سایت آهنگسازی آموزش فارسی آهنگسازی میکس مسترینگ

نرم افزار های مورد نیاز

تبلیغات متنی

آموزش فارسی میکس حرفه ای- بخش سیزدهم

سایه روشن های مختلف می توانند به صدا های مختلف و متفاوت، انواع شکل موجها، یا محدوده های فرکانسی مختلف ارتباط داده شوند. اما از آنجاییکه ما نمی خواهیم افراد را به یادگیری چنین سیستمی برای درک و فهم شكلها الزام کنیم، سایه روشن ها را تنها برای کمک به تفاوت گذاشتن بین صداها در میکس بکار می بریم. هنگامی که در مورد ساختارهای هارمونیک و اکولایز بحث می شود، سایه روشن ها به محدوده های فرکانسی خاص اختصاص خواهند یافت.|

در ادامه ی مطلب آموزش فارسی میکس حرفه ای- بخش سیزدهم را دنبال نمایید

(بیشتر…)

آموزش فارسی میکس حرفه ای- بخش دوازدهم

ادامه ی درس قبل :

به علاوه، صداها در سینتی سایزرها معمولا به صورت استریو با چنین تأخير زمانی کوتاهی پخش می شوند.

همچنین می توانیم این خط را با بیشتر کردن ولوم صدا به جلو بیاوریم..

درست به همان صورت که می توانیم از ولوم صدا، پن و اکولایز برای جایگذاری و حرکت دادن گره ها استفاده کنیم، روی جایگذاری و طول قطر کره صدایی که از حجیم سازی خلق شده نیز کنترل داریم، می توانیم این خط را در هر کجا از چپ تا راست به وسیله پن کردن سیگنال اصلی و سیگنال تأخیری در موقیت های گوناگون جایگذاری کنیم. هر چقدر پخش و انتشار استریو عریض ترو وسیع تر باشد، صدا فضای بیشتری را پوشش خواهد داد. در این حالت یک کره بیضوی شکل خواهيم داشت.)

یا آن را با کم کردن درجه صدا در زمینه قرار دهیم.

در ادامه ی مطلب با ادامه ی آموزش فارسی میکس حرفه ای- بخش دوازدهم همراه سایت کیوبیس باشید

(بیشتر…)

آموزش فارسی میکس حرفه ای- بخش یازدهم

ادامه :

صداهای با فرکانس پایین به نظر فضای بیشتری را از صداهای با فرکانس بالا در بر می گیرند. مثلا در صورتیکه ۳ گیتار باس را در یک میکس قرار دهیم، میکسی تیره و کثیف خواهیم داشت.

باید دید در این دنیای تجسمی، هرصدا چقدر برجسته و بزرگ است. در اینجا هدف این است که نشان داده شود هر صدا چقدر فضا در بین بندگوها در بر می گیرد، در این صورت می توانیم به مسئله بزرگ و مهم پوشش رسیدگی کنیم. هر چقدر یک صدا فضای بیشتری را بگیرد، بیشتر صداهای دیگر را در میکس پوشیده و پنهان می کند.

شکل ۳۴) فضای تیرد

صداهای باس فضای خیلی زیادی را اشغال می کنند، به همین دلیل صداهای دیگر را نیز پوشش می دهند. اما در صورتیکه چندین صدای Bells را هم در میکس قرار دهیم، باز هم می توان آنها را به طور واضح از یکدیگر تشخیص داد، حتی اگر همه آنها در یک زمان با هم نواخته شوند

 

نظر به اینکه فضای محدودی بین بلندگوها وجود دارد، احتیاج داریم که اندازه فضای هر عضو را در بین اجتماع صداها بدانیم، تجسم یک صدا چقدر فضا را بین بلندگوها در می گیرد؟ 

 

سازهای با فرکانس بالا، بالاتر و کم حجم تر از سازهای با فرکانس پایین جای می گیرند. صداهای با فرکانس پایین با شکلهای بزرگتر و جایگیری پایین تر در بین بلندگوها نشان داده شده اند.)

نکته: از لحاظ تکنیکی، خیلی سخت است که دقیقا بگوییم فرکانسهای پایین تر از Hz ۴۰۰ از کجا می آیند. متمرکز کردن فرکانسهای پایین در بین بلندگوها بسیار سخت است. بنابراین یک تجسم فکری واقع گرایانه تر، محیط کروی فرکانسهای پایین را نامعین تر و با خلق پوشش بیشتر در بر می گیرد. (یعنی بصورتی منتشر می شوند که كل بخش پایینی تصویر را پوشش می دهند. اما به هر حال برای اینکه قادر باشیم ولوم صدا، پن و اکولایز تخصصی باس را نشان دهیم، همچنان از گره های تعریف شده و معین و بزرگ استفاده خواهیم کرد.

اندازه به عنوان تابعی از ولوم صدا:

هر چقدر یک صدا در میکس بلند تر باشد، صداهای دیگر را بیشتر پوشش خواهد داد. بنابراین صداهای بلندتر، برجسته تر و بزرگتر هستند. صدای خیلی بلند یک گیتار تمایل خیلی بیشتری به پوشش صداهای دیگر دارد تا یک صدای نرم و پایین آن بنابراین یک گیتار باس، که قبلا هم حجیم بود، در صورتیکه صدای آن بلند تر هم شود، بسیار بیشتر صداهای دیگر را خواهد پوشاند.)

