سایت آهنگسازی آموزش فارسی آهنگسازی میکس مسترینگ

آموزش فارسی میکس حرفه ای- بخش بیستم

 

ادامه ی درس قبلی آموزش میکس :

یکی از دلایلی که کمپرسور و لیمیتر معمولا روی سازهای رزونانس کننده مانند گیتار باس و آکوستیک و صدای انسان استفاده می شود نیز همین مطلب است

تنظیم کمپرسور و لیمیتر:

اکثر کمپرسورها و لیمیترها دارای دو کنترل اصلی هستند که به ترتیب آستانه صدا (Threshold) و ضریب یا نسبت شکست (Ratio) نامیده می شوند. در برخی از آنها آستانه صدا را با نامهای

Input ، Trigger gain یا Compression نیز می نامند

تفاوت کمپرسور و لیمیتر در اینست که لیمیتر در هنگام رسیدن صدا به آستانه بلندتر شدن صدا از این حد را متوقف می کند. مشکل در اینجاست که هنگامی که صدا به طور پیوسته و یکنواخت بلند می شود و سپس ناگهان موقع رسیدن به آستانه این روند متوقف می شود، صدایی که می شنویم برای ما طبیعی به نظر نمی رسد و حالت خفگی ناگهانی پیدا می کند. از سوی دیگر، کمپرسور به ولوم اجازه می دهد که کمی از  آستانه بیشتر شود که به Ratio یا در صد آن بستگی دارد. اگر ما Ratio را در حالت ۲۰۱ تنظیم کنیم به این صورت عمل می کند

هنر میکس اگر Thresholdرا کمتر از این مقدار تنظیم کنید، کاهش صدای بیشتری خواهید داشت و صدا به حالت خفه در خواهد آمد. اگرچه برای برخی صداها مانند لید گیتار، پرکاشن یا صداهای جیغ متغیر، آستانه معمولا بصورتی تنظیم می شود، که حداکثر dB

۱۰ کاهش صدا داشته باشیم. همچنین صداهای خواننده یا کر که در زمینه قرار دارد نیز معمولا حداکثر dB 10 کمپرس می شوند. مجددا، هنگامی که شما بتوانید فرق جزئی تنظیمات گوناگون کمپرس کردن را بشنوید، می توانید Ratio و Threshold را آنگونه که می خواهید تنظیم کنید، که این نیز به سبک موسیقی، آهنگ و خود صدا بستگی دارد. تا آن زمان، سعی کنید Ratio را روی ۴

: ۱ و Threshold را برای dB

۶ کاهش صدا یا Gain Reduction تنظیم کنید.

ضریب شکست :  روی کمپرسور

یک نقطه شروع خوب، تنظیم ۱: ۴ ضریب شکست است. این تنظيم كما كان ولوم را پائین می آورد اما آنرا خفه نمی کند. می توانید Ratio را هرگونه که می خواهید تنظیم کنید، اما اکثر افراد در شروع نمی توانند تفاوت بین تنظیمات مختلف Ratio را به خوبی بشنوند. تا زمانیکه در این کار مهارت پیدا کنید، تنظیم ۴

:

۱ می تواند شروع خوبی باشد.

چه اندازه کمپرس کردن؟ |

دو عامل اصلی و چندین عامل فرعی تعیین کننده مقدار کمپرس می باشند. اولین عامل اینست که هر چقدر مقدار سازها و نتها و صداها در میکس بیشتر باشد، معمولا میزان کمپرس باید بیشتر باشد، چرا که در غیر اینصورت میکس بسیار شلوغ و بی نظم و پر هرج و مرج خواهد شد. عامل تعیین کننده دوم سبک موسیقی می باشد، انواع معینی از موسیقی مانند پاپ، معمولا بیشتر کمپرس می شوند.

همچنین شما می توانید کمپرسور و لیمیتر را روی برخی از صداها بعنوان یک افکت خاص استفاده کنید. کمپرس یا لیمیت کردن سنگین باعث می شود صدا بطور غیر معمولی جلو جلوه کند، به گونه ای که به نظر می آید صدا درون گوش شما تولید می شود.

لم تنظیمات آستانه صدا:|

به همان مقدار که آستانه روی کمپرسور و لیمیتر کاهش پیدا کند، ولوم صدا نیز کاهش پیدا خواهد کرد. نمایشگر LED روی کمپرسور که “Gain Reduction” نام دارد، مقدار دقیق کاهش ولوم در هر لحظه را نشان خواهد داد. هنگامیکه Threshold را تنظیم می کنید به دکمه Threshold نگاه نکنید، بلکه به نمایشگر Gain Reduction نگاه کنید، به این دلیل که Threshold مستقیما روی مقدار کاهش ولوم یا همان Gain Reduction تأثیر می گذارد. دکمه Threshold را بچرخانید، تا جائیکه به حداکثر dB

۶ کاهش ولوم یا Gain Reduction برسید.

نویز گیت ها یا دروازه نویز (Noise Gates):

همانند عملکرد کمپرسور و لیمیتر، نویزگیت هم ولوم را پائین می آورد (بنابراین کمپرسور، لیمیتر و نویز گیت اغلب در یک مجموعه به همراه هم قرار می گیرند.) تفاوت آنها در اینست که کمپرسور و لیمیتر، ولوم بالاتر از استانه صدا را پائین می آورد، در حالیکه نویزگیت هنگامی که صدا از حد آستانه پائین تر می آید آنرا کاهش داده با کاملا حذف می کند.

آموزش فارسی میکس حرفه ای- بخش نوزدهم

ادامه ی آموزش فارسی میکس حرفه ای آهنگ :

 

 

خیزهای ناگهانی و سریع روی شدت اولیه یک صدا کمک می کند و باعث نرم تر شدن صدا می شود. یک کمپرسور می تواند صدای تیز یک گیتار را نرم تر و دلپذیرتر کند.

هرچقدر میکس شلوغ تر باشد و سازها و نت ها و صداهای بیشتری در آن باشد، صداها باید طبیعتا بیشتر کمپرس شوند. به این دلیل که هر چقدر صداهای بیشتری وجود داشته باشد هرج و مرج و بی نظمی بیشتری نیز وجود خواهد داشت. با متعادل شدن صداها، میکس کلی تمیز تر خواهد شد. هنگامیکه یک صدا متوازن و هموار شود، سپس می توانید ولوم کلی آنرا بالا ببرید و آنرا کاملا در جلو قرار دهید. این کار معمولا در آگهی های رادیویی و تلویزیونی برای بلندتر صدا دادن آنها انجام می شود، بنابراین این صدا کاملا توجه شما را به خود جلب می کنند. در مورد آگهی های رادیو و تلویزیونی شاید اینگونه صداها کمی ناراحت کننده باشد، اما در مورد یک گیتار یا هر صدای دیگری که می خواهید در میکس نمایان و جلو باشد، بسیار مفید خواهد بود.

این کار همچنین وقتی که صداها را در زمینه قرار می دهید کاربرد دارد. مشکلی که با صداهای کم وجود دارد اینست که آنها می توانند به راحتی در میکس گم شوند و شنیده نشوند و بوسیله صداهای دیگر پوشیده شوند، به خصوص اگر ولوم آنها خیلی نوسان کند. بنابراین ضروری است که صداهایی که باید در ولوم پائین و در زمینه آهنگ قرار گیرند بوسیله کمپرس شدن مسطح و متعادل شوند. سپس این صداها می توانند در سطح خیلی پائین قرار گیرند. بدون اینکه نگرانی از محو شدن آنها وجود داشته باشد.

