی است که اینها وظیفه اصلی صدابردار هستند.

نو بودن، یکی از ویژگیهای مثبت تجهیزات می باشد به دلیل اینکه تجهیزات به مرور زمان مستهلک شده و کیفیت اولیه خود را از دست می دهند.

مشخصه ۱۱:میکس

میکس، ممکن است تنها بخش کوچکی از فرآیند ضبط و خلق یک پروژه کامل و عالی باشد، اما با این حال یکی از قدرتمندترین و مهمترین بخشها است، به این دلیل که میکس می تواند برای پوشاندن ضعفها در دیگر بخشها به کار رود. ادامه این کتاب در مورد “میکس” می باشد.

عزم و اراده:|

میزان جدیت و اراده ای که یک گروه در یک پروژه اعمال می کند، روی زمان به کار رفته برای پروژه و همچنین کیفیت نهایی آن تأثیر گذار است. اغلب اعضای گروه نمی دانند که چه مقدار کار برای رسیدن به یک اجرای کامل و بی نقص باید انجام شود. موزیسین ها می توانند به راحتی از کار خسته و نا امید شوند، تا جاییکه بگویند: “خوب است ,کافی است. بنابراین شما باید تا حد امکان به بقیه القاء کنید که سخت تر و بیشتر کار کنند، تا زمانی که تا حد ممکن به نتیجه بهتر دست یابند. اما این کار شما تا زمانی امکان پذیر است که موزیسین ها خسته و عصبی نشده اند. شما می توانید به سادگی به این نکته اشاره کنید که طبیعتا برای رسیدن به نتیجه عالی، زمان و کار زیادی مورد نیاز است و اینکه موزیسین های حرفه ای اغلب برای رسیدن به اجرا و نتیجه خوب روزهای متمادی کار می کنند. این می تواند به افراد کمک کند تا برای بهتر شدن تلاش کنند.

از سوی دیگر بعضی موزیسین ها برای رسیدن به نتیجه بهتر بسیار مصمم هستند تا جائیکه بیش از حد کار می کنند و متوقف نمی شوند. در ابتدا این افراد ممکن است شما را عصبی کنند، اما به زودی متوجه می شوید که با چنین روشی، شما در نهایت به یک نتیجه باور نکردنی می رسید.

متعاقبأ وقتی دیگران به پروژه گوش می دهند از نتیجه کار شما شگفت زده خواهند شد، بنابراین شما باید ممنون این افراد وسواسی باشید. 

قرار دارد. چنین چیزی وقتی که با هدفون به چیزی گوش می دهیم اتفاق می افتد وقتی که صدایی را درست در وسط مغزمان می شنویم.۔۔

بلندگو به سمت داخل کشیده می شود و صدابرنمی گردد، هوا را در جلوی خود رقیق کرده و در بین مولکولهای آن فاصله ایجاد می کند (Rarefraction). همان طور که می دانیم وقتی دست خود را در آب استخر به سمت جلو حرکت داده و ناگهان به عقب می کشیم، آب به سمت عقب بر نمی گردد. در عوض، موجی به صورت قله و دره ایجاد می شود. در هوا این دره مشابه هوای رقیق شده می باشد. بنابراین صدا به شورت امواج متناوب هوای فشرده و رقیق شده حرکت می کند. این اولین روشی است که ما صدا را دریافت و درک می کنیم.… صدایی در آنجا وجود ندارد، فقط مغز ما آنجاست

 

روش دومی که ما صدا را دریافت و درک می کنیم بوسیله تصوری از صداهای بین بلندگوها است. جایگیری ظاهری صداها در بین بلندگوها “تجسم” نامیده می شود، به این دلیل که زاییده تصور ما می باشد. بنابراین می بینید که ما در اینجا در مورد واقعیت صحبت نمی کنیم. وقتی صدایی را مثلا مانند صدای خواننده، در بین بلندگوها تجسم می کنیم، در حقیقت صدایی در آنجا وجود ندارد. این صدا از هردو بلندگو بیرون آمده و در فضای اتاق حرکت می کند، و ما فقط تجسم می کنیم که صدا در بین بلندگوها 

بدون فرایند تصور، مانند زمانی که خواب هستید، تجسمی وجود نخواهد داشت. اگر به میکس توجه نکنید یا خارج از محدوده کنار بلندگوها باشید، تجسم به وجود نخواهد آمد. به عبارت دیگر، امواج فیزیکی صدا در زمانی که شما خواب هستید هم به بدن شما برخورد می کنند، حتی اگر توجه هم نکنید، هنوز امواج صدا به تمام سلولهای بدن شما برخورد می کنند. بنابراین حتی اگر گوش هم نکنید، باز هم امواج صدا را احساس می کنید. “تجسم” برای به وجود آمدن، به تصور و فکر خلاق و فعال احتیاج دارد. در حالیکه امواج صدا اینگونه نیستند. برخی از افراد تجسمی در هنگام شنیدن ندارند. این دسته افرادی هستند که آگاهی و توجهی نسبت به آن ندارند. اما دسته ای از افراد نیز هستند که به دلیل حذف فازی که ناشی از نوع شکل گوش بیرونی آنها می باشد، این تجسم را ندارند. این تفاوت فیزیکی، توانایی آنها برای قراردادن صدا در بین بلندگوها را خراب می کند.

افراد به دو گونه با صدا ارتباط دارند، امواج صدا را احساس می کنند و آن را تجسم و درک می کنند. اگرچه صدابرداران حرفه ای هر دو روش را برای حصول بیشترین داده ها و اطلاعات ممکن برای میکس بکار می گیرند، اغلب بیشتر نگران متغیرهایی که در دنیای خیالی تجسمات وجود دارد می باشند. محدوده وسیعی از داینامیک ها بوسیله جایگیریهای مختلف صداها بین بلندگوها ایجاد می شود، و این داینامیک ها برای خلق همه سبک های گوناگون میکس که مناسب با همه سبکها و انواع موسیقی و آهنگها می باشد، بکار گرفته می شود.

 

ادامه ی این آموزش را در پستهای بعدی از فروشگاه وی اس تی کیوبیس دنبال کنید

 

آموزش میکس- آموزش فارسی میکس حرفه ای- بخش هشتم

حدود تکامل: مشکلی که برای تعریف تکامل وجود دارد در این است که تکامل هیچگاه حد و حدودی ندارد. طبیعتا هنگامی که شما احساس می کنید به تکامل دست یافته اید، مثلا یک آهنگ کامل و عالی، تازه در این زمان متوجه می شوید که چگونه می تواند بهتر باشد. عوامل زیادی وجود دارند که در تعیین مدت زمانی که لازم است صرف تلاش برای رسیدن به یک اجرای عالی کنید، شرکت دارند. گذشته از آن، صدابردار باید مقدار زمانی را که صرف پالایش و بهبود یک اجرای منحصر بفرد شده است را بسنجد. صرفنظر از مقتضیات و شرایط، همه حداقل یک سطح پایه از کیفیت را می خواهند. هر چند که پس از رسیدن به این سطح پایه از کیفیت، کارهای زیادی وجود دارند که می توانید برای رسیدن به یک اجرای عالی و کامل انجام دهید. این موارد به نکات زیر بستگی دارد:

(بیشتر…)

آخرین دیدگاه‌ها