وقتی یک تأخیر کمتر از ۳۰ میلی ثانیه روی یک صدا قرار می دهیم، یک افکت غیر طبیعی بوجود می آید. به دلیل اینکه گوشهای ما برای شنیدن تأخیرهای با این سرعت به اندازه کافی سریع نیستند، ما به جای او تنها صدایی با حجم بیشتر می شنویم. وقتی سیگنال اصلی را در بلندگوی چپ و سیگنال تأخیر کوتاه را در بلندگوی راست جای می دهیم، افکت هر صدا یا پلاگین یا وی اس تی  به گونه ای است که گویا صدا را بین بلندگوها کشیده و امتداد می دهیم. این افکت صدا را مانند پس آوا (Reverb) در یک فضای خاص قرار نمی دهد بلکه تنها آن را بین بلندگوها در همه جا حاضر نشان می دهد (Omnipresent). چنین افکتی می تواند با قرار دادن ۲ میکروفن برای یک صدا خلق شود. به این دلیل که سرعت صدا خیلی کم است (حدود ۷۷۰ مایل در ساعت (mph) يا ۳۴۴ متر بر ثانیه m / s )، حدود یک میلی ثانیه تأخیر به ازای هر فوت (۱۲ اینچ با ۳۰ سانتی متر) خواهیم داشت. بنابراین معمولا دو میکروفن برای خلق صدای استریو بکار می رود.) 

 

از شما سپاسگذاریم که از آکادمی فروشگاه وی اس تی کیوبیس همچنان سری آموزشهای میکس فارسی آهنگ ما را دنبال میکنید . ادامه دارد …

 

آموزش فارسی میکس حرفه ای- بخش یازدهم

ادامه از درس قبلی :

این محدوده جایی است که میکس واقع می شود. در دنیای تجسم، صداها در جای دیگری از اتاق واقع نخواهند شد. مهمتر از آن باید به یاد داشته باشید که این فضا محدود است. بنابراین اگر یک ارکستر ۱۰۰ قطعه ای بین بلندگوها داشته باشید، فضا شلوغ خواهد شد.

 

مهم نیست که چقدر یک صدا را به سمت چپ پن می کنیم، به هر حال این صدا هیچگاه از حد بلندگوی چپ، بیشتر به سمت چپ به نظر نخواهد آمد. در مورد سمت راست نیز به همین ترتیب خواهد بود. همچنین صداها تنها مقدار کمی جلو و عقب بلندگو به نظر ما خواهند آمد. صداها را بالاتر از جای بلندگوها نخواهیم شنید، أما از طریق زمین به ما منتقل خواهند شد. تمام این حدود تجسم می توانند به وسیله این شکل نشان داده شوند

در این حالت شما نمی توانید هر ویلن را به صورت منفرد در میکس بشنوید، به این دلیل که فضا بسیار شلوغ می باشد، شما تنها یک گروه زهی را می شنوید، در حالیکه اگر فقط سه ویولن داشته باشید، می توانید هر یک را به صورت کاملا واضح و تفکیک بشنوید.

به این دلیل که فضای بین بلندگوها محدود است و پوشش مسئله بزرگ و مهمی در میکس می باشد. کل مطلب میکس در یک مطلب خلاصه خواهد شد، کنترل ازدحام و شلوغی”

همانگونه که می توانید ببینید، یک صدا می تواند در فضای بین بلندگوها به وسیله تغییر ولوم صدا، پن و تغییر فرکانس (Pitch) حرکت کند (اکولایز تغییرات کوچکی ایجاد خواهد کرد. این سه پارامتر، تنها برای حرکت دادن صداها در اطراف و بین بلندگوها استفاده نمی شوند، بلکه برای قرار دادن و حرکت دادن افکتها شامل تأخير (Delay قنج (Flanging) و پس آوا (Reverb) به کار می روند.

فضای محدود شده بین بلندگوها که تجسم صدا در آن واقع می شود، محلی است که ما می توانیم ساختار های مختلف میکس را در آن خلق کنیم، رمز این کار در این است که تجسمات صدا را خلاقانه جایگذاری کنیم.

اکنون در مورد اجزا و عناصر، صداها و سازها و افکتهایی که می توانیم در بین بلندگوها جایگذاری کنیم بحث می کنیم

 

ادامه دارد

آموزش فارسی میکس حرفه ای- بخش دهم

گروه کر، اغلب در زمینه هستند. اگر بخواهید صدایی را در میکس در جلو داشته باشید، اولین کاری که باید بکنید این است که فیدر ولوم صدا را روی کنسول مسیکس بالا ببرید. و البته پایین آوردن ولوم صدا، صدا را در زمینه قرار خواهد داد.

اگرچه درجه صدا، اولین کار کرد برای جایگذاری جلو یا عقب صدا می باشد، فاکتورها و همچنین تجهیزات دیگری هم وجود دارند که می توانند صدا را به جلو منتقل کنند، مانند کمپرسور و لیمیتر، بالا بردن اکولایزر در محدوده مورد نظر، تأخیرهای (Delay) کمتر از ۳۰ میلی ثانية، و هر افکتی که صدا را غیر طبیعی جلوه دهد، بطوریکه صدا به جلو منتقل شود. پس آوا (Reverb) و تأخیرهای با زمان طولانی صدا را در فاصله دورتر قرار می دهند. این افکتها به صورت کامل در فصل ۴ مورد بررسی قرار می گیرند

نکته: شما به فاکتورهای دیگری مانند پس آوا و تأخیرها برای سنجیدن فاصله یک صدا از خود احتیاج دارید. اگر شما در یک اتاق کاملا آکوستیک مانند اتاق سکوت یک استودیو (یا اتاقی که در آن تمام صداها توسط دیوارها جذب می شود و هیچ گونه انعکاس و برگشت صدایی وجود ندارد) قرار گرفته باشید، نمی توانید فاصله یک صدا را تنها به وسیله ولوم صدا تعیین کنید. به هر حال، برای رسیدن به اهداف این کتاب، ولوم صدا همچنان به صورت جلو به عقب نشان داده خواهد شد. بنابراین هر چقدر صدا بلندتر باشد در تجسم و در میکس جلوتر ظاهر خواهد شد.