کته: نسبت سیگنال به نویز بهتر هنگامی حاصل می شود که سیگنال در مسیر آن به رکوردر مولتی تراک، کمپرس شود. اما به هر حال بسیاری از صدابرداران، سیگنال را هنگام برگشت از مولتی تراک و هنگام میکس فیسز کمپرس می کنند تا صدا را متعادل تر و مسطح تر کنند. ؟

تغذیه و کشش بیشتر (Sustain):

کمپرسور و لیمیتر همچنین برای ایجاد تغذیه و کشش بیشتر استفاده می شود. این کار معمولا روی صدای گیتار استفاده می شود. همانطور که کمپرسور برای کاهش دادن ولوم پیکها، به منظور افزایش دادن هر چه بیشتر صدا بالاتر از نویز سیستم بکار می رود، می تواند برای کاهش دادن قسمت های بلند تر صدا استفاده شود، بنابراین مثلا گیتار می تواند در میکس بالاتر از بقیه صداها قرار گیرد. کشش (Sustain) همچنین می تواند برای بدست آوردن بازخورد (feedBack) کمک کند. هنگامی که گیتار مستقیما در جلوی آمپلی فایر گیتار نگهداشته شده).

کمپرسورها همچنین به همین طریق برای ایجاد کشش بیشتر روی صداهای سنج استفاده می شوند. صداها قبل از اینکه در میکس جذب و محو شوند ماندگاری بیشتری خواهند داشت.

۰

تشدید یا رزونانس کمتر:

وظیفه نهائی کمپرسور و لیمیتر اینست که رزونانس و تشدیدها را در داخل صدا مسطح و هموار می کند. رزونانسها در دو جا در سازها پدید می آیند: مواد، و فضاهای توخالی، وقتی یک فضای توخالی ( مانند بدنه یک گیتار آکوستیک) دو جداره موازی دارد، ولوم فرکانسهای تشدید شده معینی را افزایش می دهد، مواد (مانند دسته یک گیتار باس) نیز در فرکانسهای معینی رزونانس می کنند و باعث افزایش ولوم آن فرکانس می شوند.

* شدت اولیه سریعتر یا آهسته تر (Attack):

در کنار نویز و هیس کمتر و درک و تجسم بیشتر و بهتر، کمپرسور و لیمیتر شدت اولیه یک صدا را نیز سریعتر می کند. هنگامیکه قسمت بلندتر سیگنال صدا را پائین می آوریم، صدا خیلی سریعتر به بلندترین مقدار ولوم خود می رسد. با یک شدت اولیه کوتاهتر و سریعتر، صداها خیلی محکم تر و کیپ تر، با ضربه بیشتر، مشخص و مجزاتر و خیلی دقیق تر می شوند، از سوی دیگر یک کمپرسور سریع و با کیفیت به حذف کردن 

تنظیمات ضریب شکست: لم تنظیمات ضریب شکست مقدار (برحسب درصد) پائین آمدن ولوم صدا را هنگامی که از آستانه صدا بالاتر می رود کنترل می کند. برای مثال اگر صدایی به اندازه ۱۰dB از Threshold بالاتر برود و Ratio در حالت ۲۰۱ تنظیم شده باشد، صدا dB

۵ کاهش خواهد یافت و اگر صدایی dB ۳۰ بالاتر از Threshold باشد، B

۱۵ کاهش خواهد یافت. دامنه تغییرات Ratio معمولا از ۲۰۱ تا ۱: (بینهایت به یک) است.

تصاویر در توضیح عملکرد Threshold و Ratio در کمپرسور و لیمیتر بسیار موثر هستند. اگر ولوم صدا بعنوان عملکرد جایگذاری جلو و عقب نمایش داده شود، کره به قسمت عقب و جلو پرش می کند (بر اساس مقداری که در نمایشگر Vu قرار دارد) سپس به سمت جلو آمده و ناگهان به آستانه تعریف شده برخورد می کند.

شکل ۵۷) منحنی اکولایز واقعی رزونانس بوسیله آنالیز اسپکتروم)

بنابراین، در حقیقت نتهای معینی روی ساز بلندتر از بقیه نتها صدا می دهند کمپرسور و لیمیتر ولوم این رزونانسها را با پائین آوردن بلندترین قسمت صدا (که در رزونانسها پدید می آید) مسطح و هموار و یکدست می کند.

 

در  پسته بعدی از مرکز آکادمی کیوبیس با آموزش میکس حرفه ای آهنگ از سایت کیوبیس همراه ما باشید

آموزش فارسی میکس حرفه ای- بخش هجدهم

سطحی که ما هر صدا را در میکس قرار می دهیم، منحصرا بوسیله فیدرهای ولوم انجام نمی شود. اگر سطح فیدرها تنها عامل موثر در درجه صدا در میکس بود، می توانستیم حتی بدون گوش دادن میکس را انجام دهیم و می توانستیم با نگاه به جایی که فیدرها روی کنسول تنظیم می شوند این کار را انجام دهیم. اما نکات دیگری هم در این رابطه وجود دارد. وقتی که ارتباط ولوم ها را در میکس تنظیم می کنیم، از درجه های صدای ظاهری برای تصمیم گیری در مورد تعادل مربوط به آن استفاده می کنیم (تنها ولتاژ یک سیگنال از فیدرها عبور نمی کند.) ولوم ظاهری یک صدا در میکس بر پایه دو مورد اصلی است: سطح فیدر و شکل موج، و یک مورد فرعی منحنی فلچر_مانسون ( Fletcher _ Manson ) که توضیح آن بعدا خواهد آمد. ابتدا سطح فیدر بر ولوم یک صدا تأثیر می گذارد و با تغییر سطح آن صدا بیشتر یا کمتر می شود.

 

باشند. دلیل این امر این است که در صدای تروپیست هارمونیکهایی وجود دارد که محرک تر و برانگیزاننده تر هستند. این هارمونیکهای اضافی به گونه ای در درک ما تأثیر می گذارند که به نظر می آید آنها را بلندتر می شنویم. بنابراین صدای جیغ یک گیتار الکتریک از یک صدای گیتار Clean بلندتر است، حتی اگر هر دو در میکس دقيقا در یک سطح قرار داشته باشند.

عامل دیگری که در ولوم ظاهری یک صدا شرکت دارد منحنى “فلچر_مانسون” می باشد.)

 

سطح فیدر:

( وقتی که فیدر را روی یک میکسر بالا می برید، در واقع ولتاژ سیگنالی را که به آمپلی فایر فرستاده می شود، بالا می برید که باعث می شود توان بیشتری به بلندگوها ارسال می شود، که این نیز به نوبه خود سطح فشار صدا (SPL) در هوا را بالا می برد و باعث می شود شما صدا را بلند تر بشنوید. بنابراین وقتی که یک فیدر را بالا می برید صدا بلند تر می شود. ما از واحد دسی بل (dB) برای اندازه گیری دامنه سیگنال در هر قسمت از مدار جریان الکتریکی استفاده می کنیم. در نتیجه ارتباطی خیلی تخصصی بین ولتاژ، وات و سطح فشار صدا وجود دارد. دسی بل اصلی ترین متغیری است که برای کنترل ولوم ظاهری یک صدا استفاده می شود. با این حال یک عامل مهم دیگر نیز وجود دارد: شکل موج صدا۔

منحنی فلچر_مانسون ( Fletcher

– Manson ) بزرگترین مشکل در فرآیند شنوایی انسان این است که ما همه فرکانسها را با یک ولوم یکسان نمی شنویم، مخصوصا فرکانسهای پائین را، دو دانشمند به نامهای فلچر و مانسون اولین بار در این مورد تحقیقاتی انجام دادند که این تفاوت را در گوش انسان نشان می دهد.