(۱) فرکانس: جایگیری پایین به بالا

دلایلی وجود دارد که باعث به وجود آمدن این خطای حسی می شوند. اول، فرکانسهای پایین از طریق کف اتاق به پاهای شما منتقل می شوند، اما فرکانسهای بالا اینگونه نیستند. مثلا مهم نیست که چه مقدار باس به صدای پیکولو اضافه کنید، در هر صورت صدای پیکولو هیچ وقت از طریق کف اتاق منتقل نمی شود. در نتیجه، استودیوهای حرفه ای به گونه ای کالیبره می شوند که معلوم باشد دقیقا چه تعداد فرکانسهای پایین از طریق کف اتاق به پاهای شما منتقل می شود. به این دلیل است که برخی صدا برداران دوست دارند پا برهنه کار کنند.)

در سطحی محرمانه تر، یک تئوری در زمینه روانشناسی موسیقی وجود دارد که فرکانسها را از پایین تا بالا، در بدن انسان طرح و ترسیم می کند، از پایین ستون فقرات تا بالای سر، که به فرکانسهای مختلفی پاسخ می دهند.

گام و فرکانس صدا به صورت بالا و پایین

خطای حسی جالبی در مورد فرکانسهای بالا و پایین در دنیای تجسم رخ می دهد. آن را در سیستم پخش صوت خود بررسی کنید. قبل از آن میتوانید این نمونه با با یک وی اس تی آنالایزور نیست مورد بررسی قرار دهید . . یک آهنگ را پخش کنید و گوش کنید که صداهای با فرکانس بالا و پایین در چه جایی بین بلندگوها به نظر می رسند. اکثر افراد توافق دارند که فرکانس های بالا، بالاتر و فرکانسهای پایین، پایین تر قرار دارند. سازهای با فرکانس بالا مانند

Bells , Cymbals و زهی های اکتاو بالا همیشه در بین بلندگوها بالاتر از سازهایی مانند گیتار باس یا kick به نظر می رسند.

 ۱۳) یک آهنگ و فرکانسهای بالا و پایین مشخص شده در سازهای آن

 

شما می توانید صدا را با تغییر فرکانس بوسیله پردازشگرهای هارمونیک و محرکهای شنیداری ( Aural Exciters) با بوسیله نواختن سازها در اکتاو بالاتر یا پایین تر با با معکوس نمازی آکورد، بالاتر یا پایین تر ببرید. نظر به اینکه اکولایز، درجه صدای فرکانس های مختلف را کنترل می کند، بوسیله اکولایزر می توانیم یک صدا را بالاتر یا پایین تر ببریم. حداقل تا مقداری. مجددأ، مهم نیست چه مقدار باس به پیکولو اضافه می کنیم، هیچگاه نمی توانیم آن را در کف اتاق منتقل کنیم، بالطبع نمی توانیم صدای گیتار باس را در بالا قرار دهیم.

شکل ۱۴) فرکانسها در ما

در اینجا ما در مورد صحت این سیستم بحث نمی کنیم، اگرچه ممکن است این قضیه در دریافت ما از فرکانسهای بالا و پایین در دنیای تجسم شرکت داشته باشد. اما صرفنظر از اینکه چگونه این موضوع اتفاق می افتد، واقعیت این است که فرکانسهای بالا در بین بلندگو ها بالاتر از فرکانسهای پایین به نظر می رسند. بنابراین، ما در تمام تصاویر فرکانسهای بالا را در بالا و فرکانسهای پایین را در پایین قرار می دهیم.

تعیین حدود برای تجسم سه بعدی استریو |

ملاحظه کنید که تجسم یک صدا هیچ وقت از حدود جایی که بلندگوها قرار دارد متمایل تر به سمت چپ یا راست به نظر نمی آید. مگر اینکه در یک اتاق عجیب باشیم. به این دلیل که جایگیری صحیح زائیده تجسم ماست، افراد مختلف حدود چپ و راست را متفاوت می بینند. برخی می گویند که این حدود نمی تواند از محل قرار گیری بلندگوها تجاوز کند، برخی این حدود را کمی بیشتر از محل بلندگوها می دانند (حدود یک تا دو اینچ) خودتان این موضوع را بررسی کنید. یک صدا را کاملا به سمت چپ پن 

کنید و گوش کنید تا متوجه شوید که تا کجا در سمت چپ به نظر می رسد. حدود چپ و راست تجسم صدا به صورت زیر نشان داده می شود.

شکل ۱۵) حدود تتجسهر اطراف یک پخش صوت معمولی

هنگامی که در یک کنسرت به صدای بلند گوهای بزرگ (PA) گوش می دهیم، می توان صدا را بیشتر از ۶ فوت عقب تر از بلندگو ها تجسم کرد.