دلیل وجود دکمه های بلندی صدا (Laudness) در پخش صوت های استریو نیز همین است. چرا که بیشتر مردم فرکانسهای پائین و بالای اضافی را دوست دارند و در نتیجه این دکمه را همیشه روشن می کنند. نکته مهم و اصلی در اینجا این است که شما همیشه باید میکسهای انجام شده را در ولوم های مختلف بررسی کنید. مخصوصا، از میکس کردن همیشگی در ولوم های پائین خودداری کنید چرا که در این سطح صداء فرکانسهای پائین (Bass) و بالا (Treble) را به خوبی و آن طور که باید نمی شنوید. همچنین وقتی انتهای یک آهنگ را فهد (Fade) می کنید، ابتدا همین فرکانسهای بالا و پائین حذف می شوند.

بنابراین سطح ظاهری صدا، ترکیبی از سطح دسی بل (dB)، شکل موج و منحنی فلچر_مانسون می باشد، اما نگران نشوید. مغز ما تمام این پارامترها را درک می کند. مغز به سرعت تمام پارامترها را محاسبه می کند و ولوم ظاهری را درک می کند. تمام کاری که ما باید انجام دهیم اینست که به میزان انرژی ظاهری که در میکس، از هر صدا می آید گوش کنیم و از این ولوم ظاهری برای تنظیم ارتباط بین ولوم صداها استفاده کنیم. شما به فیدر ها نگاه نمی کنید بلکه برای تنظیم ارتباط بین صداها، به

شکل موج (یا ساختار هارمونیک):

( شکل موج یا ساختار هارمونیک یک صدا می تواند تفاوت مشهودی در سطح صدایی که ما دریافت می کنیم ایجاد کند. برای مثال صدای طبیعی یک ترومپت بلند تر از یک فلوت است، حتی اگر روی نمایشگر Vu feter ) Vu ) هر دو دقیقا در یک سطح 

ولوم ظاهری گوش می کنید. همانگونه که قبلا نیز ذکر شد، ولوم ظاهری برای جایگذاری جلو یا عقب صيداها استفاده می شود.

وظیفه دوم متعادل و موازنه کردن تجسم و شمایل صدا بين بلندگوها است که معنی آن درک واقعی و تجسم بیشتر و بهتر خواهد بود

و نسبت سیگنال به نویز بهتر: هیس کمتر

ضبط کردن صداهای داینامیک با یک دامنه نوسان گسترده از کم تا زیاد، مستلزم این است که ولوم را پائین بیاوریم تا صداهای بلند اشباع نشوند و در نتیجه دیستورشن یا واپیچش به وجود نیاورند. اما پائین آوردن ولوم ها باعث می شود که تویز موجود در مدار و رکوردر بیشتر شنیده شود. این شرایط بعنوان یک نسبت سیگنال به نویز شناخته می شود و به خصوص در سیستمها و رکوردرهای آنالوگ مانند یک اقیانوس صدا می دهد: “… شششششششششش…. !”

با استفاده از یک کمپرسور برای پائین آوردن ولوم، هنگامی که سیگنال صدا خیلی بلند می شود، می توانید ولوم کلی را بالاتر از سطح نویز افزایش دهید. با پائین آوردن پیکها (Peak) می توانید سیگنال را گرمتر و بهتر روی رکوردر ضبط کنید. در نتیجه قسمتهای با ولوم کمتر به اندازه کافی بلند هستند که شما نویز سیستم را نشنوید.)

شکل موال ولوم صدا برای جایگذاری جلو و عقب

دا

کمپرسور / ليميترن

کمپرسور و لیمیتر در استودیو وظیفه جلوگیری از پیکهای( Peak) خیلی بلند را دارد تا از دیستورت شدن صدا و واپیچش آن جلوگیری شود. کمپرس کردن و محدود کردن به نوعی کار کرد ولوم را انجام می دهد؛ هدف اصلی آنها پائین آوردن ولوم می باشد. در واقع هنگامیکه صدا از یک آستانه ولوم معین بالاتر می رود، کمپرسور و لیمیتر آنرا پائین می آورند. وقتی ولوم پائین تر از آستانه تعیین شده باشد، کمپرسور و لیمیتر کاری انجام نمی دهند. تفاوت بین کمپرسور و لیمیتر بعدأ توضیح داده خواهد شد.

متعادل کردن شکل صداها: درک و تجسم بهتر:

پس از سالها استفاده از کمپرس کردن برای خلاص شدن از هیس و نویز، صدابرداران پی بردند که صداها وقتی کمپرس می شوند، معمولا قوی تر و حاضر تر به نظر می رسند. کمپرسور و لیمیتر با مسطح کردن و جمع کردن قله ها یا پیکها در یک صدا، شکل صدای بین بلندگوها را متعادل و موازنه می کند. ولرم یک صدا بطور طبیعی توسان دارد و بالا و پائین می شود. (همانگونه که بوسیله نمایشگر Vu نشان داده می شود. وقتی صداهای متعدد بطور طبیعی توسان می کنند، بالا و پائین شدن آنها می تواند به شدت بی نظم و آشفته شود. کمپرسور و لیمیتر حرکات صداها را که از نوسان لحظه به لحظه در ولوم آنها منتج می شود، متعادل و هموار می کند. هنگامی که یک صدا کمپرس می شود، دیگر خیلی نوسان نمی کند، در نتیجه ذهن می تواند بهتر روی آن متمرکز شود. بنابراین صدا خیلی تمیزتر و بهتر و خیلی قوی تر و حاضر تر در میکس ظاهر می شود.

وظایف کمپرسور و لیمیتر:

کمپرسور و لیمیتر دو وظیفه اصلی و سه وظیفه فرعی دارند. وظیفه اول گرفتن یک نسبت سیگنال به نویز بهتر می باشد، که معنی آن هیس و نویز کمتر در ضبط است.

 

از اینکه آموزش فارسی میکس حرفه ای- بخش هجدهم را از آموزش آهنگسازی سایت کیوبیس دنبال کردید از شما متشکریم . با ادامه ی آموزش میکس در پستهای بعدی همراه سایت کیوبیس باشید

آموزش فارسی میکس حرفه ای- بخش هفدهم

ادامه ی آموزش میکس از درس قبلی

کار صدابردار این است که با حس و روح آهنگ ارتباط برقرار کند تا بتواند مناسب ترین میکس را برای آهنگ خلق کند. توجه خاص و دقیق به ایده های گروه و آهنگساز به صدابردار کمک می کند که به این حس و دریافت برسد. بنابراین کشف و درک علايق، ارزشها و خواسته های مشتری نکته بسیار مهمی است.

صدابرداران معمولا راجع به این علایق و ارزشها از مشتری سؤال می کنند و سپس به نمونه هایی مانند میکسی که آنها دوست دارند به دقت گوش می کنند.

یکی از نامساعدترین و خطرناک ترین حالتها هنگامی پیش می آید که شما با فردی که بشدت بی تجربه است یا راجع به فرایند ضبط و میکس آگاهی ندارد کار می کنید. در این میان فرقی میان استفاده از سازهای اصلی یا استفاده از سازهای مجازی وی اس تی نیست . 

مسئله این است که کسی که راجع به ضبط و فرایند آن چیزی نمی داند، کاملا ناخواسته و بدون قصد، ممکن است ایده های مبتکرانه و کاملا مناسب و خوبی را مطرح کند. گاهی درخواستهای خیالی و از روی سلیقه و هوس و از قرار معلوم خالی از هر گونه دلیل، می توانند استعداد و نبوغ محض باشند.

بنابراین من تصور می کنم که کسی که برای اولین بار با گروه ها و موزیسین هایی که بعدها مطرح شده اند کار کرده است، از همان ابتدا نسبت به آنها شگفت زده شده است. از سوی دیگر شما نمی توانید روی کسی که بسیار با تجربه است، اما شنوایی قابل قبولی برای اینکه همیشه بتواند ایده های خلاقانه و مناسب مطرح کند ندارد، حساب کنید.

 

همواره ممکن است جمله بعدی که از دهان آنها خارج می شود پوچ و غیر منطقی باشد. یک اصطلاح را نقل قول می کنیم: “هیچگاه راجع به یک کتاب از روی جلد آن قضاوت نکنید.

 

به عبارت دیگر هیچگاه درباره کسی براساس اطلاعات و عقاید پیش زمینه ای که نسبت به او دارید قضاوت نکنید. آنها را در سطحی خلاقانه و بالاتر بسنجید. همیشه استعداد و نبوغ می تواند بوسیله استرس پوشیده شود.

همواره نظرات و ایده های مناسب خود و دیگران را در جایی یادداشت کنید تا هم آن را فراموش نکنید و هم بتوانید در نهایت این ایده ها را بصورت یک بانک در آورید و همواره به همراه داشته باشید. هیچگاه هیچ ایده و نظری را فراموش نکنید و به راحتی از کنار آن عبور نکنید.

مخاطبان عام:

اغلب گروه هایی که به استودیو می آیند، دوست دارند موسیقی آنها نیز مانند آهنگهای معروف و مطرح صدا بدهد. برخی مردم این کار را تقلید و کپی برداری از آثار دیگران تلقی می کنند و با آن مخالفند. این مطلب در مورد آهنگسازی صحیح می باشد اما در میکس لزوما درست نمی باشد. معمولا خلاقانه ترین انواع میکس برای اکثر افراد جاذبه دارد و تکراری نمی شود و بسیاری از ما از اینکه بتوانیم میکسهای شبیه میکس های موفق و جذاب دیگران انجام دهیم خوشحال خواهیم شد.

به عنوان یک صدا بردار، گوش دادن به آثار موسیقی که در این صنعت به روز می باشند و دقت به آنها می تواند کمک زیادی به شما باشد. روشی که هر سبک از موسیقی در طول تاریخ، به آن روش ضبط و میکس شده، معمولا نقش مهمی در چگونگی عملکرد روی یک پروژه خاص دارد. بنابراین بررسی اینکه هر سبک از موسیقی معمولا چگونه میکس شده بسیار مهم است.

 

هرگاه یک آهنگ را می شنوید، هر اتفاقی را که در میکس آن افتاده است با دقت یادداشت کنید.

ولوم صداها، پن، اکولایز و افکتهایی که برای هر صدا استفاده شده است را یادداشت کنید. سپس از خود بپرسید: “چرا صدا بردار به این نحو عمل کرده است؟ چرا ولوم صداها و پن استفاده شده به اینگونه است؟ و…” و حتى “آنها چگونه فکر کرده اند؟” سپس مهمترین سؤال این است: “آیا من نحوه جایگذاری صداها را به این ترتیب که این صدابردار انجام داده است می پسندم؟ آیا من اینگونه عمل می کردم؟”

اولین باری که یک صدارا می شنوید، ممکن است نظر خاصی نداشته باشید. اما بار بعدی که آن را می شنوید متوجه تفاوتهای آن می شوید. هنگامی که برای سومین بار این صدا را می شنوید، اگر دقیقا به آن گوش کنید، احتمالا قادر خواهید بود که بگویید کدامیک از سه صدا برای شما واضح تر و بهتر بوده است.

 

پس از اینکه این کار را چند سال انجام دادید، به یک چشم انداز و نمای باور نکردنی از کاری که دیگران روی صدا انجام می دهند دست میابید و خواهید دانست که علایق و سلیقه شما چگونه است.

آنگاه می توانید هر کاری که می خواهید انجام دهید. هنگامی که مشغول میکس می شوید، هر صدا را دقیقا به گونه ای که می خواهید قرار می دهید و اگر کسی مخالف باشد، شما دانش و تجربه و اطمینان لازم برای اینکه به آنها ثابت کنید که چیزی که انجام میدهید بر اساس علوم علمی و عملی میکس میباشد 

این آموزش فارسی میکس حرفه ای- بخش هفدهم بود که از نظر شما گذشت . با ادامه ی آموزشهای میکس حرفه ای آهنگ  و آموزشهای آهنگسازی با فروشگاه کیوبیس همراه باشید

آموزش فارسی میکس حرفه ای- بخش شانزدهم

 

کیفیت ضبط و تجهیزات ضبط:

اگر تجهیزات شما ارزان قیمت و با کیفیت پایین باشد نباید میکس را خیلی روشن و واضح کنید، چرا که در این صورت کلیه نویزها و دستور شن ها نمایان خواهند شد. با مشکل اصلی وقتی ایجاد می شود که گروه ناخواسته و ندانسته از شما می خواهند کاری در میکس انجام دهید که میکس را خراب خواهد کرد. ممکن است صدای سازشان خیلی بالا یا پایین باشد یا سازی که خوب کوک یا تنظیم نبوده بالاتر باشد یا حتی از یک وی اس تی vst به درستی استفاده ننماید . فقط به این دلیل که این ساز جزئی از گروه است، پس باید خود را در میکس نشان دهد. صرفنظر از اینکه آنها چقدر در اشتباه هستند، مشکل اینجاست که آنها برای این کار به شما پول پرداخت می کنند. بنابراین در شروع کار بهتر است با آنچه که گروه می خواهد ادامه دهید، در این صورت گروه نمی تواند شما را برای یک میکس بد مقصر بداند، اما مسأله این است که اگر با یک میکس بد کار را به اتمام برسانید نمی توانید بگویید که من در کار مسئولیتی نداشته ام. بنابراین ارزش شما در اینجا مشخص می شود که با ارائه پیشنهادات و نظرات خود میکس را بهبود بخشیده و بخاطر پروژه، بخاطر گروه، و در نهایت بخاطر خودتان همه چیز را متناسب کنید. بدترین چیزاین است که گروه از شما بخواهند که کاری را انجام دهید که مسلما اشتباه است و سپس مدتی بعد آنها در حالیکه فراموش کرده اند این خواسته خودشان بوده با حالتی ناراحت و حتی ناراضی و یا عصبانی نزد شما بر گردند.