شکل ۲۴) حدود چپ و راست نجسم

هنگامی که پیج پن را می چرخانید، همانطور که می بینید صدابین بلندگوها به چپ و راست حرکت می کند. حال باید دید حدود جلو و عقب سطح ولوم صدا چگونه است، به طور طبیعی، صداهای کرو زهی ها و مانند اینها حدود چند اینچ عقب تر از بلندگوها قرار دارند. همچنانکه ولوم صدا را کاهش می دهید، به نظر می رسد که فاصله صدا به عقب تر منتقل شده و بیشتر می شود. سؤال این است: “یک صدا تاچه حد عقب تر از بلندگوها قرار می گیرد، قبل از اینکه به کلی محو شود؟”

اکثر افراد اینگونه تجسم می کنند که صداها حدود ۶ اینچ تا ۲ فوت، عقب تر از بلندگوها قرار می گیرند و این فاصله به اندازه بلندگوها بستگی دارد. جالب است به این نکته اشاره شود که چگونه اندازه بلندگو بر روی این خطای حسی تأثیر می گذارد. با یک پخش صوت عادی خانگی، معمولا ما صدا را بیشتر از حدود ۲ اینچ عقب تر از بلندگوهای آن نمی شنویم.

شکل تا حدود تجسم اطراف بلندگوهای بزری (RA)

برسی کنید و ببینید که صدا تا چه اندازه عقب تر از بلندگوهای مختلف قرار می گیرد. به طور طبیعی این فاصله کم می باشد.

نکته :

راساس تجربه های قبلی، یک پدیده سایگوآکوستیک، در مورد اینکه صداهای معین، حتی از حدود مجسم شده، عقب تر از بلندگوها قرار می گیرند، وجود دارد. برای مثال، اگر شما صدای یک رعد را که فاصله آن از مازیاد است، در بین بلندگوها قرار دهید، می توان تصور کرد که چندین مایل عقب تر از بلندگوها قرار دارد. هنگامی که می خواهیم صداهای غیر عادی متمایل به توسعه (مانند صدای رعد) را در بین بلندگو ها قرار دهیم، این نکته جالبی برای بخاطر سپردن می باشد. همانگونه که قبلا ذکر شد، با بالا بردن ولوم، صدا در میکس جلوتر شنیده می شود. اما چقدر جلوتر خواهد بود؟ در ابتدا مهم نیست که چه مقدار ولوم یک صدا را بالا می برید. به هر حال نمی توانید آن را بگونه ای کنید که از پشت سر شما شنیده شود. در نتیجه، بندرت به نظر خواهد آمد که صداها، بیشتر از فاصله کوتاهی، جلوتر از بلندگوها باشند. اکثر افراد صداها را تنها حدود 3 اینج تا ۱ فوت در جلوی بلندگوها تجسم می کنند. باز هم این موضوع به اندازه بلندگوها بستگی دارد. یک صدای بلند در یک پخش صوت معمولی تنها حدود ۲ اینچ جلوی بلندگوها خواهد بود، در حالیکه صداها در یک بلندگوی بزرگ (PA) ممکن است از ۶ تا ۱۰ اینچ جلوی بلندگوها به نظر آید. این موضوع را در بلندگوهای خودتان بررسی کنید.)

صرفنظر از درک ما نسبت به حدود دقیق تجسم، مجسم کردن جایگیری صداها از جلو به عقب، بوسیله ولوم صدا به عنوان فاکتور اصلی حرکت صدا، آسان می باشد. بنابراین، حوزه و میدان طبیعی استریو، عملا سه بعدی می باشد. ما حدود عقب تجسم را اینگونه نشان خواهیم داد. (حدود جلو تر از بلندگوها نشان داده نمی شود.)

شكل ۱۷) تجسم حدود جلو و عقب

در نهایت، به حد بالا و پایین تجسم می پردازیم. همانگونه که پیش تر بحث شد، فرکانسهای بالا در بین بلندگوها بالاتر از فرکانسهای پایین به نظر می آیند. سؤال این است که فرکانسهای بالا چقدر بالا هستند؟ و بالاترین فرکانسهایی که ما می شنویم، تا چه حد در بین بلندگوها بالا به نظر می آیند؟

برخی افراد می گویند صداها هیچ گاه بالاتر از خود بلندگوها به نظر نمی آیند. برخی دیگر می گویند صداها چند اینچ بالای بلندگوها شناور به نظر می آیند. باز هم در اینجا حدود دقیق به اندازه بلندگوها و نوع تجسم شنونده بستگی دارد. صرفنظر از محدوده دقیق، هیچ گاه به نظر نمی آید که صداها از ارتفاع خیلی بالا مثلا از سقف می آیند. تجسم ما به جایی اطراف قسمت فوقانی بلندگوها محدود می شود. حال باید دید حد پایین چگونه است. فرکانسهای پایین معمولا از طریق کف زمین به پاهای مامنتقل می شوند. بنابراین زمین حد پایین می باشد. اکنون حدود بالا و پایین می توانند به این صورت نشان داده شوند

در ادامه ی پستهای آکادمی فروشگاه وی اس تی  کیوبیس با ما با سری آموزشهای میکس حرفه ای فارسی همراه باشید

 

آموزش میکس- آموزش فارسی میکس حرفه ای- بخش نهم

یک گروه Rap احتمالا بیشتر روی نحوه خواندن و ریتم خاص تمرکز می کنند. یک گروه Jazz بیشتر به عکس العمل متقابل نوازنده ها و همچنین به نوع آکوردبندیها و… اهمیت می دهند. اغلب، این خصوصیات تعیین می کنند که اجرا قابل قبول بوده یا خیر، معمولا صرف زمان زیاد روی خصوصیاتی که برای گروه ارزش کمتری دارد بی ثمر می باشد. به عبارت دیگر، بسیار مهم و حیاتی می باشد که توجه بسیار بیشتری به نکات و خصوصیاتی که به طور آشکار و بدیهی مورد نیاز و مورد توجه گروه است، معطوف شود.