وقتی که مطمئن هستید کارتان درست است باید یک چارچوب برای آن بسازید، اما فقط در صورتیکه کاملا مطمئن هستید، چرا که حقیقتا بدترین چیز ممکن این است که

گروه را متقاعد کنید که کارتان صحیح است در حالیکه نیست. گروه پس از ترک استودیو صدها بار در جاهای مختلف و همراه با انواع مختلف گوشها و افراد مختلف کاررا گوش خواهند کرد و مطمئنا اگر چیزی درست نباشد خواهند فهمید. بنابراین اگر می خواهید گروه را برای کاری متقاعد کنید، بهتر است از درست بودن آن مطمئن باشید. هنگامی که این تجربه را بدست آوردید که چه کاری صحیح است، باید این مهارت را نیز پیدا کنید که بتوانید بطور منطقی توضیح دهید که چرا یک ایده از ایده ای دیگر بهتر است. این به معنی دانستن دلایل واقعی برای روشهای مختلف انجام کارها می باشد. گفتن کلماتی مانند “به من اعتماد کنید” یا بدتر از آن “من سالها همین کار را انجام داده ام” می تواند در هنگام متقاعد کردن دیگران درست اثر مخالف داشته باشد. یک صدابردار حرفه ای مجموعه ای از دلایل واقعی و منطقی برای روشهایی که صداها در میکس قرار می گیرند برای خود ایجاد می کند و اگر شرایطی

پیش آمد که نتوانستید دلیل درستی را برای گروه توضیح دهید تا متوجه شوند، آن شب را تا وقتی که چیزی را که می توانستید بگویید کشف نکرده اید نخوابید و در نهایت این دلایل را هرگز فراموش نکنید، چون هیچ چیز بدتر از این نیست که چنین شرایطی دوباره اتفاق بیفتد و باز هم شما نتوانید دلایل درست یا غلط بودن آن چیز را برای گروه توضیح دهید، صدابردار ایده آل کسی است که نه تنها بهترین چیزها را برای اعمال در پروژه می داند، بلکه می داند که چگونه این چیزها را برای مشتری توضیح دهد. برای درک بهتر چند مثال می زنیم. یک مثال ساده این است که گروه می خواهند که صدای Kick طبیعی یا ساخته شده از یک بانک یا پلاگین یا نوعی وی اس تی را در میکس بالا ببرید. محدوده مناسبی برای صدای Kick در هر سبک وجود دارد که اگر از این محدوده فراتر رود میکس دچار مشکل می شود. در این حالت می توانید بگویید برای این سبک از موسیقی و این نوع آهنگ به ندرت پیش می آید که صدای Kick تا این اندازه بالا باشد و میکس با این سطح صدای Kick از حالت عادی و هماهنگ خارج می شود. حالا واقعا می خواهید که صدای Kick تا این اندازه بالا باشد؟” و یا مثلا برای بالا بودن بیش از حد سطح صدای خواننده می توانید این دلایل را بیاورید که در این صورت صدای خواننده بقیه صداها را تحت تأثیر قرار داده و آنها را می پوشاند و باعث می شود موسیقی لخت و بدون جلوه صدا دهد. همچنین برای موسیقیهایی مانند HipHop , Rap که اکثر شنوندگان آن را با صدای اکولایز شده باس در دنیای واقعی مست در اتومبیل خود، در منزل یا در دیسکو ها می شوند (به طوری که باس تا حدی تقویت می شود که می تواند همه شیشه ها را بلرزاند) ممکن است گروه انتظار داشته باشند که در استودیو نیز چنین صدایی را بشنوند. باید برای آنها توضیح داده که حد واقعی صدای باس در استودیو باید به گونه ای تعیین شود که شنونده در محیط واقعی بتواند آن را به سلیقه خود تقویت

کند و از آن لذت ببرد و در غیر این صورت ممکن است بلندگوهای آنها آسیب ببیند. دار در مورد پس آوا می توان این مثال را زد که هنگامی که به یک صدا و پس آوای آن به صورت Solo گوش می کنیم این صدا با هنگامی که در میکس به آن گوش می دهیم تفاوت دارد و در میکس حجیم تر به نظر می رسد. بنابراین ممکن است گروه بخواهد که میزان پس آوا را کاهش دهید. توضیح این اثر سایکو آکوستیکی به آنها اینکه چه چیزی (احتمالأ صحیح است را بدست آورید آنگاه می توانید به آن حکم کنید. برخی صدابرداران بسیار خود رأی تر از بقیه هستند و کمتر تمایل دارند که به ایده های افراد دیگر گوش کنند. افراطی ترین صدابرداران در این مسأله کسانی هستند که هنگام میکس به گروه اجازه حضور در اتاق کنترل یا استودیو را نمی دهند. اینگونه صدابرداران ممکن است افراد با استعدادی باشند اما هنر خود را به گونه ای کافی درک نکرده اند تا بتوانند آن را برای دیگران شرح دهند. از سوی دیگر برخی صدابرداران بسیار کار آموزده و با تجربه این خودرأی بودن را صحیح می دانند. اما همیشه مشکل موقعی پیش می آید که خودرابی و تکروی یک صدابردار با پشتیبانی و اساس تجربه و دانش همراه نباشد.

می تواند آنها را از اشتباه خارج کرده و به شما کمک کند که اندازه پس آوا را به حالت طبیعی و مناسب آن تنظیم کنید. .

آخرین مثال در اینجا به این گونه است، ممکن است گروه بخواهند روی صداهایی مانند باس یا Kick افکنهایی مانند تأخیر یا پس آوا گذاشته شود. باید برای آنها توضیح داد که اینگونه صداهای باس به خودی خود حجم زیادی را در میکس اشغال می کنند. افکتی مانند پس آوا که از صدها تأخیر تشکیل شده نیز فضای زیادی را خواهد گرفت و پس آوا روی صدای باس، بالطبع فضای بیشتر را خواهد گرفت. بنابراین چنین صدایی به طرز وحشتناکی بقیه صداها را خواهد پوشاند.

بنابراین می بینید که درک صحیح و دقیق حرکاتی که می توان در میکس انجام داد و اثر آنها نسبت به سایر حرکات بسیار حیاتی و مهم است. این نکته نیز مهم است که ممکن است برخی از نظرات شما نیز درست نباشد. بنابراین هیچگاه در مقابل یک مشتری که به شدت بر نظر خود پافشاری می کند، اصرار نکنید و آن را به او واگذار کنید. اینکه نسبت به عقاید خود مطمئن باشید بسیار خوب است اما به آن وابسته نباشید. به خاطر داشته باشید که گروه ممکن است نتوانند علت چیزی را که می خواهند به خوبی توضیح دهند، اما به هر حال نظر آنها مهم است. آنها اغلب وقتی اثر نظر اشتباه خود را می شنوند به این اشتباه پی می برند. گاهی اوقات نیز این نظرات

جالب است و ممکن است شما را به روشها و ایده های جدید و جالب راهنمایی کند. در نهایت به عنوان آخرین راه می توانید دو میکس مختلف یکی بر پایه نظرات خودتان و یکی براساس ایده مشتری به او ارائه دهید و انتخاب را به عهده او بگذارید. اما همواره این را به خاطر داشته باشید که این آخرین راه است چرا که او زمان زیادی را می گیرد، ثانيا ممکن است شما را در مقابل مشتری و مغایر با او قرار دهد و ایجاد مشکل کند. این نکته مطمئنا از وقت اضافی که برای انجام دو میکس می گذارید مهمتر . و خطرناک تر است

مشتری

یک صدابردار با تجربه اهمیت توجه خاص به ایده های سایر افراد را به خوبی می داند، حتی اگر این ایده ها غیر معمول یا حتی کاملا اشتباه باشد. برای مشتری این مهم است که متوجه شود که شما به نظر او احترام می گذارید. رمز این کار در این است که شما خیلی سریع و زیرکانه ایده های بد و نامناسب را از ایده های جالب و خوب جدا کنید، بدون اینکه احساسات مشتری را جریحه دار کرده باشید.

معمولا مشتری به اندازه صدابردار با تجربه نیست، مشتری معمولا با همه امکانات و کارکردهای تجهیزات آشنا نیست، اما این بدان معنا نیست که آنها ندانند که چه چیزی را دوست دارند. آنها فقط نمی دانند که چگونه می توان به آن دست پیدا کرد،

به هر حال گروه و آهنگساز یک برتری و مزیت بزرگ نسبت به شما به عنوان صدابردار دارند. اول اینکه آنها زمان خیلی بیشتری را روی آهنگ کار کرده اند و آن را بسیار بیشتر و بهتر می شناسند و به آن علاقه دارند. داشتن گوش آماده و دقیق نکته مهمی است اما صمیمیت و تعلق خاطر به آهنگ می تواند خیلی تعیین کننده تر باشد دوم اینکه آهنگساز ممکن است ایده هایی داشته باشد که هیچکس دیگری نتواند آنها را مطرح کند، به این دلیل که او از ابتدا و از صمیم قلب در ساخت آهنگ کار کرده است. اگر ما به یک آهنگ به عنوان نمونه ای از شخصیت یک فرد _ احساسات و عواطف أو نگریسته باشیم همین معنی را متبادر میکند

 

ادامه دارد …

آموزش فارسی میکس حرفه ای- بخش پانزدهم

ساختار آهنگ:

ساختار آهنگ اغلب روی کاری که صدابردار در هر قسمت از میکس انجام می دهد تأثیر می گذارد. برخی گروه ها ساختارهایی خلق می کنند که هر بخش از آهنگ با بخش قبلی آن کاملا متفاوت می باشد. فرانک زاپا، پینک فلوید، بیتلز و دارای آهنگهایی هستند که میکس آنها از یک بخش به بخش دیگر کاملا متفاوت است. برای میکس آهنگهایی که دارای بخشهای متفاوت هستند و می توان میکسهای مختلفی را برای هر قسمت خلق کرد، باید دارای دید گاهی باز و مناسب باشیم و اینگونه میکسها بسیار جالب می باشند. حتی در مواقعی که قسمتهای مختلف آهنگ خیلی متفاوت نیستند، می توانید هر بخش را مقدار کمی متفاوت و با لهجه های مختلف میکس کنید. برای مثال، معمولا گروس آهنگ دارای مقدار بیشتری پس آوا روی صدای خواننده (Vocals) می باشد. قسمت لید( Lead Break) معمولا با زیاد کردن ولوم صدای

Kick , Share یا باس و بعضی مواقع با اضافه کردن مقداری پس آوا به Snare جذاب تر و خوش منظرتر می شود. چنین کاری را همچنین می توان در انتهای آهنگ و هنگامی که گروه در حال بداهه نوازی برای خاتمه دادن به آهنگ می باشد انجام داد. یک قسمت وصل (Bridge) نیز می تواند دارای پس آوا يا پن متفاوت با قسمتهای دیگر روی سازها باشد تا در میکس تنوع بوجود آید.

تجهیزات بهتر اصولا می توانید میکسهای تمیز تر و بهتر داشته باشید. همچنین اگر هنگام ضبط مراقب سطح صداها و نویزها باشید، بعدأ موقع میکس لازم نیست آنها را دوباره درست کنید.

معمولا دو بخش اجرا و اشعار هستند که بیشترین نقش را هنگام تصمیم گیری برای اینکه چه کاری برای میکس باید انجام شود دارند. اگر چه این خصوصیات از آهنگی به آهنگ دیگر کاملا تغییر می کند. اغلب یک یا دو مشخصه هنگام میکس نقش اساسی تری را نسبت به بقیه ایفا می کنند. شاید بهترین نوع میکس هنگامی باشد که تمام این مشخصات کما بیش نقش متعادلی را در میکس داشته باشند.

بنابراین باید ببینید که شما برای کدامیک از این مشخصات اهمیت بیشتری قائل هستید و از نظر شما کدامیک از این ده مشخصه یک آهنگ برای تصمیم گیری در مورد یازدهمین مشخصه یعنی “میکس” از بقیه مهمتر است

بخش C: افراد مرتبط با پروژه

 

اجرا یکی از مهمترین مشخصه هایی است که روی میکس تأثیر می گذارد. برای مثال یک لیک (Lick) گیتار خاص ممکن است شما را بر آن دارد که آن را در زمان لیک از چپ به راست پن کنید و همچنین افکتی از یک وی اس تی مانند پس آوا که با آن ريف (Riff) تناسب دارد به آن اضافه کنید. از همه مهمتر، کیفیت اجرا روی چگونگی میکس آهنگ تأثیر می گذارد. اگر اجرا کاملا خوب و دقیق باشد شما فقط احتمالا آن را در میکس بالا برده و به جلو می آورید تا در میکس خودنمایی کند. اما اگر اجرا قابل قبول و جالب نباشد، نباید آن را به جلو آورید و مخصوصا از افكت در آن استفاده نکنید. به این دلیل که مسلما نباید چیزی را که قابل قبول و مناسب نمی باشد مشخص و پر رنگ جلوه دهید. در چنین مواقعی باید این قسمتها را در میکس پایین آورده و با افزودن مقدار کمی پس آوا یا دیگر افکتهای بر پایه زمان قسمتهای ناهنجار آن را مخفی کنید. اما با این حال دقت کنید که اینگونه قسمتها را بیش از حد نپوشانید با بیش از حد به آن افکت ندهید و آن را پایین نیاورید. این کار باید کاملا بصورت متعادل انجام شود. در غیر این صورت نه تنها اجرایی بد، بلکه میکس بدی نیز خواهید داشت.

بخشی از کار که مهارت بالایی را طلب می کند این است که نکات مورد نظر خود را با آنچه که سایر افراد پروژه می خواهند متعادل و هماهنگ کنید. یکی از مهمترین کارها در صدابرداری برقرار کردن توازن میان خواسته های مشتری با آنچه که صدابردار به عنوان نکات مثبت و منطقی کار می داند است. شغل صدابردار گرفتن پیشنهادات و نظرات همه افراد دست اندر کار در پروژه و انتخاب بهترین آنها برای اعمال روی کار می باشد. یک صدار بردار حرفه ای همواره به همه نظرات گوش می دهد و آنها را با ارزشهای مورد نظر خود و همچنین مخاطب عام مقایسه می کند. سپس در مورد حس مربوط به این نظرات بحث و تبادل نظر می کند. اغلب بعنوان یک نمونه ازمایشی روی ایده ها کار کرده و در نهایت به همراه مشتری برای اتخاذ تصمیم نهایی شروع به کار می کند. ایجاد توازن همواره یکی از مشکل ترین کارهای پک صدابردار می باشد.

 

ادامه دارد …

 

آموزش فارسی میکس حرفه ای- بخش چهاردهم

اکنون زمان خوبی برای این پرسش است که آیا دیدگاه موسیقایی برای میکس، در وهله اول مناسب نیست؟)

به عبارت دیگر، اگر ریتم خیلی پایه تر، ساده تر و آهسته تر باشد، احتمالا فضای بیشتری برای افکتها و بازی با اکولایزر وین و ولوم وجود خواهد داشت.

ملودی:

طبیعت خط ملودی می تواند به آسانی روی کاری که صدابردار هنگام میکس نهایی و همچنین در هر نقطه مشخص از کار و آهنگ انجام می دهد تأثیر بگذارد، برای مثال، اگر ملودی یک جزء بزرگ و طولانی از آهنگ باشد، ممکن است تصمیم بگیرید که آن را بوسیله افکتهای بر پایه زمان مانند تأخير (Delay)، پس آوا (Reverh) یا فلنجر (Flanger)، حجیم تر و جذاب تر کنید. اگر ملودی ساده باشد (یا کسل کننده)، ایده خوبی است که آن را بوسیله انواعی از حجیم سازی مانند تأخیرهای با زمان کوتاه یا پس آوا به صورت استریو در آوریم. به عبارت دیگر اگر ملودی خیلی شلوغ باشد، بهتر است که از افکتهای کمتری استفاده کنید و آن را بالاتر ببرید تا بتوانید جزئیات را بهتر بشنوید. گاهی اوقات صدابرداران پن و افکتها را براساس خط ملودی تغییر می دهند که می تواند به جذاب تر شدن میکس کمک کند.