مشخصه ۱۰: کیفیت تجهیزات و ضبط

همان طور که در بخش سازبندی اشاره شد، کیفیت سازها نکته قابل توجهی می باشد. صدابردار باید مطمئن باشد که تا حد امکان تجهیزات مورد استفاده بهترین کیفیت را دارند و از این مهمتر، خوب کار می کنند. کیفیت ضبط شامل نکاتی مانند سالم گرفتن صداها، سطح و Level مناسب ضبط (نه خیلی کم و نه خیلی زیاد)، استفاده از تکنیکهای مناسب و صحیح میکروفن، و نداشتن دستورشن (Distortion) و نویز (Noise) می باشد. بدیهی است که اینها وظیفه اصلی صدابردار هستند.

نو بودن، یکی از ویژگیهای مثبت تجهیزات می باشد به دلیل اینکه تجهیزات به مرور زمان مستهلک شده و کیفیت اولیه خود را از دست می دهند.

مشخصه ۱۱:میکس

میکس، ممکن است تنها بخش کوچکی از فرآیند ضبط و خلق یک پروژه کامل و عالی باشد، اما با این حال یکی از قدرتمندترین و مهمترین بخشها است، به این دلیل که میکس می تواند برای پوشاندن ضعفها در دیگر بخشها به کار رود. ادامه این کتاب در مورد “میکس” می باشد.

عزم و اراده:|

میزان جدیت و اراده ای که یک گروه در یک پروژه اعمال می کند، روی زمان به کار رفته برای پروژه و همچنین کیفیت نهایی آن تأثیر گذار است. اغلب اعضای گروه نمی دانند که چه مقدار کار برای رسیدن به یک اجرای کامل و بی نقص باید انجام شود. موزیسین ها می توانند به راحتی از کار خسته و نا امید شوند، تا جاییکه بگویند: “خوب است ,کافی است. بنابراین شما باید تا حد امکان به بقیه القاء کنید که سخت تر و بیشتر کار کنند، تا زمانی که تا حد ممکن به نتیجه بهتر دست یابند. اما این کار شما تا زمانی امکان پذیر است که موزیسین ها خسته و عصبی نشده اند. شما می توانید به سادگی به این نکته اشاره کنید که طبیعتا برای رسیدن به نتیجه عالی، زمان و کار زیادی مورد نیاز است و اینکه موزیسین های حرفه ای اغلب برای رسیدن به اجرا و نتیجه خوب روزهای متمادی کار می کنند. این می تواند به افراد کمک کند تا برای بهتر شدن تلاش کنند.

از سوی دیگر بعضی موزیسین ها برای رسیدن به نتیجه بهتر بسیار مصمم هستند تا جائیکه بیش از حد کار می کنند و متوقف نمی شوند. در ابتدا این افراد ممکن است شما را عصبی کنند، اما به زودی متوجه می شوید که با چنین روشی، شما در نهایت به یک نتیجه باور نکردنی می رسید.

متعاقبأ وقتی دیگران به پروژه گوش می دهند از نتیجه کار شما شگفت زده خواهند شد، بنابراین شما باید ممنون این افراد وسواسی باشید. 

قرار دارد. چنین چیزی وقتی که با هدفون به چیزی گوش می دهیم اتفاق می افتد وقتی که صدایی را درست در وسط مغزمان می شنویم.۔۔

بلندگو به سمت داخل کشیده می شود و صدابرنمی گردد، هوا را در جلوی خود رقیق کرده و در بین مولکولهای آن فاصله ایجاد می کند (Rarefraction). همان طور که می دانیم وقتی دست خود را در آب استخر به سمت جلو حرکت داده و ناگهان به عقب می کشیم، آب به سمت عقب بر نمی گردد. در عوض، موجی به صورت قله و دره ایجاد می شود. در هوا این دره مشابه هوای رقیق شده می باشد. بنابراین صدا به شورت امواج متناوب هوای فشرده و رقیق شده حرکت می کند. این اولین روشی است که ما صدا را دریافت و درک می کنیم.… صدایی در آنجا وجود ندارد، فقط مغز ما آنجاست

 

روش دومی که ما صدا را دریافت و درک می کنیم بوسیله تصوری از صداهای بین بلندگوها است. جایگیری ظاهری صداها در بین بلندگوها “تجسم” نامیده می شود، به این دلیل که زاییده تصور ما می باشد. بنابراین می بینید که ما در اینجا در مورد واقعیت صحبت نمی کنیم. وقتی صدایی را مثلا مانند صدای خواننده، در بین بلندگوها تجسم می کنیم، در حقیقت صدایی در آنجا وجود ندارد. این صدا از هردو بلندگو بیرون آمده و در فضای اتاق حرکت می کند، و ما فقط تجسم می کنیم که صدا در بین بلندگوها 

بدون فرایند تصور، مانند زمانی که خواب هستید، تجسمی وجود نخواهد داشت. اگر به میکس توجه نکنید یا خارج از محدوده کنار بلندگوها باشید، تجسم به وجود نخواهد آمد. به عبارت دیگر، امواج فیزیکی صدا در زمانی که شما خواب هستید هم به بدن شما برخورد می کنند، حتی اگر توجه هم نکنید، هنوز امواج صدا به تمام سلولهای بدن شما برخورد می کنند. بنابراین حتی اگر گوش هم نکنید، باز هم امواج صدا را احساس می کنید. “تجسم” برای به وجود آمدن، به تصور و فکر خلاق و فعال احتیاج دارد. در حالیکه امواج صدا اینگونه نیستند. برخی از افراد تجسمی در هنگام شنیدن ندارند. این دسته افرادی هستند که آگاهی و توجهی نسبت به آن ندارند. اما دسته ای از افراد نیز هستند که به دلیل حذف فازی که ناشی از نوع شکل گوش بیرونی آنها می باشد، این تجسم را ندارند. این تفاوت فیزیکی، توانایی آنها برای قراردادن صدا در بین بلندگوها را خراب می کند.

افراد به دو گونه با صدا ارتباط دارند، امواج صدا را احساس می کنند و آن را تجسم و درک می کنند. اگرچه صدابرداران حرفه ای هر دو روش را برای حصول بیشترین داده ها و اطلاعات ممکن برای میکس بکار می گیرند، اغلب بیشتر نگران متغیرهایی که در دنیای خیالی تجسمات وجود دارد می باشند. محدوده وسیعی از داینامیک ها بوسیله جایگیریهای مختلف صداها بین بلندگوها ایجاد می شود، و این داینامیک ها برای خلق همه سبک های گوناگون میکس که مناسب با همه سبکها و انواع موسیقی و آهنگها می باشد، بکار گرفته می شود.

 

ادامه ی این آموزش را در پستهای بعدی از فروشگاه وی اس تی کیوبیس دنبال کنید

 

آموزش میکس- آموزش فارسی میکس حرفه ای- بخش هشتم

حدود تکامل: مشکلی که برای تعریف تکامل وجود دارد در این است که تکامل هیچگاه حد و حدودی ندارد. طبیعتا هنگامی که شما احساس می کنید به تکامل دست یافته اید، مثلا یک آهنگ کامل و عالی، تازه در این زمان متوجه می شوید که چگونه می تواند بهتر باشد. عوامل زیادی وجود دارند که در تعیین مدت زمانی که لازم است صرف تلاش برای رسیدن به یک اجرای عالی کنید، شرکت دارند. گذشته از آن، صدابردار باید مقدار زمانی را که صرف پالایش و بهبود یک اجرای منحصر بفرد شده است را بسنجد. صرفنظر از مقتضیات و شرایط، همه حداقل یک سطح پایه از کیفیت را می خواهند. هر چند که پس از رسیدن به این سطح پایه از کیفیت، کارهای زیادی وجود دارند که می توانید برای رسیدن به یک اجرای عالی و کامل انجام دهید. این موارد به نکات زیر بستگی دارد:

(بیشتر…)

آموزش میکس- آموزش فارسی میکس حرفه ای- بخش هفتم

ادامه جلسه ی قبل از آموزش میکس حرفه ای آهنگ :

مترونوم را در هدفون آنها خاموش کنید. اکنون آنها کاملا روی زمان بندی متمرکز تر هستند. هر کاری که می توانید بکنید، اما توجه داشته باشید که تنها قبل از اینکه آنها عصبانی و ناراحت شوند می توانید این کار را انجام دهید. همیشه سعی کنید محاسبه کنید که تا چه اندازه می توانید به آنها فشار وارد کنید. |

تکنیک:

تکنیک هایی اختصاصی وجود دارند که موزیسین ها برای نواختن هر ساز باید فرا بگیرند، این تکنیکها با توجه به سبک موسیقی مورد نظر برای اجرا تغییر می کنند. هر تکنیکی که شما از آن اطلاع داشته باشید و آن را به نوازنده پیشنهاد کنید می تواند کمکی برای او باشد. البته هیچگاه نمی توان از شما توقع داشت که تکنیکها و اطلاعات همه سازها را به طور صحیح بدانید و به نوازنده بگویید. اما هر چه بیشتر در این شغل کار کنید، فوت و فنهای بیشتری را به دست می آورید. برای مثال تکنیکهای مخصوصی برای نواختن هر تکه از درامر وجود دارد. مثلا ضربه kick باید با پا و به طور سریع و ناگهانی زده شود و برای بعضی از سبکهای موسیقی بهتر است که snare محکم زده شود و… برای نوازندگان گیتار نکاتی وجود دارد که باید رعایت شوند، مثلا اینکه نگذارند از هیچ سیمی صدای ناخواسته بلند شود یا به اصطلاح جلوی Ring را بگیرند و به هر حال چیزی که لازم است این است که مشکلات و اشتباهات برطرف شود. در هر صورت ما در اینجا داریم از ساز زنده ی گیتار حرف میزنیم و نه یک ساز مجای وی اس تی گیتار

محدوده وسیعی از توضیحات وجود دارد که شما می توانید به وسیله آن به خواننده ها کمک کنید. (همان طور که خیلی از توضیحات و تفسیر های نابجا می توانند غیر موثر باشند) کلماتی مانند “دوباره بخوان” یا “بیشتر تلاش کن” در صورتیکه در زمان مناسب و با حساسیت درستی به کار روند می توانند موثر باشند و اغلب باعث می شوند که خواننده توجه بیشتری را در استفاده از تکنیکها و زمان بندی ها و حتی دیافراگم قفسه سینه خود معطوف سازد. بیشتر افراد و گروه ها هنگام ضبط از یک ناظر ضبط برای کمک به خواننده و نوازنده استفاده می کنند. این خیلی مهم و ضروری است که به پیشنهاد و نظر یک تهیه کننده با تجربه با یک موزیسین حرفه ای توجه خاصی شود. پس از مدتی، شما تکنیکها و فوت و فنهای نسبتا کاملی را فرا خواهید گرفت که می توانید به وسیله آنها به موزیسین ها برای اجرای بهتر کمک کنید.