ریتم

طبیعت رينم اثر مستقیمی روی میکس دارد. هر چقدر ریتم شلوغ تر باشد، باید میکس را تمیز تر و واضح تر انجام دهید تا بتوانید جزئیات بیشتری را بشنوید. شما نمی خواهید که شفافیت و وضوح و دقت یک ریتم پیچیده، پوشیده و تیره تر شود. هر یک از ابزار و وسایل در داخل اتاق کنترل می توانند برای خلق یک میکس تمیزتر و شفاف تر، وقتی که یک ریتم شلوغ داریم مورد استفاده قرار گیرند. در این مواقع باید از افکتهای بر پایه زمان کمتر استفاده کنید. به این دلیل که فضای کافی برای تأخیرهای اضافی وجود ندارد. سازها یا صداهای وی اس تی ها باید به صورت کی شفاف تر و روشن تر اکولایز شوند تا جزئیات ریتم تفکیک تر و قابل تشخیص شوند. ولوم صدای یک بخش پیچیده ریتم نیز باید کمی بیشتر شود تا جزئیات شفاف تر شنیده شوند. البته همه ريتمهای شلوغ به صورت مشخص تر و جلوتر میکس نمی شوند. یک ریتم ممکن است برای اینکه بخواهیم به صورت شفاف و جلوتر میکس شود خیلی شلوغ باشد. بنابراین باید آن را به صورت گرفته تر و تیره تر اکولایز کنیم و در زمینه موسیقی قرار دهیم، به این دلیل که ممکن است برای آهنگ بسیار طاقت فرسا، سنگین و خراب کننده باشد و بقیه اجزای

هارمونی

طبیعت بخشهای هارمونی و چگونگی تناسب آنها با گل آهنگ نیز به گونه ای دیگر در میکس مشارکت دارد. تفاوت در تعداد بخشهای هارمونی و ساختار آکوردی آنها می تواند راهنماهای مهمی را برای اینکه چه کارهایی در میکس باید انجام شود مهیا کند. مثلا هر چقدر بخشهای هارمونی بیشتر باشد صداها باید به صورت گسترده تری ين شوند. در حالیکه یک بخش هارمونی منفرد به ندرت به صورت کامل به یک سو پن می شود. نوع آکوردهای موسیقایی که بوسیله بخشهای هارمونی خلق شده اند می توانند روی جایگیری آنها تأثیر گذار باشند. یک آکورد نامطبوع احتمالا در میکس در عقب قرار می گیرد، یک آکورد مطبوع و خوش احساس ممکن است با تأخیرها و پس آوای فضایی میکس شود. هنگامی که هارمونی ها واقعی نیستند و در واقع ملودی به صورت هم آوا (اونسیون) صدا می دهد، صداها باید به صورت گسترده تری به صورت استریو پخش شوند تا پرتر و حجیم تر صدا دهند و ولوم صدا نیز احتمالا باید کمتر شود، به این دلیل که ممکن است این صداها برای اینکه در جلو قرار بگیرند، به اندازه کافی جذاب و دلچسب نباشند. یکی از روشهایی که در تصمیم گیری افراد برای چگونه میکس کردن هارمونی بکار می رود بر پایه این است که هارمونی ها تا چه اندازه خوب و صحیح و بجا می باشند. بسیاری از افراد، اگر صدای هارمونی ها واقعا خوب باشد آن را بلند می کنند با این حال و با تمام این اوصاف، هیچیک از این ایده ها یک قانون نیست، اینها تنها دلایلی برای خلق انواع مختلف میکس می باشد.

اشعار:

محتوای اشعار، راهنمای بزرگی برای صدابردار در روش میکس می باشد. طبیعت اشعار اغلب روی میکس کلی تأثیر می گذارد، به این دلیل که به تنظيم لحن و رنگ و آهنگ کمک می کند. اشعار بخصوص، اغلب صدابردار را برای استفاده از افکتهای گوناگون هنگام میکس هدایت می کند. جمله ای مانند: زندگی در حاشیه” با “راه رفتن روی لبه پرتگاه می تواند کاملا به سمت راست یا چپ پن شود و به این صورت کاملا این حس را تداعی کند. جمله ای در مورد رفتار روان پریشانه ممكن است شما را بر آن دارد که صدای برخی فرکانسهای آزار دهنده را در یک یا چند ساز بخصوص بالا ببرید. جمله ای مانند “در سرای عشق” ممکن است مقداری پس آوا را طلب کند. همچنین افکتها ممکن است بر اساس اشعار حذف شوند. برای مثال وقتی اشعار خیلی مهم یا شخصی هستند، معمولا افكتها (مخصوصا پس آوا) کم می شوند تا اشعار جلوتر و نزدیک تر به احساس شما صدا دهند.

کنید که در فضای محدود بين بلندگوها این امر یعنی استفاده از کل فضا و زمینه استریو لازم می باشد.

اگر یک تنظیم خیلی خلوت و کم حجم باشد نیز دو روش با طرح وجود دارد. شما می توانید تنظیم را با اضافه نکردن افكت خلوت نگه دارید یا اینکه می توانید آن را با اضافه کردن انواع گوناگون افکتهای بر پایه زمان پرتر و حجیم تر کنید. وقتی تعداد صداهای کمتری وجود دارد، شما فضای بیشتری برای بازی با افکتها در اختیار خواهید داشت.

تنظیم:

حجم و تراکم تنظيم اغلب راهنمای ارزشمندی برای روش میکس آهنگ می باشد اگر یک تنظیم بیش از حد پر باشد دوطرح مختلف برای کار وجود دارد. برداشتن قسمتهای اضافی و نامطلوب یا پرتر کردن آن. طرح اول به این منظور است که یک تنظيم شلوغ و پر را با اضافه کردن افکتهای دیگر تیره و شلوغ تر نکنیم. در اینجا سعی می کنیم که بگونه ای میکس را انجام دهیم که صدای تمیزتر و واضح تری داشته باشیم تا بتوانیم اجرای آهنگ را در شلوغی تنظیم بشنویم. علاوه بر استفاده کمتر از افکتها، صداها معمولا به صورت شفاف تر و روشن تر اکولایز می شوند. وقتی تعداد خیلی زیادی از صداها و نت ها در میکس وجود دارند، فرکانسهای بالاتر بیشتر پوشیده می شوند، در حالیکه فرکانسهای پایین فضای بیشتری را در بین بلندگوها اشغال می کنند. استفاده از اکولایزهای شفاف تر باعث میشود که صداها فضای کمتری را بگیرند، بنابراین فضای بیشتری برای شنیده شدن هر صدا وجود خواهد داشت.

از طرف دیگر برای برخی آهنگها و سبکهای موسیقی، استفاده از میکس برای پرتر کردن تنظیم، ساختن صدای حجیم و افکتهای مشخص تر مناسب می باشد. اضافه کردن افکتهای بر پایه زمان مانند تأخیر و پس اوا و فلنجر در حقیقت صداهای بیشتری را به میکس اضافه می کند. همچنین ممکن است شما صداها را در سطح وسیع تری پن

سازبندی

اگر صدای ساز خوب باشد، احتمالا شما صدای آن را بالا خواهید برد و با استفاده از افکتهای بر پایه زمان آن را به صورت استریو پخش خواهید کرد. اگر صدای ساز زیبا، جذاب، منحصر بفرد و پیچیده باشد خودنمایی خواهد کرد. از سوی دیگر صداهای جذاب و منحصر بفرد هنگامی که در میکس پایین باشند و تراوش صدای آنها شنیده شود می توانند بسیار فریبنده باشند. یک افکت نرم و آرام برای استریو کردن آن لازم است و در نهایت آن را در زمینه آهنگ قرار می دهد.