داینامیک ها (حرکات و تغییرات):

دو دسته اصلی از داینامیک ها وجود دارند شما می توانید آنها را مورد بررسی و پالايش قرار دهید. نخست، ایده مناسبی است که نگاهی به تغییرات ساده در تغییرات میزان حجم صدا (Volume Dynamics) در یک اجرا بیندازید. ممکن است متوجه شوید که این تغییرات، خیلی زیاد هستند یا بلعکس ممکن است متوجه شوید این تغییرات خیلی کم یا ثابت هستند، مانند صدایی که از یک سینتی سایزر یا درام ماشین می شنویم. مهم است که مطمئن شوید ولومها به گونه ای نوسان می کند که به طور طبیعی و موسیقایی و مناسب آهنگ هستند.

دومین حرکات مورد بررسی، سطح شدت احساسی، یا همان حسی است که باید در هر لحظه در آهنگ موجود باشد، مانند تغییرات حجم صدا. ممکن است متوجه شوید تغییرات آن خیلی زیاد یا خیلی کم و کسل کننده یا نامناسب و نابجا است. برای مثال، گاهی اوقات خواننده ها در ابتدای آهنگ خیلی قوی و با شدت می خوانند در حالیکه ممکن است لازم باشد که این شیوه را در انتهای آهنگ به کار برند و به جای آن در ابتدای آهنگ با احساس بیشتری شروع به خواندن کنند. بررسی تغییرات و حرکات در هنگام اجراء در هر لحظه از آهنگ می تواند به شما کمک کند که آن را دقیقا به شکلی که دوست دارید در بیاورید.

کیفیت مطلوب:

این مشخصه در اصطلاح به فاکتور “Goosebump” مشهور است. شما هیچگاه نباید اجازه دهید که یک اجرا انجام شود… مگر تا زمانی که شما را راضی کند. محدوده وسیعی از شاخصها وجود دارد که افراد در نظر می گیرند. شاخصهای عادی شامل صمیمیت، احساسات قلبی و هیجانات می باشند. به احتمال فراوان شما این شغل را به این دلیل انتخاب کرده اید که می دانید چه چیزی را دوست دارید، پس حداقل اجازه ندهید که چیزی را که دوست ندارید اجرا شود. هر گاه مطمئن شدید که هر بخش کوچک از كل أجرا حداقل از نظر شما عالی است، به احتمال زیاد اجرای کلی آهنگ خوب و با کیفیت خواهد بود.

 

در پستهای بعد با ادامه ی آموزش میکس حرفه ای آهنگ همراه ما باشید

آموزش میکس- آموزش فارسی میکس حرفه ای- بخش ششم

مشخصه ۸: ساختار آهنگ

ساختار آهنگ به نوع کاربرد و سفارش آن و به طول زمانی بخشهای مختلف آهنگ (پیش در آمد (Intro)، شعر (Verse)، کروس (Chorus)، اتصالها (Bridge)، سولو (Solo) ولید (Lead Break)، تکنوازی و بداهه نوازی (Vamp) و خاتمه (Ending)) ارتباط پیدا می کند. بعنوان یک صدابردار، معمولا نباید در مورد آهنگ کسی زیاد صحبت کنید، مگر اینکه آهنگساز را به خوبی بشناسید. به هر حال اگر ساختار آهنگ شما را اذیت می کند یا پیشنهادی در مورد بهتر شدن آن دارید، می توانید نظر گروه را در مورد آن جویا شوید. مثلا ممکن است به اندازه کافی برای گوش دادن به یک معرفی بیش از ۱۰ ثانیه ای صبور نباشد. ممکن است پیشنهاد کنید کوتاه تر نیز برای آنها تهیه کنید. که گروه ۲ نسخه متفاوت را تهیه کنند با شما در هنگام میکس نهایی یک نسخه نکته مثبت ساختار یک آهنگ می تواند تفاوت آن با معیارهای معمولی و نوآورانه بودن آن باشد، نکته منفی آن نیز می تواند خیلی معمولی و ساده بودن آن باشد.

مشخصه ۹: اجرا

خواه فردی به عنوان تهیه کننده در پروژه وجود داشته باشد یا خیر، مهندس صدا اغلب پر مسئولیت ترین فرد برای نقد و بررسی، پالایش، تصحیح اجرا می باشد. پنج مشخصه اصلی در اجرا وجود دارد که صدابردار درگیر آن می باشد: گام، زمان بندی تکنیک، داینامیک ها و کیفیت مطلوب (در اصطلاح لاتين: فاكتور goosebump )

آن کاملا شنیده و آن را حفظ کنید (نت در کل مدت اجرا باید دقیقا کوک باشد و خارج نشود) تمام این تمرینات باعث می شود که شما متمرکزتر و دقیق تر شوید و البته با تمرین میزان تمرکز و دقت بالاتر و بالاتر خواهد رفت.

قسمت سخت کار هنگامی است که باید یک نت اشتباه و خارج از گام را در میان یک ریف (Riff) تشخیص داده و جدا کنیم. اگر بتوانیم نتهای دیز (#) و بمل (b) را نیز به خوبی تشخیص دهیم بسیار عالی است، اما ضروری نمی باشد. همین مقدار کافی است که بدانیم آیا نتی خارج از گام یا کوک می باشد یا خیر و اگر هست کدام نت؟

گام

معمولا صدابردار مسئول کنترل کوک بودن دقیق همه سازها و اجرای دقیق همه انتها با توجه به کام مربوطه می باشد و در صورت بروز هر گونه ایراد و ناهماهنگی باید آن را به گروه گوشزد کند.اما در هنگام رکورد وی اس تی ها چنین بحثی هرگز مطرح نیست . دو روش برای تنظیم کوک و گام وجود دارد. روش اول این است که بوسیله یک تیونر دقیق با کسی که قدرت ادراک دقیق فرکانس را دارد و با استفاده از یک فرکانس معین , مثلا Hz ۴۴۰ سازها را کوک کنیم. این روش علیرغم اینکه کاملا دقیق و خوب می باشد اما ممکن است به تنهایی کافی نباشد. روش دوم این است که صدای هر ساز را دقیقا در تقابل با صداهای قبلی ضبط شده در آهنگ بررسی کنیم و از کوک بودن همه صداها با هم اطمینان حاصل کنیم. این روش بسیار مهم و معمول می باشد و حتما در کنار روش اول باید اجرا شود. این نکته برای یک صدابردار بسیار حساس و مهم می باشد که بتواند درک نسبی خوب و دقیقی از گام برای تمام سازها ایجاد کند. اگر در این زمینه مهارت کافی ندارید می توانید آن را به راحتی بیاموزید. برنامه ها و نرم افزارهای کامپیوتری و همچنین کلاسهای آموزشی می توانند در یادگیری این مهارت به شما کمک کنند. به تجربه ثابت شده که اکثر افرادی که وارد حرفه صدابرداری می شوند درک نسبتا خوبی نسبت به گام دارند، اگرچه ممکن است در آن خیلی سریع نباشند. رمز سریعتر شدن این است که با گوش دادن دقیق به هر نت در رديف نتهای اجرا شده در تمپوی بالا، در درک هر نت به مهارت دست پیدا کنید. در نهایت شما باید قادر باشید که کوک دقیق هر نت را در ابتدا، وسط و انتهای اجرای

زمان بندی:

یکی دیگر از مهارتهایی که یک صدا بردار باید در آن کاملا مسلط باشد، توانایی در تثبیت دقیق زمان بندی می باشد. برخی افراد به طور ذاتی در درک و تشخیص زمان بندی توانا هستند، هر چند که اکثر ما نیاز داریم که دقیقا به موسیقی گوش دهیم. بعضی از افراد از ضرب پا استفاده می کنند و بعضی دیگر با حرکت انگشتان زمان را نگه می دارند و بعضی دیگر با حرکت سر، صرفنظر از تکنیک، تمرکز دقیقی برای شنیدن تغییرات تمپو(Tempo) در زمان بندی مورد نیاز است

نگات معینی هنگام زمان بندی و تغییرات نوعی در اجرا وجود دارد. درامر ها معمولا هنگام اجرای یک رول تورن (لاTorn Ro) (قطعه قطعه) سرعت را زیاد می کنند. بنابر این گوش دادن دقیق و نزدیک به رولهای تورن خطاست. همچنین یک گروه اغلب در انتهای آهنگ به همان حالتی که جنب و جوش دارند ممکن است سرعت را نیز افزایش دهند. برخی افراد تعصب خاصی روی ثبات تمپو دارند و تمام تلاششان را می کنند تا تمپو را تا حد امکان ثابت نگه دارند. بنابراین این مهم است که بفهمیم آیا نکته مورد نظر گروه همین است، تا در این صورت توجه بیشتر و دقیقتری روی زمان بندی داشته باشیم. اگر این نکته برای آنها مهم نبود، سعی کنید آنها را بیشتر متوجه آن کنید تا دقت بیشتری را صرف زمان بندی کنند. ا یک تکنیک جالب این است که آنها را مجاب کنید مدتی را همراه با مترونوم روشن بنوازند. تنها در صورتی که در امر همه جا با مترونوم تمرین کرده باشد خواهد توانست بدون آن در هنگام ضبط درست اجرا کند. سپس هنگامی که آماده ضبط اصلی شدند .

 

در ادامه مباحث آموزش حرفه ای میکس آهنگ به زبان شیرینی فارسی در پستهای بعدی همراه با آکادمی فروشگاه کیوبیس باشید

آموزش میکس- آموزش فارسی میکس حرفه ای- بخش پنجم

پالایش و اصلاح اشعار ضعیف، می تواند تفاوت میان یک آهنگ موفق را با یک آهنگ معمولی یا ضعیف کاملا معنی کند.

نکات مثبت در مورد اشعار می تواند صمیمیت، احساسی بودن، اندیشمندانه بودن با معنی بودن و از نظر فنی و ادبی، موزون و ریتمیک بودن و هماهنگی آن با موسیقی باشد. نکات منفی آن می تواند ابتذال، بی معنی بودن و غیر فنی بودن آن باشد.

مشخصه ۶ تنظیم

اصطلاح “تنظیم” در اینجا برای اشاره به حجم و تراکم تنظیم، تعداد صداهای به کار رفته در آهنگ در هر واحد زمان و اینکه چه تعداد صدا در هر محدوده فرکانسی قرار دارد، به کار رفته است. مشخصات اصلی که در یک تنظیم ارزیابی می شود، میزان پراکندگی با تراکم آن است. اگر گروه به طور آشکار سعی در خلق یک میکسن پر حجم و شلوغ داشته باشد، شما می توانید پیشنهاداتی در این جهت ارائه دهید، مثلا افزودن صداها یا نت های بیشتر به بهترین شکل ممکن برای توسعه و پرتر کردن میکس، برای این منظور، شما می توانید “دبل تراکینگ” (۲ بار ضبط یک بخش یا تراک) یا حتی

(بیشتر…)

آخرین دیدگاه‌ها