اگر صدایی خیلی آشکار و واضح نیست، آن را با بالا بردن بیش از حد، پر رنگ و مشخص نکنید. به جای آن می توانید مقداری افکت به آن بدهید. اگر نمی توانید آن را شفاف و صیقلی کنید، آن را محو کرده و بپوشانید. )

 

 

ادامه دارد …

آموزش فارسی میکس حرفه ای- بخش سیزدهم

سایه روشن های مختلف می توانند به صدا های مختلف و متفاوت، انواع شکل موجها، یا محدوده های فرکانسی مختلف ارتباط داده شوند. اما از آنجاییکه ما نمی خواهیم افراد را به یادگیری چنین سیستمی برای درک و فهم شكلها الزام کنیم، سایه روشن ها را تنها برای کمک به تفاوت گذاشتن بین صداها در میکس بکار می بریم. هنگامی که در مورد ساختارهای هارمونیک و اکولایز بحث می شود، سایه روشن ها به محدوده های فرکانسی خاص اختصاص خواهند یافت.|

در ادامه ی مطلب آموزش فارسی میکس حرفه ای- بخش سیزدهم را دنبال نمایید

(بیشتر…)

آموزش فارسی میکس حرفه ای- بخش دوازدهم

ادامه ی درس قبل :

به علاوه، صداها در سینتی سایزرها معمولا به صورت استریو با چنین تأخير زمانی کوتاهی پخش می شوند.

همچنین می توانیم این خط را با بیشتر کردن ولوم صدا به جلو بیاوریم..

درست به همان صورت که می توانیم از ولوم صدا، پن و اکولایز برای جایگذاری و حرکت دادن گره ها استفاده کنیم، روی جایگذاری و طول قطر کره صدایی که از حجیم سازی خلق شده نیز کنترل داریم، می توانیم این خط را در هر کجا از چپ تا راست به وسیله پن کردن سیگنال اصلی و سیگنال تأخیری در موقیت های گوناگون جایگذاری کنیم. هر چقدر پخش و انتشار استریو عریض ترو وسیع تر باشد، صدا فضای بیشتری را پوشش خواهد داد. در این حالت یک کره بیضوی شکل خواهيم داشت.)

یا آن را با کم کردن درجه صدا در زمینه قرار دهیم.

در ادامه ی مطلب با ادامه ی آموزش فارسی میکس حرفه ای- بخش دوازدهم همراه سایت کیوبیس باشید

(بیشتر…)

آموزش فارسی میکس حرفه ای- بخش یازدهم

ادامه :

صداهای با فرکانس پایین به نظر فضای بیشتری را از صداهای با فرکانس بالا در بر می گیرند. مثلا در صورتیکه ۳ گیتار باس را در یک میکس قرار دهیم، میکسی تیره و کثیف خواهیم داشت.

باید دید در این دنیای تجسمی، هرصدا چقدر برجسته و بزرگ است. در اینجا هدف این است که نشان داده شود هر صدا چقدر فضا در بین بندگوها در بر می گیرد، در این صورت می توانیم به مسئله بزرگ و مهم پوشش رسیدگی کنیم. هر چقدر یک صدا فضای بیشتری را بگیرد، بیشتر صداهای دیگر را در میکس پوشیده و پنهان می کند.

شکل ۳۴) فضای تیرد

صداهای باس فضای خیلی زیادی را اشغال می کنند، به همین دلیل صداهای دیگر را نیز پوشش می دهند. اما در صورتیکه چندین صدای Bells را هم در میکس قرار دهیم، باز هم می توان آنها را به طور واضح از یکدیگر تشخیص داد، حتی اگر همه آنها در یک زمان با هم نواخته شوند

 

نظر به اینکه فضای محدودی بین بلندگوها وجود دارد، احتیاج داریم که اندازه فضای هر عضو را در بین اجتماع صداها بدانیم، تجسم یک صدا چقدر فضا را بین بلندگوها در می گیرد؟ 

 

سازهای با فرکانس بالا، بالاتر و کم حجم تر از سازهای با فرکانس پایین جای می گیرند. صداهای با فرکانس پایین با شکلهای بزرگتر و جایگیری پایین تر در بین بلندگوها نشان داده شده اند.)

نکته: از لحاظ تکنیکی، خیلی سخت است که دقیقا بگوییم فرکانسهای پایین تر از Hz ۴۰۰ از کجا می آیند. متمرکز کردن فرکانسهای پایین در بین بلندگوها بسیار سخت است. بنابراین یک تجسم فکری واقع گرایانه تر، محیط کروی فرکانسهای پایین را نامعین تر و با خلق پوشش بیشتر در بر می گیرد. (یعنی بصورتی منتشر می شوند که كل بخش پایینی تصویر را پوشش می دهند. اما به هر حال برای اینکه قادر باشیم ولوم صدا، پن و اکولایز تخصصی باس را نشان دهیم، همچنان از گره های تعریف شده و معین و بزرگ استفاده خواهیم کرد.

اندازه به عنوان تابعی از ولوم صدا:

هر چقدر یک صدا در میکس بلند تر باشد، صداهای دیگر را بیشتر پوشش خواهد داد. بنابراین صداهای بلندتر، برجسته تر و بزرگتر هستند. صدای خیلی بلند یک گیتار تمایل خیلی بیشتری به پوشش صداهای دیگر دارد تا یک صدای نرم و پایین آن بنابراین یک گیتار باس، که قبلا هم حجیم بود، در صورتیکه صدای آن بلند تر هم شود، بسیار بیشتر صداهای دیگر را خواهد پوشاند.)

وقتی یک تأخیر کمتر از ۳۰ میلی ثانیه روی یک صدا قرار می دهیم، یک افکت غیر طبیعی بوجود می آید. به دلیل اینکه گوشهای ما برای شنیدن تأخیرهای با این سرعت به اندازه کافی سریع نیستند، ما به جای او تنها صدایی با حجم بیشتر می شنویم. وقتی سیگنال اصلی را در بلندگوی چپ و سیگنال تأخیر کوتاه را در بلندگوی راست جای می دهیم، افکت هر صدا یا پلاگین یا وی اس تی  به گونه ای است که گویا صدا را بین بلندگوها کشیده و امتداد می دهیم. این افکت صدا را مانند پس آوا (Reverb) در یک فضای خاص قرار نمی دهد بلکه تنها آن را بین بلندگوها در همه جا حاضر نشان می دهد (Omnipresent). چنین افکتی می تواند با قرار دادن ۲ میکروفن برای یک صدا خلق شود. به این دلیل که سرعت صدا خیلی کم است (حدود ۷۷۰ مایل در ساعت (mph) يا ۳۴۴ متر بر ثانیه m / s )، حدود یک میلی ثانیه تأخیر به ازای هر فوت (۱۲ اینچ با ۳۰ سانتی متر) خواهیم داشت. بنابراین معمولا دو میکروفن برای خلق صدای استریو بکار می رود.) 

 

از شما سپاسگذاریم که از آکادمی فروشگاه وی اس تی کیوبیس همچنان سری آموزشهای میکس فارسی آهنگ ما را دنبال میکنید . ادامه دارد …

 

آخرین دیدگاه‌ها